(1)

آینه را دیده­ای؟

هیچ در این صافی صفا نما دقت کرده­ای؟

درس­های فراوان دارد

برای آن که اهل آموختن است.

ـ نه آینه

که هر چه در آفرینش است

هر یک معلم تواند

اگر توان و تمایل شاگردی‌ات باشد.

چرا که همه موجودات

هر یک به زبان حال با تو رازها دارند

و سخن شان این که :

«ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم

با شما نامحرمان ما خامشیم.» ـ

لیک اگر ساکن حریم یار شوی،

و با ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت، همراه،

درس­های فراوان خواهی خواند

در محضر هر موجود.

باری،

آینه نیز استاد است

و برای تو درس­ها دارد.

پس قدر شناس

و خویشتن به زلالی صفایش سپار.

آنان که دل به آیین آینه بستند،

از خود رستند

و در محضر یار پا بستند.

لیک این آیین را آدابی است:

نخست آن که ریب و ریا کنار نهی،

صفای آینه را پاس داری،

و خواهی که راهی به رضایت یار یابی:

اللهم اجعل لی فیه الی مرضاتک دلیلا.

(2)

اگر که گام نخست را استوار برداشته­ باشی،

خوش باش که قدمی دیگر نزدیک شده­ای.

لیک مبادت که غافل شوی از گام دیگر،

که زدودن زنگار است.

در سلوک اهل آینه

«ایجاد مقتضی» کافی نیست

هم بایدت که «رفع مانع» را در نظر داشته باشی.

زین روست که هشدار داده‌اند:

«خلوت دل نیست جای صحبت اغیار

دیو چو بیرون رود فرشته درآید.»

پس واجب است

ـ در این آیین ـ

که خانه از دیو غیر زدایی،

زان پس زیارت فرشته آشنایی

و دیدن چهره یار را امید بری.

اگر آینه دل به زنگار گناه آلودی،

امید مدار که چهره یار را در آن توانی دید.

زین روست که سالکان طریق

همواره بر لب‌شان جاری است:

معبودا!

مباد که قلب‌مان مرتع گام­های شیطان شود:

و لاتجعل للشیطان فیه علَیَّ سبیلا.

(3)

اینک که غبار کدورت از جام جان زدوده،

و طهارت جان به صفای صافی آینه سپرده­ای،

وقت است که جمال جانان را به تماشا نشینی.

و ظهور حضرت نور را

در آینه دل

تهنیت گویی.

چرا که از پس پرده غیرت برون شده­ای،

حائل­ها کنار زده،

و «یار بی­پرده از در و دیوار

در تجلی است یا اولی الابصار.»

اینک وحدت مُبصِر و مُبصَرت حاصل شده.

و خوشا تو که توانی خواند:

«که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لا اله الّا هو»

هم تو را سزاست اگر گویی:

«لیس فی الدار غیره دیّار».

چون دیوارهای من و تویی در هم شکستی،

و بی­واسطه جمال جانان در نگریستی،

توانی گفت:

«در پس آینه طوطی صفتم داشته اند

آنچه استاد ازل گفت بگو می­گویم.»

و دیگر باکت نباشد از طعن طاعنان.

و با آنان همی گو:

«آینه تصویر چون بنمود راست

خود شکن، آیینه شکستن خطاست.»

حال خوش باش و بر خود ببال.

و سپردن این راه،

و غنودن در این منزل را

استجابت دعایی دان که پیش از این خوانده­ای:

واجعل الجنه فیه منزلا و مقیلا.

یا قاضی حوائج الطالبین.