مائده هفدهم: ترنم ِ ترانه
(1)
«نفحات الانس» تو را از «حضرات القدس» بوییدیم.
پس در پی «کشف المحجوب» برآمدیم.
عطر «گلشن راز» تو سرمستمان کرد،
و ما را به سوی خود خواند.
فهم راز تو چیزی فراتر از ادراک ما بود.
پس برای شرح «گلشن راز»ات ،
«مفاتیح الاعجاز» را پیش رو نهادیم،
و «منازل السائرین» را در نظر آوردیم.
دیدیم که در این راه «صد میدان» در پیش است،
و هر میدان را سختیها و دشواریهای فراوان در پی.
شوق وصال از یک سو،
و سختی راه از سوی دیگر،
ما را به چاه تحیّر فرو برد.
در اندیشه تدبیر بودیم
که چاووشمان فرایاد آورد:
«در ره منزل لیلی که خطرهاست به جان
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی.»
شرط جنون بهدیده منت نهادیم،
و سختی راه را به شوق وصال بر جان خریدیم.
عزم را جزم کرده و بهسوی «عزیز مصر وجود» ره سپردیم،
مگر که آشنایی و عهد پیشین فریادرسمان شود،
و در اندوخته اندکمان به چشم کرامت و اغماض بنگرد.
روندگان پیشین هشدارمان دادند:
مباد که خیال خام در سر پرورید.
چرا که در ترازوی سنجش یار
جز عمل صالحتان کارگشا نیست.
ما نیز
ـ چشمی بهکار خویش و چشمی به ناز یار ـ
انجام کار نیک را طلبیدیم از خدای:
اللهم اهدنی فیه لصالح الاعمال.
(2)
چون به محضر عزیز درآمدیم
«شذرات المعارف» دیدیم
و «رشحات البحار»
که از عذوبت لسانش جاری بود.
از زیبایی اش « فوائح الجمال» پیدا بود
و از فحوای کلامش « اسرار التوحید» هویدا.
ذکر جمالش را «مثنوی» کافی نبود،
و تبیین خورشید کمالش را «دیوان شمس».
حضورش «انس التائبین» بود
و ذکرش «تذکره المتقین».
دیدیم که «جنود عقل و جهل» او را بهفرمان است،
و ابر کرامت و لطفش بر همگان باران.
« رساله لقاء الله»ش نیز بینیاز از هر تفسیر بود و سوال.
این بود که خطاهای خویش از یاد بردیم،
و آمال و آروزهای دیرین بهیاد آوردیم،
و در آن لحظههای نورانیِ « پرواز در ملکوت»،
«طلب و اراده» را با هم همراه کرده
و خواستیماش که حوائج و آمالمان بر آورد:
واقض لی فیه الحوائج و الآمال.
یا من لایحتاج الی التفسیر و السوال.
(3)
این گونه بود که در گلشن یار
و در سایهسار «شجره الهیه»اش،
دل به خنکای نسیم رحمت سپردیم.
ترنم ترانه نامش را دیدیم که « احیاء علوم الدین» بود
و « معراج السالکین و صلوه العارفین».
«مصباح الهدایه» او «رساله سیر و سلوک» بود
و سازنده « انسان کامل».
زین رو وصال او را «فتوحات مکیه» خویش دانستیم
و جبین به سجده شکر سودیم.
زان پس، یار را خواندیم:
ای که دانای هر راز و هر نیازی!
حاجاتمان بر آور
و بر امیر قبیله پاکان، و خاندانش
درود دمادم فرست:
یا عالماً بما فی صدور العالمین.
صل علی محمد و آله الطاهرین.
با سلام