مائده بیست و یکم: آیین ِ آینه
آینه را دیدهای؟
هیچ در این صافی صفا نما دقت کردهای؟
درسهای فراوان دارد
برای آن که اهل آموختن است.
ـ نه آینه
که هر چه در .............
آینه را دیدهای؟
هیچ در این صافی صفا نما دقت کردهای؟
درسهای فراوان دارد
برای آن که اهل آموختن است.
ـ نه آینه
که هر چه در .............
رمضان است.
آبشار نور از محضر فیض باریدن گرفته.
باغچه دل،
که سالی را پایمال گرازهای گناه بود،
اینک مجالی یافته تا دیگر بار
در پناه .............
«لب تشنهای و آب.
پا بستهای و یار.»
این داستان ماست.
زین سان که میرویم،
پر شور و بیقرار،
ای...............
شب بود،
شب قدر.
قدری بود و ما قدرِ قدر دانسته،
و اعضا و جوارح هر یک به کنجی نشسته.
و مباحثه ای بزرگ
ـ بل محاکمه ای ـ
در گرفته.
گویی..........
«نفحات الانس» تو را از «حضرات القدس» بوییدیم.
پس در پی «کشف المحجوب» برآمدیم.
عطر «گلشن راز» تو سرمستمان کرد،
و ما را به سوی خود خواند.
فهم راز تو چیزی فراتر از ادراک ما بود.
پس.....
از سوی وزارت علوم؛ |
|
| فراخوان جدید جذب هیئت علمی در دانشگاه ها اعلام شد | |
| وزارت علوم، تحقیقات و فناوری فراخوان جدید جذب هیئت علمی را برای سال 1390 اعلام کرد. | |
به گزارش خبرگزاری مهر، مرکز جذب اعضای هیئت علمی ورارت علوم ، تحقیقات و فناوری اعلام کرد: در راستای تامین اعضای هیئت علمی دانشگاه های سراسر کشور ( اعم از دولتی، غیر دولتی - غیر انتفاعی و وابسته به دستگاه های اجرایی) از دارندگان مدارک دکتری PHD، دانشجویان مقاطع دکتری و کارشناسی ارشد و طرح سربازی دعوت به همکاری می کند. متقاضیان می توانند جهت ثبت نام از 15 شهریور 1390 به مدت یک ماه به سایت مرکز جذب به آدرس jazb.msrt.ir مراجعه کنند. |
فرشته
در ترديد بود.
كاري سخت بر عهده داشت:
آماده كردن آدمي براي
كارزار بزرگ
- جهاد اكبر -
با خود انديشيد:
آيا....

| ابلاغیه جدید وزارت علوم/ دانشگاهها ملزم به افزایش ظرفیت دکتری شدند | |
| معاونت
آموزشی وزارت علوم حداکثر تا هفته اول شهریور ماه 90 به دانشگاهها و
پژوهشگاهها فرصت داد تا در راستای اجرایی شدن مصوبه شورای عالی انقلاب
فرهنگی نسبت به اعلام ظرفیت های قابل افزایش مقطع دکتری اقدام کنند. بقيه در ادامه مطلب. |
|
بر جادههای لغزان زندگی هموار رفتن آسان نبود،
بر دردهای جان فرسا تحمل داشتن سهل نمینمود،
از مکر و فریب شیطان خود را رهاندن ممکن نبود،
دل کندن از شیرینی گناه،
و شرنگ به کام شیطان کردن کارساز نبود،
فتح قله های نجابت به....
ماه مبارك رمضان ماه قرآن است. يكي از دوستان سايتي را معرفي كرده است كه شما مي توانيد به شيوه اي جالب قرآن با خط عثمان طه را با ماوس ورق زده و مطالعه نماييد. اين كار هم براي خودش ابتكاري است و بخصوص براي كساني كه مي خواهند قرآن را در كامپيوتر مطالعه كنند يا احيانا دسترسي به قرآن ندارند بسيار کارگشا است. گرافيك صفحه هم چشم نواز است. یکی از امکانات جالب آن این است که یک ذره بین در سمت چپ بالای آن قرار داده اند برای استفاده کسانی که احیانا چشم شان ضعیف است.
براي مطالعه این قرآن نياز به نصب برنامه فلش داريد.

به گزارش مهر سومين شماره از نشريه سوره انديشه، همراه با ضمیمه کتاب اسفار، و ضمیمه ادبی هنری اقالیم قلم منتشر شد. براي اطلاع بيشتر به ادامه مطلب مراجعه فرماييد.
یا معین الضعفاء!
ضعیفانیم در جدال رقیب.
مگر که یاری تو دست گیرمان شود.
یا صاحب الغرباء!
غریبانیم در دیار حبیب
مگر که........
گل تا روی خود به خورشید در کشد
و جلوه جمال خود آشکار نماید
قفس خاک در میشکند،
تن به آب طاهر پاک میکند،
و آلودگی از جان دور مینماید.
زین روست که.............
دیگر بار توفیق رفیق راه شده بود،
و ما میهمان جمعی از یاران همراه،
در محضر استادی ارجمند.
هر کس به فراخور حال و کار خویش
با کسی در گفتوگو بود.......
عمری گذشت
دیرسالیانی با مردمان زیستیم،
لیک افسوس که در میانشان بودیم
ولی از درد و رنجشان بیخبر.
اینک............
:از آشفته
آزاده
سنگ را حــرمت گذارد شيشه بی بـاده ام
همنشين خاک چون جـام ز دست افتاده ام
گـم نکردم گوهـری را تـا به افسـوسم کشد
غم ندارد فـرصت عمری که از کف داده ام
در بهار و در خـزان گر چه نمـانـدم بی ثمر
ســرو را مـانم که بـا دســت تهـی آزاده ام
صد گـره دارم به کار خـويش و در ديـدارها
خـم نمـی آرد به ابـرو چهره ی بـگشـاده ام
خود نيارم گفت دل چون است در آن پيشگاه
کـاش يـارای سخـن می بـود در سجـاده ام
می تـوان آشفتــه نقش زنـدگی را زد بر آب
آرزو گـر رنگ نگـذارد بــه طـبـع ســاده ام
((به نقل از سياره آشفته
تو را شناخت نگاهم نقاب را بردار
ستاره سايه ندارد حجاب را بردار
تنور شعله ورم دست بر دلم مگذار
بپرس و پرده اين التهاب را بردار
چو بوتراب كه از شير با نمك پرداخت
بس است گريه بر اين چشم خواب را بردار
هنر نكردم اگر سايه ام به خاك افتاد
ز خاك اى دلِ من آفتاب را بردار
به لقمه پاى نهادن كمال ناشكرىست
به احترام سبوى شراب را بردار
ز سالخورد صراحى دواى پيرى خواه
چو خم شدى ز خُمِ مى شباب را بردار
قلندران طريق احتياط نشناسند
دو راهه نيست جنون انتخاب را بردار
صلاح كار تو مطرب اگر چه خاموشى است
دلم گرفت خدا را، رباب را بردار
به عطر صومعه خاكم مكن نفاق آميز
شراب و شمع مرا بس گلاب را بردار
گناه از من اميدوار، او زاهد
تو بهر توشه فردا ثواب را بردار
به عذر آتش پنهان پريش در خود سوخت
كنون كه شعله به سر گشت آب را بردار
(به نقل از شاعران شهرضا)
براي آشنايي بيشتر با اين دو شاعر مي توانيد به اين آدرس يا اين آدرس مراجعه فرماييد.
مختصري از زندگي آنها از زبان رئيس اداره ارشاد شهرضا را در ادامه مطلب بخوانيد.
به گاه خلقت
لمحههایی از وجود خویش در ما بهودیعت نهادی
مگر که ما نیز ـ گر چه خداییمان ممکن نیست ـ
رنگ و بوی خدایی گیریم.
و صَبّاغ...........
دستت بهکار آفرینش که رفت
قوه ناطقه را در وجودمان نهادی.
لیک ما،
از سر غفلت،
«ناطقه» را رها
و.......
کریمی به افطارمان خوانده بود.
در راه بودیم،
که کودکی ژنده
راه بر ما بست.
و دست خواهش،
و................
یا عزیز!
رمضانات چشمه عزت است و معدن کرامت.
یا مدبر!
برنامه ضیافتات کرانه تدبیر است.
یا مصور!
اقامه..............
جمعی بودیم،
از یاران همراه.
اِخوان الصفا،
و خُلاّن الوفاء.
ماه صیام بود.
و.........
(1)
شبی بود و برکهای.
جوی آبی و لحظهای.
با خود و دور از خود،
و دیگران.
بر خاطرم گذشت که:............
(1)
شیطان احساس سرمستی میکرد.
و نائرههای نیرانش را به رخ انسان میکشید.
برق غرور و نخوت از چشمانش میجهید.
خوشحالیاش بیسبب نبود.
چشاندن زقّوم گناه به آدمی
ـ این برترین مخلوق خداوند،
و بزرگترین.............

(1)
رمضان بود.
نشسته بودم،
در محضر پیری خردمند،
«آزادهای افتاده»؛
از آنان که «ینبغی ان یشدّ الیه الرَحال»،
ـ میسزد که برای دیدنشان،
کویها و برزنها را در سپاری،
و طول راه به پاتاوه همت کوتاه کنی ـ
فرصتی بود مغتنم؛
از آن دست که اگر.........
(1)
دومین روز است،
که در «مکتب حقایق»،
و «پیش ادیب عشق»،
زانوی ادب بهزمین ساییده،
و شروع درس را انتظار میکشیم.
هر یک بهگونهای هستیم:
برخی...........

(1)
روزها و روزهها آغاز گشته.
دلها یاد قبیله ایمان کرده.
حاجیان احرام دل بسته،
ولی دلها شکسته،
پرها خسته،
و نالان از هجر یار،
ترک کفرستان کرده،
و...

(1)
مي رفتيم،
در فراخناي زمان.
اسيراني بوديم در بند شهوت و ثروت و قدرت.
نايمان تهي از هر ناله.
و، دردا،
كه بندی زنجيرهاي خود ساخته بوديم:
وحدت زندان و زنداني و زندانبان!
....

(2)
(3)
(ا)
![]()
از طريق وبلاگ اخلاق كاربردي مطلع شدم كه مجله «اطلاعات حكمت و معرفت» پرونده ویژه شماره چهار خود را موضوع «اخلاق فناوری اطلاعات» اختصاص داده است. انتشار منظم این مجله را باید به همه دست اندرکاران آن - از جمله سردبیرش آقای انشاءالله رحمتی - تبریک گفت.
این شماره با همت آقای دکتر محسن جوادی تهیه شده و سرمقاله آن هم به فلم ایشان است.
برای آگاهی از متن مقالات و دانلود آنها می توانید به اینجا مراجعه فرمایید.
عناوین مرتبط با اخلاق فناوری اطلاعات در این شماره مجله از این قرار است:
1/ سرمقاله: اخلاق فن آوري اطلاعات: محسن جوادي
2/ اخلاق، غمخواري و فن آوري اطلاعات و ارتباطات، گفتگو با مصطفي ملکيان، روح الله چاوشي
3/ روش شناسي اخلاق اطلاعات آموزش نوجوانان، هوسونگ کي/ سيونگ جين ان، ترجمه ياسر ابراهيمي
گر چه پيش از اين هم چندباري در اين وبلاگ از مكتب تفكيك و چهره هاي شاخص آن، همچنين منابعي در تاييد يا نقد آن سخن به ميان آمده، لكن با توجه به مطرح بودن اين مكتب در عرصه فكري و فلسفي جامعه ما، همچنين به خاطر آنچه قبلا گفته شد كه طرفداران فلسفه لازم است با ديدگاه ها و انديشه هاي منتقدان يا مخالفان فلسفه هم آشنا شوند، در اينجا چند ديگر معرفي مي شود:
سايت جناب آقاي محمد رضا حكيمي، از چهره هاي شاخص مكتب تفكيك در عصر ما.
وبلاگ دوستداران آقاي حكيمي
مكتب تفكيك در ويكي پديا
موارد زير هم برخی منابعی است که براي نقد مكتب تفكيك در اينترنت قابل مراجعه است (این منابع برای آگاهی علاقه مندان است و لزوما به معنای موافقت صاحب این وبلاگ با دیدگاه نویسندگان آنها نیست)
نقد مکتب تفکیک در آثار امام خمینی
بازشناسی و نقد مکتب تفکیک (و اینجا)
نقد مکتب تفکیک در گفت و گو با آقای واعظ زاده خراسانی
نقد و بررسي «نظريّه معرفت» در مكتب تفكيك
نقد ديدگاه اين مكتب در باب ترجمه فلسفه از يونانى به عربى
معرفی کتاب رویای خلوص درنقد مکتب تفکیک
هويّت مخدوش انسان در مكتب تفكيك
یکی از دوستان ابیات زیر را برای بنده فرستاده است که ضمن تشکر از ایشان آنها را خدمت شما تقدیم می کنم. ایشان درباره سرایندگان این ابیات چیزی نگفته ، بنده هم تحقیقی نکردم. ولی به هر حال اشعار زیبایی است. اشعار ناظر به حضرت موسی(ع) و «لن ترانی» و عدم امکان رویت خداوند است که خطاب به وی بیان شده است. البته «لن ترانی» یک معنای عرفی هم دارد که در یکی از ابیات مد نظر قرار گرفته است.
(3)
(2)