مائده بیست و یکم:  آیین ِ آینه

(1)

آینه را دیده­ای؟

هیچ در این صافی صفا نما دقت کرده­ای؟

درس­های فراوان دارد

برای آن که اهل آموختن است.

ـ نه آینه

که هر چه در .............

ادامه نوشته

مائده بیستم:  صحاری اسحار

(1)

رمضان است.

آبشار نور از محضر فیض باریدن گرفته.

باغچه دل،

که سالی را پای‌مال گرازهای گناه بود،

اینک مجالی یافته تا دیگر بار

در پناه .............

ادامه نوشته

مائده نوزدهم:  شور  ِ شیدایی

 (1)

«لب تشنه‌ای و آب.

پا بسته‌ای و یار.»

این داستان ماست.

زین سان که می­رویم،

پر شور و بی‌قرار،

ای...............

ادامه نوشته

مائده هیجدهم:  مقدّرات قدر

 (1)

شب بود،

شب قدر.

قدری بود و ما قدرِ قدر دانسته،

و اعضا و جوارح هر یک به کنجی نشسته.

و مباحثه­ ای بزرگ

ـ بل محاکمه­ ای ـ

در گرفته.

گویی..........

ادامه نوشته

مائده هفدهم:  ترنم ِ ترانه

(1)

«نفحات الانس» تو را از «حضرات القدس» بوییدیم.

پس در پی «کشف المحجوب» برآمدیم.

عطر «گلشن راز» تو سرمستمان کرد،

و ما را به­ سوی خود خواند.

فهم راز تو چیزی فراتر از ادراک ما بود.

پس.....

ادامه نوشته

فراخوان جدید جذب هیئت علمی در دانشگاه ها


از سوی وزارت علوم؛
فراخوان جدید جذب هیئت علمی در دانشگاه ها اعلام شد
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری فراخوان جدید جذب هیئت علمی را برای سال 1390 اعلام کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، مرکز جذب اعضای هیئت علمی ورارت علوم ، تحقیقات و فناوری اعلام کرد: در راستای تامین اعضای هیئت علمی دانشگاه های سراسر کشور ( اعم از دولتی، غیر دولتی - غیر انتفاعی  و وابسته به دستگاه های اجرایی) از دارندگان مدارک دکتری PHD، دانشجویان مقاطع دکتری و کارشناسی ارشد و طرح سربازی دعوت به همکاری می کند.

متقاضیان می توانند جهت ثبت نام از 15 شهریور 1390 به مدت یک ماه به سایت مرکز جذب به آدرس jazb.msrt.ir  مراجعه کنند. 

مائده شانزدهم:  مراحم رحمت

(1)

فرشته در ترديد بود.
كاري سخت بر عهده داشت:
آماده كردن آدمي براي كارزار بزرگ‌
-
جهاد اكبر -
با خود انديشيد:
آيا....

ادامه نوشته

بزرگداشت آشفته و پريش شهرضايي


اخباري ديگر درباره دو شاعر شهرضايي را در ادامه مطلب بخوانيد.

ادامه نوشته

الزام دانشگاه ها به افزایش ظرفیت دکتری

ابلاغیه جدید وزارت علوم/ دانشگاهها ملزم به افزایش ظرفیت دکتری شدند
معاونت آموزشی وزارت علوم حداکثر تا هفته اول شهریور ماه 90 به دانشگاهها و پژوهشگاهها فرصت داد تا در راستای اجرایی شدن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به اعلام ظرفیت های قابل افزایش مقطع دکتری اقدام کنند.
بقيه در ادامه مطلب.

ادامه نوشته

مائده پانزدهم:  ثریای ثروت

(1)

بر جاده­های لغزان زندگی هموار رفتن آسان نبود،

بر دردهای جان فرسا تحمل داشتن سهل نمی­نمود،

از مکر و فریب شیطان خود را رهاندن ممکن نبود،

دل کندن از شیرینی گناه،

و شرنگ به کام شیطان کردن کارساز نبود،

فتح قله­ های نجابت به....

ادامه نوشته

ورق زدن قرآن با ماوس

ماه مبارك رمضان ماه قرآن است. يكي از دوستان سايتي را معرفي كرده است كه شما مي توانيد به شيوه اي جالب قرآن با خط عثمان طه را با ماوس ورق زده و مطالعه نماييد. اين كار هم براي خودش ابتكاري است و بخصوص براي كساني كه مي خواهند قرآن را در كامپيوتر مطالعه كنند يا احيانا دسترسي به قرآن ندارند بسيار کارگشا است. گرافيك صفحه هم چشم نواز است. یکی از امکانات جالب آن این است که یک ذره بین در سمت چپ بالای آن قرار داده اند برای استفاده کسانی که احیانا چشم شان ضعیف است.

براي مطالعه این قرآن نياز به نصب برنامه فلش داريد.
به هر حال، ضمن تشكر از اين دوست گرامي، در صورت تمايل براي مطالعه قرآن به اين آدرس مراجعه فرماييد

شماره جديد سوره انديشه

 

به گزارش مهر سومين شماره از نشريه سوره انديشه، همراه با ضمیمه کتاب اسفار، و ضمیمه ادبی هنری اقالیم قلم منتشر شد. براي اطلاع بيشتر به ادامه مطلب مراجعه فرماييد.

ادامه نوشته

مائده چهاردهم:  عسرت عثرات

(1)

یا معین الضعفاء!

ضعیفانیم در جدال رقیب.

مگر که یاری تو دست گیرمان شود.

یا صاحب الغرباء!

غریبانیم در دیار حبیب

مگر که........

ادامه نوشته

مائده سیزدهم:   سحاب صحبت

(1)

گل تا روی خود به خورشید در کشد

و جلوه جمال خود آشکار نماید

قفس خاک در می­شکند،

تن به آب طاهر پاک می­کند،

و آلودگی از جان دور می­نماید.

زین روست که.............

ادامه نوشته

مائده دوازدهم:  حِصن حصین

(1)

دیگر بار توفیق رفیق راه شده بود،

و ما میهمان جمعی از یاران همراه،

در محضر استادی ارجمند.

هر کس به فراخور حال و کار خویش

با کسی در گفت‌و‌گو بود.......

ادامه نوشته

مائده یازدهم:  محاسن احسان

 (1)

عمری گذشت

دیرسالیانی با مردمان زیستیم،

لیک افسوس که در میان‌شان بودیم

ولی از درد و رنج‌شان بی‌خبر.

اینک............

ادامه نوشته

به ياد زلف «آشفتهء» «پريش»

به مناسبت درگذشت هم زمان استاد آشفته شهرضايي و فرزندش پريش شهرضايي نمونه اي از اشعار هر يك از آنها تقديم مي شود:

:از آشفته

آزاده

سنگ را حــرمت گذارد شيشه بی بـاده ام

همنشين خاک چون جـام ز دست افتاده ام

گـم نکردم گوهـری را تـا به افسـوسم کشد

غم ندارد فـرصت عمری که از کف داده ام

در بهار و در خـزان گر چه نمـانـدم بی ثمر

ســرو را مـانم که بـا دســت تهـی آزاده ام

صد گـره دارم به کار خـويش و در ديـدارها

خـم نمـی آرد به ابـرو چهره ی بـگشـاده ام

  خود نيارم گفت دل چون است در آن پيشگاه

کـاش يـارای سخـن می بـود در سجـاده ام 

می تـوان آشفتــه نقش زنـدگی را زد بر آب

آرزو گـر رنگ نگـذارد بــه طـبـع ســاده ام

((به نقل از سياره آشفته


از پريش شهرضايي:

تو را شناخت نگاهم نقاب را بردار
ستاره سايه ندارد حجاب را بردار
تنور شعله‏ ورم دست بر دلم مگذار
بپرس و پرده اين التهاب را بردار
چو بوتراب كه از شير با نمك پرداخت
بس است گريه بر اين چشم خواب را بردار
هنر نكردم اگر سايه‏ ام به‏ خاك افتاد
ز خاك اى دلِ من آفتاب را بردار
به لقمه پاى نهادن كمال ناشكرى‏ست
به احترام سبوى شراب را بردار
ز سالخورد صراحى دواى پيرى خواه
چو خم شدى ز خُمِ مى شباب را بردار
قلندران طريق احتياط نشناسند
دو راهه نيست جنون انتخاب را بردار
صلاح كار تو مطرب اگر چه خاموشى است
دلم گرفت خدا را، رباب را بردار
به عطر صومعه خاكم مكن نفاق‏ آميز
شراب و شمع مرا بس گلاب را بردار
گناه از من اميدوار، او زاهد
تو بهر توشه فردا ثواب را بردار
به عذر آتش پنهان پريش در خود سوخت
كنون كه شعله به‏ سر گشت آب را بردار

(به نقل از شاعران شهرضا)

ضايعه اي براي ادب و هنر شهرضا

چند لحظه قبل پيامكي دريافت كردم مبني بر  اين كه دو تن از شاعران شهير شهرضا - استاد 'قاسم سياره' متخلص به «آشفته شهرضايي» و فرزند ايشان بهرام سياره متخلص به «پريش شهرضايي» در روز پنجشنبه دار فاني را وداع گفتند.  مرحوم آشفته بر اثر كهولت سن و فرزند ايشان به خاطر بيماري قلبي.  متاسفانه به گزارش ايرنا اين خبر از سوي رئيس اداره ارشاد اسلامي شهرضا هم تاييد شده است. هر دو اين بزرگواران از اساتيد مبرز شعر و ادب و از شاعران نامور و سخن سنج بودند كه اشعار جدي و طنزشان ، به خصوص آنها كه به زبان محلي سروده شده بود- در بين مردم شهرتي خاص داشت.

براي آشنايي بيشتر با اين دو شاعر مي توانيد به اين آدرس يا اين آدرس مراجعه فرماييد.

مختصري از زندگي آنها از زبان رئيس اداره ارشاد شهرضا را در ادامه مطلب بخوانيد.


ادامه نوشته

مائده دهم:  رستن رستگاری

(1)

به گاه خلقت

لمحه‌هایی از وجود خویش در ما به‌ودیعت نهادی

مگر که ما نیز ـ گر چه خدایی‌مان ممکن نیست ـ

رنگ و بوی خدایی گیریم.

و صَبّاغ...........

ادامه نوشته

مائده نهم:  رضوان رضایت

(1)

 دستت به­کار آفرینش که رفت

قوه ناطقه را در وجودمان نهادی.

لیک ما،

از سر غفلت،

«ناطقه» را رها

و.......

ادامه نوشته

مائده هشتم:  کرانه کرامت

(1)

کریمی به افطارمان خوانده بود.

در راه بودیم،

که کودکی ژنده

راه بر ما بست.

و دست خواهش،

و................

ادامه نوشته

مائده هفتم:  بلوای  ِ  بلا

(1)

یا عزیز!

رمضان‌ات چشمه عزت است و معدن کرامت.

یا مدبر!

برنامه ضیافت‌ات کرانه تدبیر است.

یا مصور!

اقامه..............

ادامه نوشته

مائده ششم:  عظمت  ِ  عزت

(1)

جمعی بودیم،

از یاران همراه.

اِخوان الصفا،

و خُلاّن الوفاء.

ماه صیام بود.

و.........

ادامه نوشته

مائده پنجم:  بركه برکت

(1)

شبی بود و برکه­ای.

جوی آبی و لحظه‌ای.

با خود و دور از خود،

و دیگران.

بر خاطرم گذشت که:............

ادامه نوشته

مائده چهارم:  شرنگ   ِشرارت

(1)

شیطان احساس سرمستی می‌کرد.

و نائره‌های نیرانش را به رخ انسان می‌کشید.

برق غرور و نخوت از چشمانش می‌جهید.

خوشحالی‌اش بی‌سبب نبود.

چشاندن زقّوم گناه به آدمی

ـ این برترین مخلوق خداوند،

و بزرگ‌ترین.............

ادامه نوشته

مائده سوم:  بدر بیداری

(1)

رمضان بود.

نشسته بودم،

در محضر پیری خردمند،

«آزاده­ای افتاده»؛

از آنان که «ینبغی ان یشدّ الیه الرَحال»،

 ـ می‌سزد که برای دیدن‌شان،

کوی‌ها و برزن‌ها را در سپاری،

و طول راه به پاتاوه همت کوتاه کنی ـ

فرصتی بود مغتنم؛

از آن دست که اگر.........

ادامه نوشته

چند خبر فلسفي

طبق اعلام سايت انجمن حكمت و فلسفه ايران، « بنا به پیشنهاد معاونت پژوهشی و فناوری وزارت علوم تحقیقات و فناوری طی حكمی از طرف دكتر كامران دانشجو وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری، حجت‌الاسلام و المسلمین دكتر عبدالحسین خسروپناه  به‌عنوان رییس جدید مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ایران منصوب شد.»
(براي آشنايي بيشتر با آقاي خسروپناه مي توانيد به سايت ايشان مراجعه كنيد)

براي اطلاع از چند خبر فلسفي ديگر از سايت انجمن حكمت و فلسفه، به ادامه مطلب مراجعه فرماييد:

ادامه نوشته

مائده دوم:  آدابِ ادب

 (1)

دومین روز است،

که در «مکتب حقایق»،

و «پیش ادیب عشق»،

زانوی ادب به­زمین ساییده،

و شروع درس را انتظار می‌کشیم.

هر یک به‌گونه‌ای هستیم:

برخی...........

ادامه نوشته

مائده نخست:  قفل‌های غفلت

(1)

روزها و روزه‌ها آغاز گشته.

دل‌ها یاد قبیله ایمان کرده.

حاجیان احرام دل بسته،

ولی دل‌ها شکسته،

پرها خسته،

و نالان از هجر یار،

ترک کفرستان کرده‌،

و...

ادامه نوشته

مائده هاي رمضاني: عشقه هاي عاشقي


 (1)

مي رفتيم،

در فراخناي زمان.

اسيراني بوديم در بند شهوت و ثروت و قدرت.

ناي‌مان تهي از هر ناله.

و، دردا،

كه بندی زنجيرهاي خود ساخته بوديم:

وحدت زندان و زنداني و زندان‌بان!

....

ادامه نوشته

مائده هاي رمضاني: چاووش خواني

فرارسيدن ماه رمضان را به همه كساني كه دل در گروي معنويت و راز و نياز با مبدا زيبايي و خير دارند تبريك مي گويم. جذابيت هاي معنوي اين ماه آنچنان زياد است كه حتي كساني چون ما كه توان چنداني براي درك لذائذ معنوي نداريم هم تا اندازه اي آنها را درك مي كنيم.
اين ماه با دعا انس و الفت فراوان دارد. مضامين نهفته در دعاهاي رمضان بسيار زيبا و تامل برانگيز و سازنده است. بنده از سال ها پيش معتقد بودم كه ما بايستي بتوانيم اين مضامين را با بهره گيري از زبان و بيان زيبا و با كمك گرفتن از ادبيات و هنر، هر چه بيشتر به ديگران معرفي نماييم. از اين رو گر چه خود را هنرمند يا اديب نمي دانم ولي به خاطر علاقه اي كه به اين كار داشتم طرحي را درباره دعاهاي روزانه ماه رمضان در چند سال قبل پياده كردم؛ به اين صورت كه مضامين دعاي هر روز را در قالب يك قطعه ادبي ارائه كردم. اين قطعات در روزنامه اطلاعات منتشر شد و بعد همين روزنامه آن را به صورت كتابي با عنوان «رمضان؛ ضيافت ناز، جلوه نياز» منتشر كرد.
به مناسبت فرارسيدن ماه رمضان مناسب ديدم هر روز يكي از اين قطعات را كه ناظر به يكي از دعاهاي كوتاه روزانه اين ماه است را مجددا به خدمت مخاطبان گرامي اين وبلاگ تقديم كنم. طبيعتا نظرات دوستان درباره اين سنخ كارها مي تواند براي بنده بسيار راه گشا باشد.
البته به بهانه ماه رمضان در صدد نگارش مجموعه مقالاتي هستم كه طرح كلي آن آماده شده و اگر به نتيجه مشخصي رسيد از طريق همين وبلاگ تقديم خواهد شد.
هر يك از قطعه هاي ادبي مربوط به دعاهاي ماه رمضان در يك پست جداگانه ارائه خواهد شد. انشاءالله.
در اين ماه عزيز از همه دوستان التماس دعا دارم و اميدوارم با مغتنم شمردن اين فرصت، همه ما به همديگر دعا كنيم و همديگر را ميهمان مائده هاي آسماني اين ماه نماييم.

شمسه هاي شعبان(24)قسمت آخر: شعبان؛ شمیم رمضان- 2

 (2)

1.      «شعبان» قطعه ای از زمان است؛ و هر زمانی را مبدائی است و مقصدی. ابتدایی و انتهایی. زمان شعبان نیز کم کم به انتهای خود نزدیک شده است. لیک برای آنان که اهل رازند و نیاز، زمان تغییر می کند ولی پایان نمی پذیرد. آنان که دل در گرو دلدار دارند در هر قطعه از زمین و هر مقطع از زمان، رخ یار را می بینند و در جام جلوه های او «شرب مدام» دارند. از این رو با پایان شعبان، امید به قطعه ای دیگر از زمان های خوب خدا دارند که «رمضان» اش می نامند.

2.      اهل معنا و معرفت هر لحظه را با یاد حبیب به هم پیوند می دهند و اتصال اوقات و آنات را با حب حبیب امکان پذیر می سازند. برای اینان اگر شعبان پایان یابد رمضان در پیش است؛ بهار قرآن و بوستان معرفت. گاهِ «ضیافت ناز و جلوه نیاز». از این رو است که خانه دل آنان هیچ گاه از یار خالی نیست و ذکر روزان و شبان شان این است که: «خانه از اغیار خالی، نی ز یار» و «لیس فی الدار غیره دیّار».

3.      آنان که جرعه های معرفت را از جام شعف انگیز شعبان نوشیده اند و دل به دریای دل نواز آن سپرده اند اینک که طلیعه رمضان رخ نمایان کرده است در خوف و رجای این و آن مانده اند. گویی زبان حال شان این است که : «صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت.» لیک در این میان باید بشارت داد کسانی را که با اغتنام فرصت های شعبان، از دریچه شمسه های آن به زیارت خورشید نائل آمدند و قلوب خود را به نور ایمان و معرفت منور کردند. اینان را جای نگرانی نیست؛ چرا که اینک دور با عاشقان است و «دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش».

(3)

با این نوشتار، مجموعه شمسه های شعبان نیز به پایان می رسد. از این رو می سزد که پس از سودن جبین سپاس به درگاه بی چون بی نیاز، از او خواهان باشیم که قلم و قدم ما را  همواره در راه رضای خود و سعادت و کمال جامعه قرار دهد و از هر گونه خطا و لغزش در امان دارد. سخن فرجامین نیز هم نوا با مخاطبان گرامی این است که: «خدا حافظ شعبان؛ ماه نبی مکرم اسلام؛ و ماه رحمت و رضوان. و سلام بر رمضان؛ ماه خدا؛ و ماه رمضه های نورانی جهد و جهاد و اجتهاد.»

شمسه هاي شعبان(23): شعبان؛ شمیم رمضان-1

(ا)

1.      در جهان آفرینش هر چیز را بهاری است و خزانی. هر عمارتی را آبادانی است و خرابی. آدمی نیز از این قاعده بیرون نیست. جسم او زمانی در اوج سلامتی و صحت و شور و نشاط است؛ و زمانی در حال بیماری و سستی و فرسودگی. این خاصیت امور مادی است. لکن برای روح و روان انسان نیز می توان سلامت و بیماری را فرض نمود. آدمی موجودی است شگفت؛ و از آن جا که صاحب اختیار است می تواند به انتخاب خود به سوی رشد و تعالی حرکت نماید و از فرشتگان بالاتر رود یا خوی حیوانی در پیش گیرد و از چارپایان پست تر گردد. او آن گاه که در راستای شکوفندگی بعد ملکوتی خویش گام بر می دارد در واقع به سلامت و آبادانی خویش توجه می نماید و زمانی که کارهایی را انجام می دهد که صبغه حیوانی دارد در حقیقت به خرابی عمارت روح خویش پرداخته است.  

2.      با توجه به آنچه گفته شد این سوال مطرح می شود که چه می توان کرد تا عمارت روح و نفس آدمی از گزند خرابی به دور، و بوستان قلب او همواره سرسبز و با نشاط باشد. پاسخ این سوال را می توان از زمزمه های عارفانه زینت عابدان دریافت. در یکی از فرازهای صلوات شعبانیه امام سجاد(ع) می فرماید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد، واعمر قلبی بطاعتک، و لا تخزنی بمعصیتک». امام اطاعت از دستورات خداوند را باعث عمران و آبادانی قلب و روح آدمی، و آلودن جامهء جان به کثافات گناه و معصیت و نافرمانی فرامین الاهی را موجب رسوایی و خواری انسان می داند. شاید یکی از دلائل این امر آن باشد که خداوند مظهر حقیقی و منشاء حیات و زندگانی است. از این رو یکی از صفات او را «حیّ» دانسته اند. و روشن است هر که از فرمان او اطاعت کرد در واقع به منشاء حیات متصل شده و در حد توان و ظرفیت خویش از نعمت حیات و زندگی بهره مند شده است. چنین کسی را می توان زنده واقعی نامید.

3.      در این جا باز ناگزیر هستیم از تذکر نکته ای که پیش از این به گونه ای دیگر مطرح شده است؛ و آن این که اطاعت و عصیان خداوند فقط در عرصه فردی و زندگی خصوصی آدمی نیست. بلکه وجهی عمومی و اجتماعی نیز دارد. از منظر بحث حاضر می توان گفت: یکی از خطراتی که همواره جامعه اسلامی را تهدید می کند آن است که افراد جامعه، به ویژه کنشگران و مسوولان اجتماعی و سیاسی و صاحبان رسانه های گروهی، نسبت به انجام گناهان و معاصی در عرصه اجتماعی و سیاسی حساسیت و توجه چندانی نداشته باشد. در این حالت، «معروف» های اجتماعی تضعیف می گردد و «منکرات» اجتماعی زیاد می شود. روشن است که چنین جامعه ای در راه رسیدن به حیات طیبه و دست یابی به سعادت و رشد متوازن و همه جانبه با مشکلات و موانع فراوانی رو به رو خواهد شد.

ويژه نامه اي براي اخلاق فناوري اطلاعات

از طريق وبلاگ اخلاق كاربردي مطلع شدم كه مجله «اطلاعات حكمت و معرفت» پرونده ویژه شماره چهار خود را موضوع «اخلاق فناوری اطلاعات» اختصاص داده است. انتشار منظم این مجله را باید به همه دست اندرکاران آن - از جمله سردبیرش آقای انشاءالله رحمتی - تبریک گفت.

این شماره با همت آقای دکتر محسن جوادی تهیه شده و سرمقاله آن هم به فلم ایشان است.

برای آگاهی از متن مقالات و دانلود آنها می توانید به اینجا مراجعه فرمایید.

عناوین مرتبط با اخلاق فناوری اطلاعات در این شماره مجله از این قرار است:

1/ سرمقاله: اخلاق فن آوري اطلاعات: محسن جوادي

2/ اخلاق، غم‌خواري و فن آوري اطلاعات و ارتباطات، گفتگو با مصطفي ملکيان، روح الله چاوشي

3/ روش شناسي اخلاق اطلاعات آموزش نوجوانان، هوسونگ کي/ سيونگ جين ان، ترجمه ياسر ابراهيمي

4/ اخلاق وحقوق در فناوري اطلاعات - قتراح، با حضور آقايان حميد شهرياري، احمد ديلمي و آقاي حسن هاني،
5/ تازه‌ترين يافته‌هاي اخلاق رايانه‌اي، هوش مصنوعي دنياي مجازي و واقعيت مجازي،جوزف ميگاکيزا، رضا بخشايش
6/ از اخلاق رايانش تا رايانش اخلاقي، جي. وَن دِن هاون و جي. لوخورست، عليرضا ثقه‌الاسلامي
7/ اخلاق بازي‌هاي رايانه‌اي، ميگوئل سيکارت، ترجمه و نگارش ليلا آقاياني

باز هم درباره مکتب تفکیک

گر چه پيش از اين هم چندباري در اين وبلاگ از مكتب تفكيك و چهره هاي شاخص آن، همچنين منابعي در تاييد يا نقد آن سخن به ميان آمده، لكن با توجه به مطرح بودن اين مكتب در عرصه فكري و فلسفي جامعه ما، همچنين به خاطر آنچه قبلا گفته شد كه طرفداران فلسفه لازم است با ديدگاه ها و انديشه هاي منتقدان يا مخالفان فلسفه هم آشنا شوند، در اينجا چند ديگر معرفي مي شود:

سايت جناب آقاي  محمد رضا حكيمي، از چهره هاي شاخص مكتب تفكيك در عصر ما.

وبلاگ دوستداران آقاي حكيمي

مكتب تفكيك در ويكي پديا

موارد زير هم برخی منابعی است که براي نقد مكتب تفكيك در اينترنت قابل مراجعه است (این منابع برای آگاهی علاقه مندان است و لزوما به معنای موافقت صاحب این وبلاگ با دیدگاه نویسندگان آنها نیست)

نقد مکتب تفکیک در آثار امام خمینی

بازشناسی و نقد مکتب تفکیک (و اینجا)

نقد مکتب تفکیک در گفت و گو با آقای واعظ زاده خراسانی

نقد و بررسي «نظريّه معرفت» در مكتب تفكيك

نقد ديدگاه اين مكتب در باب ترجمه فلسفه از يونانى به عربى

معرفی کتاب رویای خلوص درنقد مکتب تفکیک

هويّت‌ مخدوش‌ انسان‌ در مكتب‌ تفكيك‌

 

لن ترانی

یکی از دوستان ابیات زیر را برای بنده فرستاده است که ضمن تشکر از ایشان آنها را خدمت شما تقدیم می کنم. ایشان درباره سرایندگان این ابیات چیزی نگفته ، بنده هم تحقیقی نکردم. ولی به هر حال اشعار زیبایی است. اشعار ناظر به حضرت موسی(ع) و «لن ترانی» و عدم امکان رویت خداوند است که خطاب به وی بیان شده است. البته «لن ترانی» یک معنای عرفی هم دارد که در یکی از ابیات مد نظر قرار گرفته است.


یکی گفت:
چو  رسي  به طور سينا، ارني مگو و بگذر
که  نيرزد   اين  تمنا،  به  جواب  لن  تراني
 
دومي جوابش داد:
چو  روي  به  طور  سينا،  ارني  بگو و مگذر
تو نداي دوست بشنو، چه «تری» چه «لن تراني»!
 
اما ديدگاه سومي جالب‏تر است:
ارني  کسي   بگويد که  تو را  نديده  باشد
تو که با مني هميشه چه جواب لن تراني؟!
 
چهارمي -که منسوب است به مرحوم علامه طباطبايي-، هم:
سحر   آمدم  به  کويت،  که  ببينمت  نهاني
ارني  نگفته   گفتي  دو   هزار   لن تراني!
 
پنجمي نیز می‌گوید:
 تو بدين جمال زيبا،  چو  روي به طور سينا
ارني بگويد  آن‏کس،  که  بگفت لن تراني!
 چو رسی به طور سینا ، ارنی بگو تو مگذر
چه خوش است ز او جوابی ، چه تَریٰ چه لَنْ تَرانی

شمسه هاي شعبان(22): حقوق در نگاه زینت عابدان- 3

(3)

1.  امام سجاد(ع) در قسمتی دیگر از رساله حقوق، به بیان حق افراد می پردازد. ایشان در این میان افراد گوناگونی را معرفی و حقوق آنان را ذکر می نماید. همان گونه که پیشتر هم گفته شد جامعه اسلامی اگر بخواهد در مسیر موفقیت و رشد و تعالی همه جانبه پیش برود چاره ای ندارد جز آن که مسئله مراعات حقوق دیگران و پرهیز از تضییع آنها را به طور جدی در دستور کار خود قرار دهد. این حقوق هم جنبه فردی دارد و هم جنبه اجتماعی. به عنوان مثال در عرصه اجتماعی هم مردم بر گردن حاکمان حق دارند و هم حاکمان بر گردن مردم. در رساله حقوق از حقوق برخی افراد به طور خاص نام برده شده است؛ از جمله: حق حاکم، معلم، زیردستان، شاگردان، همسر، پدر و مادر، فرزند، برادر، کسی که در حق انسان نیکی کرده است، موذن، امام جماعت، همنشین، همسایه، همراه، شریک، طلبکار، مدعی، طرف مخاصمه، مشاور، مشورت خواه، نصیحت خواه، نصیحت گر، کودکان، کسی که انسان را شاد کرده است، کسی که در حق انسان بدی کرده است، همکیشان، و اهل ذمه.

2.  از آن جا که بیان حقوق همه افراد فوق، امکان پذیر نیست، در این جا به طور بسیار مختصر به برخی از حقوق چند مورد آن ها اشاره می شود؛ با این امید که خداوند به همگان توفیق شناخت حقوق دیگران و مراعات آن ها را عنایت فرماید. حضرت می فرماید: از جمله حقوق معلم آن است که به او احترام بگذاری و به سخنش گوش دهی. حق زیر دستانی که بر آن ها مسوولیت داری آن است که با آنان به عدالت و انصاف رفتار کنی، خطاهاشان که از روی جهل بوده ببخشی و در کیفر اعمال بدشان شتاب نکنی. حق همسرت آن است که بدانی خداوند بر تو منت نهاده و او را باعث آرامش و انس تو قرار داده است. باید او را گرامی بداری و با او مدارا کنی و هر گاه از روی نادانی مرتکب خطایی شد او را مورد بخشش قرار دهی.

3.  در بخش هایی دیگر از رساله آمده است: حق فرزندت آن است که بدانی او از تو است و در دنیا و آخرت خیر و شر او وابسته به تو است، و تو مسوول تربیت صحیح او و راهنمایی اش به سوی خداوند هستی. حق همسایه ات آن است که در غیاب او نگاهبانش باشی و در حضور او وی را عزیز و گرامی بداری، در جست و جوی زشتی های مخفی وی نباشی، اگر نصیحت پذیر است او را نصیحت کنی، در سختی ها یاری اش نمایی و خطاهای وی را ببخشایی. حق کسی که  از تو مشورت خواسته آن است که اگر در آن زمینه صاحب نظری او را راهنمایی کنی و اگر نیستی او را به کسی که اهل نظر است معرفی نمایی.

همان گونه که بیان شد موارد فوق فقط به صورت بسیار  کوتاه و مختصر و به عنوان  نمونه ذکر شد. علاقه مندان لازم است برای اطلاع کامل از موارد فوق، به خود رساله مراجعه نمایند.

شمسه هاي شعبان(21): حقوق در نگاه زینت عابدان- 2

(2)

1.      از رساله حقوق امام سجاد(ع) ترجمه و شرح های گوناگونی وجود دارد که در این جا با استفاده از کتاب «ترجمه و شرح رساله الحقوق امام سجاد(ع)»، نگارش محمد سپهری، (قم: انتشارات دار العلم، چاپ هفتم، 1382) به طور بسیار مختصر به معرفی برخی از حقوقی می پردازیم که آن حضرت بیان کرده اند. در کتاب فوق، به زندگی امام زین العابدین(ع) و سند این رساله نیز پرداخته شده است. در این رساله امام ابتدا به صورت مختصر و سپس به صورت مفصل اقسام حقوقی که بر عهده انسان است را بیان می نماید.

2.      از جمله حقوق بیان شده در رساله، حق خداوند بر انسان است. امام معتقد است حق بزرگ خداوند آن است که آدمی فقط او را بندگی نماید و هیچ چیز و هیچ کس را با او شریک نگرداند. هر کس که این حق را به درستی ادا کند خدا بر خود واجب کرده است که دنیا و آخرت او را تامین نماید.

3.      در بخش دیگری از این رساله، حقوق برخی از اعضای بدن، از جمله زبان، گوش، چشم، دست و پا، معده و دستگاه تناسلی اشاره شده است. هر چند حق هر یک از این ها به طور جداگانه بیان گردیده است ولی آن چه می توان در مجموع می توان گفت این است که حق اعضای بدن آن است که انسان از آنها در راه صحیح استفاده نماید و آنها را وسیله انجام گناه قرار ندهد.

4.      در رساله حقوق تصریح شده که حتی عبادات هم بر گردن انسان حق دارند و لازم است حق هر کدام به درستی ادا شود. در این میان از عباداتی چون نماز، روزه و حج سخن به میان آمده است. به عنوان مثال، گفته شده حق نماز آن است که توجه داشته باشی نماز، هجرتی است به سوی خداوند، و تو موجود کوچک و ضعیفی هستی که هنگام نماز در برابر خدای گرانقدر و بلند مرتبه ایستاده ای. از این رو باید عظمتش را پاس داری و با قلبت به او رو کنی. همچنین حق روزه آن است که توجه داشته باشی که روزه حجابی است که خداوند در برابر زبان و گوش و چشم و معده و دیگر اعضای تو قرار داده است تا به این وسیله مانعی بین تو و آتش قهرش ایجاد کرده باشد. حال اگر روزه را ترک نمایی، در واقع پرده ای که خداوند بین تو و آتش قرار داده را دریده ای.