مقاله 58: ماخذشناسی؛ تلاشی لازم و ضرورتی مستمر: به بهانه انتشار ماخذشناسی اخلاق فناوری اطلاعات

(منتشر شده در «فصلنامه نقد کتاب»، س1، ش1، بهار 1394، ص 173 – 176) (مقاله را از اینجا دانلود کنید.بقیه مطالب این شماره را هم از اینجا دریافت نمایید).

ماخذشناسی: آن‌چه از دست برآمد

سال 1388 بود که آقای دکتر محسن جوادی از نگارنده برای معرفی منابعی که در زمینه اخلاق فناوری اطلاعات و ارتباطات (= فاوا) نگاشته شده دعوت به عمل آوردند. این امر گرچه برایم موجب مسرت بود ولی شادمانی ام وقتی بیشتر شد که مطلع شدم این ماخذشناسی حلقه ای از زنجیره آثاری است که قرار است درباره اخلاق فاوا به فارسی تالیف یا ترجمه شود. با توجه به سابقه نه چندان خوشایند فعالیت های پژوهشی جمعی و تولید کارهای مجموعه ای در کشورمان، اینک که مجموعه چند جلدی پژوهش های مربوط به اخلاق فاوا در مدتی نسبتا اندک تولید و منتشر شده است جای آن است که افزون بر مولفان و مترجمان،‌ از همه کسانی که در پدیداری این آثار زحمت کشیدند، از جمله آقایان دکتر جوادی و دکتر حمید شهریاری، نیز تشکر و قدردانی شود.

هدف بنیادین «ماخذشناسی اخلاق فناوری اطلاعات و ارتباطات» معرفی کتاب ها، مقاله ها و پایان نامه هایی است که هر کدام به گونه ای با اخلاق فاوا در ارتباط اند و به زبان فارسی تالیف یا ترجمه شده اند. برای افزایش بهره وری مخاطبان قرار بر این شد که کار به صورت توصیفی باشد و در ذیل اطلاعات سندی هر منبع، گزارشی از درون‌مایه آن نیز ارائه گردد. از این رو در نخستین گام، ساختار شکلی و محتوایی و دایره موضوعی و محدوده زمانی و زبانی کار مشخص شد و در گام بعد کار گردآوری اطلاعات و معرفی آثار آغاز گردید. مهم ترین مشکل این مرحله مشکلی است که سر راه اغلب پژوهش ها و پژوهشگران کشورمان قرار دارد و عبارت است از فقدان بانک های اطلاع رسانی به روز، جامع و کارآمد درباره منابع علمی مکتوب. این امر موجب می شود که همواره وقت و هزینه فراوانی صرف یافتن منابع موجود شود و از آنجا که چنین کاری برای همگان مقدور نیست گاه شاهد کارهای تکراری یا عدم استفاده بهینه از سرمایه های انسانی و مادی کشورمان هستیم.

به هر صورت، از راه مراجعه مستقیم و غیر مستقیم به منابع،‌ کار گردآوری اطلاعات انجام و آثار به دست آمده در دو بخش تنظیم شد: یکی منابع منتشر شده به صورت مکتوب و دیگر منابعی که در فضای مجازی منتشر شده است. در پایان نیز با افزودن نمایه موضوعی و فهرست اعلام، امکان بازیابی آسان و سریع اطلاعات برای مخاطب فراهم گردید. مجموعه داده ها در حجم حدود 300 صفحه سامان یافت و در سال 1392 از سوی دانشگاه قم و دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی کشور منتشر شد.

در این ماخذشناسی حدود 500 منبع معرفی شده که بر اساس نام پدیدآورندگان اصلی تنظیم شده است، این منابع از نظر موضوعی نیز مباحث متنوعی را در بر می گیرد که برخی آن‌ها از این قرار است: تعریف اخلاق مجازی، نسبت اخلاق با فناوری اطلاعات، اصول و مبانی اخلاق رایانه، تعریف، تاریخچه، مصادیق و چالش های فراروی اخلاق فاوا،‌ اسلام و اخلاق فاوا، امنیت و حریم خصوصی در فضای مجازی، بازی های رایانه ای، فیلترینگ و پالایش محتوا در فضای مجازی، تروریسم سایبری، جرایم اینترنتی و دیجیتال،‌ هک و حمله های رایانه ای و اینترنتی، الگوی اسلامی – ایرانی و سند چشم انداز اخلاق فاوا درایران، اخلاق و شبکه های اجتماعی، کودکان و نوجوانان و اخلاق در فضای مجازی، مسائل اخلاقی مربوط به تلفن همراه، هویت مجازی در فضای سایبر، ناشناختگی در فضای مجازی،‌ سوءاستفاده از زنان در فناوری های اطلاعات و ارتباطات، روابط و رفتاری های جنسی در فضای مجازی، اخلاق رسانه،‌ اخلاق و حقوق در جامعه اطلاعاتی،‌ مالکیت معنوی، اصول اخلاقی ماشین‌های هوشمند، علل شکل گیری ناهنجاری های اخلاقی در فضای مجازی، اخلاق در شهرهای الکترونیک، و هرزه‌ نگاری در فضای مجازی.

 ماخذشناسی: آن‌چه به دست آمد
انتشار ماخذشناسی های تخصصی افزون بر کاربردهایی چون اطلاع رسانی به علاقه مندان، گشودن افق های جدید و دیدگاه های متنوع فراروی محققان و کمک به پرهیز از کارهای تکراری یا موازی، زمینه تجزیه و تحلیل های آماری و ارزیابی های محتوایی را نیز فراهم می کند. ازاین رو، همان گونه که در مقدمه کتاب هم اشاره شده، با نگاهی به آثار معرفی شده در ماخذشناسی مشخص شد که:
1.       با توجه به سابقه ورود فناوری های ارتباطی و اطلاع رسانی به کشورمان و میزان گسترش و فراگیری آنها، کمیت آثار معرفی شده در این ماخذشناسی نشان‌گر آن است که هنوز مقولات و مباحث اخلاقی مربوط به این فناوری ها آن گونه که باید در مجامع علمی ما مورد توجه قرار نگرفته است (اندک بودن تعداد پایان نامه های نگاشته شده درباره اخلاق فاوا نیز شاهدی است بر این مدعا). ازاین رو لازم است این وضعیت به عنوان نمونه ای از ضعف ارتباطی حوزه اندیشه فلسفی با حوزه حیات اجتماعی در جامعه ما و به عنوان یک نقیصه در نظام فلسفه ورزی اخلاقی مان مورد بررسی قرار گیرد و راه های برون‌رفت از آن مشخص شود.
2.       اخلاق فاوا زیر مجموعه اخلاق کاربردی است. از این رو انتظار می رود که پژوهش های فلسفی واخلاقی که در این عرصه انجام می شود ناظر به نیازهای جامعه و شرایط و باورهای اعتقادی، اجتماعی و فرهنگی آن باشد. لکن وقتی از این منظر به منابع معرفی شده در ماخذشناسی نگریسته می شود مشخص می گردد که تعداد آثاری که باتوجه به باورهای اسلامی، به عنوان باور رایج جامعه ما، و شاخصه های فرهنگی و ملی ما نگاشته شده باشد چندان زیاد نیست. این در حالی است که در منابع دینی ما آموزه های فراوانی هست که می تواند دست‌مایه تدوین اخلاق فاوا از منظر اسلامی و متناسب با شرایط و ویژگی های فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی ما شود (برای آشنایی با برخی از این آموزه ها بنگرید به یکی از آثار همین مجموعه اخلاق فاوا، یعنی کتاب «مسائل اخلاق فناوری اطلاعات و ارتباطات در روایات اسلامی»). البته چگونه‌گی انجام این کار بایستی از سوی صاحب نظران تبیین شود.

3.       بخش عمده ای از منابع منتشر شده به زبان فارسی، ترجمه است. به دلایل گوناگون ما نیازمند آشنایی با دیدگاه های دیگران درباب اخلاق فاوا هستیم و از آن گریزی نیست. از این رو ترجمه آثار ارزشمند در این زمینه کماکان باید در دستور کار باشد؛ ولی این امر نباید، خواسته یا ناخواسته، موجب کم توجهی ما به کارهای تالیفی در این زمینه شود. «ترجمه زدگی» موجب میل به آماده خوری فلسفی و تنبلی هاضمه اخلاق پژوهی ما می شود که خود پیامدهای ناگوار دیگری را به دنبال دارد.

 ماخذشناسی: آن‌چه در انتظار گام اهالی همت است
در پایان مقاله حاضر بیان چند نکته ضروری می نماید:
1.       همان‌گونه که فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی هر روز بیش از پیش در زندگی شهروندان جامعه ما ریشه می دواند به همان اندازه، و بلکه بیشتر، نیز بر حجم مباحث، موضوعات و پیامدهای اخلاقی آن نیز افزوده می شود. از این رو رصد کردن حوزه فاوا و تامل و تفحص درباب وجه اخلاقی آن بایستی به عنوان یک پروژه دائمی در دستور کار افراد و موسساتی باشد که در این زمینه وظیفه یا مسوولیت دارند. این کار البته چه از نظر نرم افزاری و چه سخت افزاری لوازم و ملزوماتی دارد که بررسی آن از حوصله، و وظیفه، مکتوب حاضر بیرون است.

2.       مباحث مربوط به اخلاق فناوری اطلاعات چندسالی است وارد ادبیات فلسفی و اخلاقی مجامع علمی کشور ما شده است. هر چند تا آن‌جا که نگارنده مطلع است هنوز میزان نگارش های اخلاقی دراین زمینه متناسب با میزان عمق نفوذ خود فناوری ها نیست ولی به هر حال باید همین میزان کارهای پژوهشی منتشر شده را به فال نیک گرفت و به دیگران معرفی کرد. از سوی دیگر، در دیگر کشورهای جهان نیز به طور مداوم فعالیت های علمی و آکادمیک درباب اخلاق فاوا در جرhیان است. از آن‌جا که آگاهی اندیشوران و دانشی اندیشان ما از کارهای انجام شده فواید فراوان دارد، لازم است کار اطلاع رسانی درباره این آثار به طور مداوم پیگیری شود. بازه زمانی منابع معرفی شده در این ماخذشناسی تا پایان سال 1391 است. از این رو امید است در فواصل زمانی مشخص، این ماخذشناسی با افزودن موارد جدید به روز شود و در دست‌رس علاقه‌مندان قرار گیرد. بی‌گمان، ارزیابی و سنجش ماخذشناسی حاضر و تبیین نقاط قوت و ضعف آن می تواند موجب انباشت تجریه و اتقان و استحکام بیشتر کارهای آینده شود. نگارنده به سهم خود از قرار گرفتن این ماخذشناسی در بوته نقد صاحب‌نظران استقبال کرده و آن را بر دیده منت می نهد. امید که این‌گونه تلاش‌ها افزون بر ستبر کردن نهال پژوهش های اخلاقی و فلسفی در جامعه ما، موجب شتاب در حرکت به سمت اخلاقی تر شدن فضای حقیقی و مجازی در کشورمان شود.

يادي از يك دوست از دست رفته

چند روز پيش مطلع شدم «حسين شاملي»، يكي از دوستان گرامي ام، بر اثر سانحه برق گرفتگي از دنيا رفته است. اين ضايعه را به خانواده و بستگان گرامي اش (از جمله آقايان دكتر نصرالله و دكتر عباسعي شاملي)‌ تسليت گفته و شادي روح او و صبر و سلامتي را براي بستگانش از خداي بزرگ خواهانم.

دوستي من با حسين از پيش از انقلاب در كلاس هاي قرآن شروع شد و در طول ايام جنگ ادامه يافت. وي با اين كه يكي از دستانش در جنگ از كار افتاده بود ولي با همان دست سالمش مسووليت هايش را در جبهه انجام مي داد، و من شاهد بودم كه در اين زمينه چه سختي هايي را تحمل مي كرد.

بعد از جنگ هم با وجود معلوليت مشغول انجام كارهاي فني شد و در كنار آن به فعاليت هاي ديني و مذهبي هم اهتمام داشت.

چهره خندان، شوخ طبعي، روحيه شاد، مهرياني، اخلاق نيكو و سخت كوشي اش زبانزد همه بود و در برخورد با او به چشم مي آمد.

چند روز قبل از فوتش برايم پيام داده بود كه حتما به ديدنش بروم تا پس از چندين سال ديدارها تازه و خاطراتمان تجديد شود. دريغ كه درگذشت نا به هنگامش اين فرصت را از هر دوي ما گرفت.

در برابر پديده مرگ، كاري از دست مان بر نمي آيد جز صبر، و راضي بودن به رضاي الاهي. از دوستان مخاطب وبلاگ هم درخواست دارم براي شادي روحش فاتحه اي قرائت كنند.

test

test