نکته 11: آيا فلسفه را به عنوان يك رشته انتخاب كنم؟ (3)
ب) انتخاب رشته با توجه به برنامه های آینده زندگی:
1. یکی دیگر از نکته هایی که هنگام تصمیم گیری درباره انتخاب یا عدم انتخاب رشته فلسفه لازم است در نظر گرفته شود، توجه به برنامه هایی است که شخص برای آینده زندگی خود در نظر دارد. بهتر است از همین الان از خود بپرسیم که من در نظر دارم در آینده چه کاره شوم؟ آیا تمایل دارم که به طور جدی و حرفه ای مباحث فلسفی را دنبال کنم؟ آیا دوست دارم در آینده مدرس یا محقق فلسفه شوم؟ آیا قرار است از طریق این رشته کسب درآمد کنم و زندگی را بگذرانم؟ به عبارت دیگر از همین الان باید مشخص کرد که فلسفه خوانی و فلسفه دانی در آینده زندگی شخصی و علمی من قرار است چه نقشی را بازی کند. کسی که در نظر دارد در آینده مثلا از طریق شغل آزاد گذران زندگی کند طبیعتا نگاهش به فلسفه بیشتر بر اساس علاقه به مباحث نظری و فکری و تقویت قوه استدلال خود و لذت بردن از تجزیه و تحلیل چالش های نظری و علمی باشد. بر خلاف کسی که می خواهد به هر حال از طریق مدرکی که در حوزه فلسفه می گیرد برای خود منبع درآمدی کسب کند (درباره آینده کاری و شغلی رشته فلسفه امیدوارم بشود در یک فرصت جداگانه صحبت کرد).
2. در هر صورت، اگر در حال تصمیم گیری درباره انتخاب رشته فلسفه هستید بهتر است که از همین الان با توجه به وضعیت آینده خود نسبت به انتخاب یا عدم انتخاب این رشته اقدام کنید. این کار باعث می شود که از انجام فعالیت های زیگزاگی در زندگی خود که باعث هدر رفتن فرصت ها و هزینه ها می شود تا اندازه زیادی دوری کنید. این که مثلا در دوره کارشناسی فلسفه بخوانیم بعد برای ارشد خود رشته اقتصاد یا روان شناسی را انتخاب کنیم و بعد برای دوره دکتری در صدد تغییر رشته باشیم ثمره ای جز از دست دادن فرصت ها و سردرگمی بیشتر ندارد. این البته بدیهی است که هر انسانی در هر مقطع زندگی خود ممکن است دچار خطای در انتخاب شود. روشن است که هر گاه آدمی به خطای خود پی برد بایستی در صدد اصلاح آن برآید. اما این منافاتی ندارد با این مطلب که انسان از هم اکنون برای آینده زندگی خود با فکر و مشورت و تامل دورنمایی را ترسیم کند و سعی کند همه انتخاب هایش را در راستای رسیدن به این دورنما انجام دهد.
3. گاهی که با افرادی مواجه می شوم که از روی شانس و باری به هر
جهت در صدد انتخاب رشته فلسفه هستند یا چون در رشته های دیگری که برایشان
اولویت داشته قبول نشده اند سعی در انتخاب رشته فلسفه دارند، و حتی گاه با
صراحت می گویند که به رشته فلسفه علاقه ندارند و با این حال باز هم در صدد
انتخاب آن هستند ، از این که به راحتی حاضرند سال هایی از بهترین ایام عمر
خود را این گونه به بازی بگیرند تعجب می کنم. سخن من با این دوستان معمولا
این است که اولا لازم نیست همه افراد به دانشگاه بروند، ثانیا لازم نیست
انسان رشته ای را انتخاب کند که دل و دماغ آن را ندارد و «مجبور» است که آن
را تحمل کند. این گونه افراد اگر واقعا دوست دارند تحصیلات دانشگاهی داشته
باشند بهتر است یک سال دیرتر قبول شوند ولی سعی کنند با اصلاح نقاط ضعف خود و
با تلاش بیشتر در رشته ای قبول شوند که واقعا و از صمیم قلب به آن علاقه
دارند و از آموختن مطالب آن لذت می برند.
4. به هر حال، مقصود از آن چه گفته شد این است که تحصیل در دانشگاه را به عنوان یک مرحله از مراحل زندگی خود در نظر بگیریم و این مرحله با نگاهی به مراحل بعدی انتخاب کنیم تا انتخاب رشته ای چون فلسفه بتواند گامی به پیش در رسیدن به برنامه ها و طرح های بزرگ زندگی مان باشد نه این که موجب حسرت و پشیمانی و از دست رفتن سرمایه عمر و سرمایه های مادی و معنوی مان شود.
.jpg)
با سلام