مقاله 47: حوزه هاي علميه و نسل جوان: همدلي و همزباني خوشتر است
دانلود pdf اين مقاله
طرح مسئله: مقصود اصلي نوشتار حاضر عطف توجه روحانيان است به نسل جوان به عنوان يكي از مخاطب هاي اصلي حوزه هاي علميه و نهادهاي تبليغ دين. البته بحث «حوزه و نسل جوان» داراي دو سويه است: يكي از جهت «حوزه» و نسل جوان و ديگري از جهت «نسل جوان» و حوزه. با اين وجود، در مقاله حاضر، توجه بيشتر به جهت اول است هر چند لازم است كه سويه ديگر بحث نيز در فرصتي مناسب مورد واكاوي و تامل قرار گيرد، چرا كه نمي توان همواره از لزوم ارتباط حوزويان با نسل جديد صحبت كرد ولي وظايف يا مسئوليت هاي نسل جوان را در اين ميان ناديده گرفت. روشن است تعامل سازنده و تاثير گذار بين روحانيان حوزه هاي علميه و جوانان جامعه آنگاه حاصل خواهد شد كه هر دو طرف به وظايف و مسئوليت هاي خود آگاهي يافته و به طور جدي در صدد ايجاد گشايش در اين مسير باشند. به هر روي، اينك سخن با حوزه هاي علميه است، آن هم از منظر ارتباط با نسل جديد، ولي از آنجا كه در اين زمينه نيز موضوع هاي فراواني قابل طرح است، در اين نوشتار بحث را صرفا با توجه به مسئله مهم «تحولات نسلي» در جامعه ايران پي مي گيريم.
مقاله حاضر مبتني بر اين است كه:
الف) در جامعه ما وجود افرادي چون روحانيان به عنوان متخصصان امر دين، و نهادي چون حوزه علميه به عنوان متولي شناخت، تبليغ و دفاع از دين، امري لازم و ضروري است.
ب) موفقيت چنين افراد و نهادهايي در گرو شناخت هر چه بيشتر و بهتر مسئوليت ها و وظايف خود، همچنين شناخت زمان، شناخت مخاطب و شناخت و به كارگيري ابزارها و شيوه هاي مناسب است.
ج) از بين موارد فوق، مسئله شناخت مخاطب ، امري است كه بايستي به طور جدي تري مورد توجه و تامل قرار گيرد، چرا كه هر گونه تلاش علمي و عملي در مسير تبليغ دين تا زماني كه مورد توجه و قبول مخاطب قرار نگيرد به مقصد اصلي خود نرسيده است. مسئله «مخاطب شناسي» و نقب زدن به «قلب ها و مغزها» يكي از نكته هاي مورد توجه رهبران الاهي و مبلغان «رسالات الله» در طول تاريخ بوده است. آنان كه به اين مطلب بيشتر توجه كرده اند در ايفاي مسئوليت خود كامياب تر بوده اند.
د) از منظر بحث «تحولات نسلي» بايد گفت نسل جوان داراي ويژگي ها، مزيت ها، مشكلات و مسائل، دغدغه ها و دلمشغولي ها و احساس ها و حساسيت هايي است كه تا اندازه اي با نسل (هاي) پيشين متفاوت است. از آنجا كه آينده مكتب و كشور در دست اينان است، حوزويان بايستي در برنامه ريزي هاي خود، به اين نسل توجهي ويژه داشته باشند. غفلت از اين امر مي تواند خطر گسست ارتباط بين حوزه و بخشي از مخاطبانش را در پي داشته باشد.
براي پيشگيري از گسست حوزويان و مخاطبان جوان خود چه بايد كرد؟ به نظر مي رسد توجه به نكته هاي زير مي تواند موجب ارتباط هر چه بهتر حوزويان با نسل جوان باشد و آنان را در ايفاي هر چه بهتر وظيفه و رسالتي كه بر دوش دارند ياري كند:
1. پذيرش تحولات نسلي به عنوان يك واقعيت: انسان به عنوان مخاطب دين و مبلغان ديني، موجودي است وابسته به زمان و مكان. گذر ايام نه تنها موجب تغيير و تحول هاي جسمي در افراد مي شود بلكه در كليت خود ، جامعه را نيز با تغييرهايي مواجه مي كند. از آنجا كه هر نسلي با زمان خود در داد و ستد است، لذا ارزش ها، الگوها ، آرمان ها و مسائل خاص خود را نيز داراست. از اين رو اين امكان هست كه بين هر نسل با نسل(هاي) پيشين خود تفاوت هايي در بينش، روش و منش زندگي و سلوك علمي و عملي وجود داشته باشد. اين تفاوت ها، كه خود را در درون وبرون افراد جامعه نشان مي دهد، و مي تواند موجب بروز گسست ها و فاصله هايي بين يك نسل با نسل هاي پيشين شود را گاه با عنوان هايي چون «شكاف نسلي» معرفي مي نمايند. برنامه ريزان، سياستگذاران و دلسوزان جامعه لازم است به اين تحولات توجه داشته و خود را براي مواجهه معقول و منطقي با آنها آماده نمايند. از منظر بحث ما، نيز بايسته است حوزويان به پيدايش نسل جديد و ظهور و بروز آن در جامعه توجهي جدي داشته و اين نسل و تغيير و تحولات آن را به عنوان يك واقعيت بپذيرند.
2. بررسي و تحليل صحيح تحولات نسلي: پذيرش واقعيت تحولات نسلي به معناي موافقت با همه ديدگاه ها و رفتارهاي يك نسل نيست، بلكه نخستين گام در مسير تعامل درست با آن نسل است. در مرحله بعد بايستي با استفاده از شيوه ها و ابزارهاي علمي و قابل اعتماد، تحولاتي را كه در پي بالندگي نسل جديد در جامعه ما به وجود مي آيد از جنبه هاي مختلف فرهنگي، اخلاقي، اجتماعي، روان شناختي، سياسي و مانند آن مورد تجزيه و تحليل قرار داده و علائق، انگيزه ها، آرمان ها، ويژگي ها، دغدغه ها و خصائص، و به طور كلي فضاي گفتماني اين نسل به خوبي شناخته شود. البته اين كار بايد بر اساس نگاه مثبت و تعاملي با نسل جديد و از سر همراهي و همدلي و قائل شدن شخصيت و احترام براي آنها باشد. اين كار به شرطي قرين موفقيت خواهد بود كه جوان و جواني به عنوان مجموعه اي از ويژگي هاي مثبت همچون شور و نشاط، كنجكاوي و جستجوگري، تعالي طلبي و ميل به پيشرفت، علاقمندي، عشق و محبت طلبي نگاه شود. غفلت از اين نگاه ، راه را بر همدلي و همراهي بسته و باعث خواهد شد نسل جديد نسبت به پذيرش مبلغان و مناديان دين و دين داري ، و در مواردي خود دين، از خود علاقه و اشتياق چنداني ابراز نكند.
3. شناخت منابع معرفتي و تاثيرگذار بر نسل جديد: نسل امروز، بر خلاف نسل هاي گذشته، با منابع آگاهي بخش و معرفت آفرين متعدد و متنوعي سروكار دارد كه حجم وسيعي از داده ها را به صورت شبانه روزي در اختيار وي قرار مي دهند. اين آگاهي ها مي تواند بر روي باورهاي ديني وي و نگرش وي به دين، دين داران و مبغان و نهادهاي ديني تاثير داشته باشد. بخش عمده اي از اين نسل هر روز با يك فناوري اطلاع رساني و ارتباطي جديد آشنا مي شود و از آنها استفاده مي كند، به آساني به اينترنت و ماهواره دسترسي دارد و از اين طريق به اطلاعات گسترده اي دست مي يابد. در كنار اين منابع، البته منابع ديگري چون گروه هاي مرجع جامعه نيز هستند كه بر روي نگرش ها و باورهاي وي تاثير مي گذارند. از اين رو بر روحانيان حوزه هاي علميه فرض است كه همه اين منابع معرفتي تاثير گذار بر روي نسل جوان را به خوبي شناخته و آن را از منظر تاثيرگذاري بر باورهاي ديني يا نگرش به نهادهاي تبليغ دين بازشناسي نمايند.
4. توجه جدي به تبليغ عملي: تجربه نشان داده يكي از دلائل گرايش افراد و جوامع به دين و رهبران ديني در طول تاريخ، آن بوده كه مخاطبان قبل از آنكه سخن مبلغان را بشنوند عمل آنها را ديده اند. در واقع افراد موفق در عرصه تبليغ و دفاع از دين كساني بوده اند كه، در حد توان بشري خود، پيش و بيش از ديگران به آموزه هاي ديني توجه داشته اند. امروز نسل جوان جامعه ما در فضايي به رشد و بالندگي رسيده كه چه در مسند تبليغ و چه در مسند برخي امور سياسي و اجتماعي، عملكرد روحانيان را در پيش رو دارد. اين امر در عين فوائدي كه دارد، حساسيت ها و انتظارت بيشتري را نيز در بين اين نسل ايجاد مي كند. چنين به نظر مي رسد كه اين نسل ، پيش و بيش از آنكه گوش به سخن مبلغان دين بسپارد چشم به عمل و رفتار آنها دوخته است. از اين روست كه گاه يك رفتار نامناسب مي تواند اثرات ده ها سخنراني و موعظه را كم رنگ نمايد. به نظر مي رسد اين جا يكي از جاهايي است كه بايد حديث «كونوا دعاة الناس بغير السنتكم ليروا منكم الاجتهاد و الصدق و الورع» (بحار، ج67، ص309) نصب العين روحانيان قرار گيرد.
5. شناخت و به كارگيري ابزارهاي مناسب: روحانيان دلسوز و درد آشنا كه هم به رسالت الاهي خود توجه دارند و هم به مخاطب خويش، و در انديشه تبليغ و تعميق باورهاي ديني در فرد و جامعه بوده اند، همواره در بهره گيري از ابزارها و شيوه هاي مشروع براي اهداف والاي الاهي وانساني خويش، ترديدي به خود راه نداده و نمي دهند. توجه به اين موضوع به ويژه در عصر حاضر و در مواجهه با مسئله تكنولوژي و ابزارهاي نوين از اهميتي مضاعف برخوردار است. لزوم تحول و نوآوري معقول و حساب شده در تبليغ دين براي نسل حاضر، هم از جهت «ابزارها» و هم از جهت «شيوه ها» امروزه بيش از گذشته بايد مورد توجه مبلغان دين قرار گيرد. بي توجهي به اين امر نه تنها موجب ايراد اتهام «عدم درك زمان» به حوزويان مي شود، بلكه فرصت هايي كه به مدد پيشرفت هاي علمي و تكنولوژيكي مي تواند مورد استفاده مبلغان دين قرار گيرد را از كف آنان مي ربايد. پيدايش و گسترش فناوري هاي جديد، يا شكل گيري فرايندهايي چون جهاني شدن، و تنوع، تكثر و گسترش روز افزون ابزارها و شيوه هاي اطلاع رساني هر چند ممكن است تهديدهايي را متوجه دين، نهادها و مبلغان ديني بكند ولي از طرف ديگر فرصت هايي را نيز در اختيار آنها قرار مي دهد كه با برنامه ريزي و مديريت صحيح مي توان از آنها نهايت استفاده را برد. در اين زمينه مباحث و نكته هايي وجود دارد كه بايستي در جاي خود مورد بررسي قرار گيرد. خوشبختانه امروزه حوزه هاي علميه در بهره گيري از ابزارهاي جديد و آشنايي با علوم و مباحث روز قدم هايي ارزشمند برداشته اند. اين امر نشان گر وجود نگرش هاي زمان - آشنا در اين نهاد ديني است. وجود نشريات ارزشمند علمي براي مقاطع مختلف سني، ايجاد سايت ها و پايگاه هاي اطلاع رساني متعدد در اينترنت، توجه به مسئله وبلاگ نويسي، بهره گيري از شبكه هاي اجتماعي، تاسيس موسسه هاي اطلاع رساني و طراحي و توليد ده ها نرم افزار و برنامه در زمينه علوم انساني و اسلامي، تاسيس ده ها موسسه علميِ آشنا با علوم روز، تاليف، ترجمه و انتشار روز افزون كتاب ها و مقاله هايي در حوزه هاي مختلف علمي، پرورش صدها محقق و پژوهشگر در عرصه هاي گوناگون، پي ريزي رشته هاي تخصصي و برگزاري نشست هاي مستمر علمي و پژوهشي از جمله كارهاي در دست انجامي است كه سخن پيش گفته را تاييد مي كند. روشن است كه اين وضعيت بايستي همواره مورد آسيب شناسي قرار گرفته و با توجه به تحولات اجتماعي و در نسبت با نسل جديد بازسازي و به سازي شود.
6. آينده نگري و كلان نگري: حوزه هاي علميه در مواجهه با نسل جديد، نه تنها بايد وضعيت فعلي آنان را بشناسند و به طور معقول و منطقي با آن مواجه شوند، بلكه لازم است آينده هاي كوتاه مدت و دراز مدتي كه در پيش است را نيز در نظر بگيرند. بايسته است كه از هم اكنون مطالعاتي جدي براي «آينده پژوهي تحولات نسلي» در حوزه هاي علميه شكل گيرد و با توجه به سير تحولات همه جانبه جامعه ما و همچنين جامعه جهاني، روند حركت آينده اين تحولات رصد شده و از جهت دين و دين داري و پرسش هاي فرارو و شناخت فرصت ها و تهديدهايي كه اين تغييرات در اختيار نهادهاي ديني قرار مي دهد مسئله را مورد مداقه قرار داده و براي آنها برنامه ها و راهكارهاي مناسب تدوين شود. ره سپردن در اين طريق، در واقع عمل به برخي آموزه هاي دينيِ ناظر به اين مطلب است، از جمله روايتي كه معتقد است: «العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس» (كافي، ج1، ص27).
7. توجه به دغدغه ها و دلمشغولي هاي اين نسل: نسل جديد همان گونه كه از نظر دسترسي به حجم اطلاعات و آگاهي هاي بيشتر، بالا رفتن سطح دانش، نوع نگاه به جامعه خود و جامعه جهاني، و حتي گاه از نظر نوع پوشش، خوراك و تفريح با نسل پيشين تفاوت هايي دارد، از نظر نوع نگاه به دين و انتظارهايي كه از دين، دين داران ، نهادها و مبلغان دين دارد نيز با پيشينيان خود كم وبيش متفاوت است. اين نسل در عين اين كه عمدتا دلبسته دين و باورها و شعائر ديني است ولي گاه درباره دين و كاربرد آن در عصر جديد، عملكرد دين داران و مبلغان دين و گاه درباره برخي از آموزه هاي ديني دغدغه ها و سوال هايي را نيز دارد. امكان بهره گيري اين نسل از آثار مكتوب و غير مكتوب و رسانه هاي متنوع اطلاع رساني و برخي عوامل ديگر، به پيدايش اين سوال ها دامن زده است. بديهي است كه اين وضعيت نبايد از سوي كارشناسان امور ديني و روحانيان حوزه ها ناديده گرفته شود و بايستي براي مواجهه منطقي با آنها راهكارهايي انديشيده شود. به هر اندازه كه نسل نوباليده مسائل مبتلابه و مشغوليات ذهن و ضمير خود را در بيان و بنان مبلغان دين ببيند به آنان اقبالي بيشتر نشان خواهد داد و انگيزه بيشتري براي تعامل و همراهي با آنان پيدا مي كند.
8. آشنايي با فضاي گفتماني و زبان گفتاري نسل جوان: هر نسلي براي خود فضاي گفتماني و زبان گفتاري ويژه اي دارد. از آنجا كه زبان به معناي عام آن وسيله اي براي ايجاد ارتباط است، شناخت و استفاده درست از آن در ايجاد همدلي و انس با نسل جديد موثر است. بديهي است با توجه به شرايط نوپيداي دنياي امروز و تحولات نسلي ايجاد شده در جامعه ما، امروزه نمي توان به راه هاي پيشين و كانال هاي قبلي ارتباط با جامعه ، به ويژه با نسل جوان، بسنده كرد. از اين رو، تلاش مداوم براي شناخت هر چه بيشتر اين فضاي گفتماني و زواياي آن و يافتن راه هاي نوين براي ايجاد ارتباط با نسل جديد ، امروزه بيش از پيش ضرورت خود را نشان مي دهد. براي نيل به اين مقصود، مي توان علاوه بر بهره گيري از مطالعات و كاوش هاي علمي انجام شده از سوي صاحبان نظران، از مواجهه حضوري و چهره به چهره نيز كمك گرفت. امروزه استفاده از ابزارهاي مورد استفاده جوانان ، مثل اينترنت و امكانات اينترنتي، مي تواند در كنار شيوه هاي سنتي ، ياريگر حوزويان براي ارتباط با جوانان باشد. از مواجهه حضوري با برخي از افراد اين نسل يا مروري بر آنچه در نشريه ها و وبلاگ هاي خود مطرح مي كنند به دست مي آيد كه آنان گلايه ها و دغدغه ها و انتقادهايي را درباره حوزه و حوزويان دارند. ايجاد نشست هاي حضوري، انتشار نشريات مناسب و جذاب و به كارگيري امكاناتي چون سايت، وبلاگ و حتي پيام هاي كوتاه تلفن همراه (sms)، ديد و بازديد با جوانان ، به ويژه دانشجويان، برخي از راه هايي است كه مي تواند حرف ها و دغدغه ها و ديدگاه هاي روحانيان و جوانان نسل جديد را به يكديگر منتقل نمايد. به باور و تجربه نگارنده، برخي از اين گلايه ها يا ناهمدلي ها ناشي از همين دور بودن هاست.
9. توجه به جمالِ جميلِ دين: براي ايفاي رسالت تبليغي در امر دين، تنها داشتن اطلاعات و آگاهي هاي ديني و احساس وظيفه كافي نيست، بلكه علاوه بر آن ارائه مطالب با بيان مناسب نيز لازم است. از اين روست كه مبلغاني كه با ادبيات نسل جديد آشنايي بيشتري دارند و در تبليغ آموزه هاي ديني از بياني مناسب و جذاب تر استفاده مي كنند در ايجاد ارتباط با اين نسل و تبليغ دين و دفاع از آن كامياب تر هستند. به نظر مي رسد اين آموزه قرآني كه دعوت به سوي خداوند بر اساس حكمت، موعظه حسنه و جدال احسن را سفارش مي كند (سوره نحل، آيه 125) يا به پيامبر (ص) يادآور مي شود كه نرمخويي تو باعث جذب ديگران به سوي تو شده و اگر درشتخو بودي از اطرافت پراكنده مي شدند (سوره آل عمران، آيه 159) ناظر به اهميت و تاثير نوع بيان در القاي پيام است. نسل امروز بيش از گذشتگان شيفته تصوير رحماني از دين است. او به طبع و تبَع جواني اش زيباپسند است . از اين رو جمال جميل خداوند و چهره رئوف و «رحمة للعالمين» پيامبر خدا و پيشوايان ديني ، بهتر در جام جانش نقش مي بندد. همچنين تبيين هاي منطقي از دين، سخنان معقول، نگاه از سر مهر، رحمت و احترام و ادبيات مناسب و جذاب او را به خود جذب مي كند و چه بهتر كه مناديان و مبلغان دين در مواجهه با اين نسل از چنين ابزارهاي ارزشمندي بهره گيرند.
10. نگاه كرامت مندانه به نسل جوان: از آنجا كه خداوند به آدمي كرامت بخشيده (سوره اسراء، آيه 70)، هر انساني در خود بهره اي از آن كرامت را دارد و بديهي است كه علاقه دارد اين شان انساني او از سوي ديگران گرامي داشته شود. بي توجهي به اين امر در مورد جوانان، شكننده تر است و پيامدهايي ناگوارتر دارد. نوع نگاه افراد به يكديگر در رعايت اين امر تاثير فراوان دارد. از منظر بحث حاضر، سيره عملي و نظري پيشوايان ديني و نوع نگاه آنها به انسان ها، هر چند افراد خطاكار، بسيار آموزنده است. خداوند پيامبر خويش را كسي مي داند كه از خود مردم است، رنج ديگران برايش بسيار سنگين است ولي در عين حال با مومنان رئوف و مهربان است (سوره توبه ، آيه 128). مبلّغي كه نه از ديد بالا به پايين و «خود همه - چيز دان» يا ديد خطا نگر و مجرم انديش، بلكه با نگاهي محبت آميز و كرامت انديش و دوستانه با جوانان برخورد كند در واقع كليد گشايش قفل دلهاي آنان را به دست آورده است. اين نوع نگاه است كه به خودي خود تربيت كننده است و باعث رشد و تعالي مي شود.
بي گمان آنچه گفته شد نه تمام كلام بود و نه كلام تمام، و البته بر موارد پيش گفته مواردي ديگر را نيز مي توان افزود. همچنين طرح اين مباحث به معناي ناديده گرفتن تلاش هاي ارزشمندي كه به ويژه در دوره معاصر ايران براي ايجاد همدلي بين حوزه هاي علميه و نسل جوان و ايجاد انس بيشتر در بين حوزويان و دانشگاهيان انجام شده نيست، بلكه بازتاكيدي است بر ضرورتي كه امروز بيش از هر زمان ديگر خود را نشان مي دهد و اشاره اي است به خطرها و آفت هايي كه در صورت بي توجهي ، از سوي هر كس، فراروي مكتب و جامعه ما خواهد بود. به هر اندازه كه دين شناسان مسئول و آگاه به زمان در اين زمينه كوتاهي كنند، راه براي افراد غير مسئول يا مدعياني كه بر موج عواطف و احساسات جوانان سوار مي شوند بازتر، و تلاش هايي نيز كه تاكنون انجام پذيرفته بي اثرتر خواهد شد. مباد كه چنين شود.
پ ن:«اين مقاله در سال 1385 با عنوان «حوزه، نسل جديد، زبان جديد» در روزنامه اطلاعات منتشر شد و اينك با توجه به اهميت موضوع، ديگربار، همراه با برخي اصلاحات، تقديم مي شود. گر چه در آن زمان جامعه ما جوان تر از اكنون بود ولي موضوع مطرح شده، امروز شايد با تاكيد بيشتري، قابل طرح و توجه باشد»
بازنشر این مطلب در پایگاه های اینترنتی:
با سلام