یکی از دوستان ابیات زیر را برای بنده فرستاده است که ضمن تشکر از ایشان آنها را خدمت شما تقدیم می کنم. ایشان درباره سرایندگان این ابیات چیزی نگفته ، بنده هم تحقیقی نکردم. ولی به هر حال اشعار زیبایی است. اشعار ناظر به حضرت موسی(ع) و «لن ترانی» و عدم امکان رویت خداوند است که خطاب به وی بیان شده است. البته «لن ترانی» یک معنای عرفی هم دارد که در یکی از ابیات مد نظر قرار گرفته است.


یکی گفت:
چو  رسي  به طور سينا، ارني مگو و بگذر
که  نيرزد   اين  تمنا،  به  جواب  لن  تراني
 
دومي جوابش داد:
چو  روي  به  طور  سينا،  ارني  بگو و مگذر
تو نداي دوست بشنو، چه «تری» چه «لن تراني»!
 
اما ديدگاه سومي جالب‏تر است:
ارني  کسي   بگويد که  تو را  نديده  باشد
تو که با مني هميشه چه جواب لن تراني؟!
 
چهارمي -که منسوب است به مرحوم علامه طباطبايي-، هم:
سحر   آمدم  به  کويت،  که  ببينمت  نهاني
ارني  نگفته   گفتي  دو   هزار   لن تراني!
 
پنجمي نیز می‌گوید:
 تو بدين جمال زيبا،  چو  روي به طور سينا
ارني بگويد  آن‏کس،  که  بگفت لن تراني!
 چو رسی به طور سینا ، ارنی بگو تو مگذر
چه خوش است ز او جوابی ، چه تَریٰ چه لَنْ تَرانی