نکته 11: آيا فلسفه را به عنوان يك رشته انتخاب كنم؟ (2)
در ادامه آن چه در بخش اول گفته شد، می توان موارد زیر را درباره انتخاب رشته فلسفه بیان کرد:
1. انتخاب بر اساس علاقه: مسئله تحصیل در دانشگاه، یک امر زمان بر و
فرایندی است که چندین سال از بهترین ایام عمر انسان را به خود اختصاص می دهد.
از آن گذشته، درس خواندن هم مثل هر کار و شغل دیگری نیازمند صرف وقت، کلاس
رفتن، مطالعه، تحقیق و تلاش و کوشش است. از سوی دیگر، تحصیل در دانشگاه های
دولتی مستلزم صرف هزینه های بیت المال است و تحصیل در دانشگاه های غیر دولتی
لازمه اش پرداخت هزینه از سوی خود دانشجو یا خانواده اوست. همه این مسائل
وقتی به نتیجه درستی می رسد که دانشجو پس از ورود به دانشگاه، به طور جدی
مشغول تحصیل علم شود. لازمه این کار هم داشتن علاقه است. دانشجویی که رشته
فلسفه را بر اساس علاقه خود انتخاب کرده باشد نه تنها از تحمل سختی های مربوط
به این کار خسته نمی شود، بلکه با درک زیبایی ها و لذت های اندیشه و تامل
فلسفی، هر روز با ذوق و شوق بیشتری در این راه گام بر می دارد. یکی از دلایل
موفقیت و تاثیرگذاری فیلسوفان و اندیشمندان بزرگی چون استاد مطهری و علامه
طباطبایی این است که آنها به مباحث فلسفی و حکمی علاقه جدی داشتند و این مسیر
را بر اساس مطالعه ، دقت و برنامه انتخاب کرده بودند.
2. با توجه به آن چه گفته شد مشخص می شود که انتخاب رشته فلسفه به
دلایلی چون عدم قبولی در رشته های دیگر، نزدیک بودن دانشگاه به محل زندگی، به
خاطر همراه شدن با دوستان خود که در این رشته قبول شده اند یا از سر ناچاری و
مانند آن ، کاری غیرمنطقی و بسیار پرهزینه است. تجربه نشان داده چنین کسانی
معمولا دوره دانشجویی را یا به پایان نمی رسانند یا آن را با سختی ها و
مشکلات فراوان و با نمراتی پایین به سر می آورند. بعد از آن هم سرگردان و
مردد می مانند که با مدرکی که گرفته اند چه کنند و از درسی که خوانده (یا
نخوانده اند!) چه استفاده ای ببرند. به نظر می رسد اگر انسان اصلا به دانشگاه
نرود، یا یک سال صبر کند و با تلاش و کوشش بیشتر در رشته ای که واقعا به آن
علاقه دارد قبول شود، بسیار موفق تر از کسی است که بدون علاقه به رشته ای مثل
فلسفه آن را انتخاب کند.
3. آن چه گفته شد بیشتر برای کسانی است که به طور جدی می دانند که
به فلسفه علاقه دارند یا علاقه ندارند. اما مواردی هم پیش می آید که شخص مردد
و سرگردان است. هم احساس می کند به مباحث فلسفی علاقه دارد ، هم می ترسد که
مبادا با انتخاب این رشته به موفقیت بالایی دست نیابد. به چنین کسانی می توان
پیشنهاد کرد که قبل از انتخاب رشته سعی کنند با فلسفه و فیلسوفان آشنایی
بیشتری پیدا کنند، مثلا با اساتید یا دانشجویان فلسفه مشورت کنند، سری به
گروه های فلسفه دانشگاه ها بزنند و از برنامه های آنها مطلع شوند، گشت و
گذاری در سایت ها و وبلاگ های فلسفی داشته باشند، از طریق اینترنت و مانند آن
از نظرات و تجربیات موافقان و مخالفان این رشته آگاه شوند، چند کتاب نسبتا
ساده فلسفی را مطالعه کنند، خودشان خودشان را مورد آزمون و بررسی قرار دهند
که آیا به سنخ مباحث فلسفی علاقه دارند یا خیر. چنین کارهایی می تواند تا
اندازه زیادی تکلیف آنها را برای ورود یا عدم ورود به رشته فلسفه روشن می
کند. در غیر این صورت، یک پیشنهاد آن است که شخص برای مدت یک یا دو نیمسال
وارد دانشگاه شود و در رشته فلسفه به تحصیل بپردازد. طبیعتا با این کار می
تواند از نزدیک با این رشته آشنا شود
و در صورتی که علاقه داشت آن را ادامه دهد.
4. یکی از فایده های انتخاب رشته فلسفه بر اساس علاقه، آن است که اگر دانشجو پس از فراغت از تحصیل و گرفتن مدرک، کاری متناسب با رشته خود پیدا نکرد، دست کم از وقت و سرمایه ای که در این راه گذاشته است چندان متاسف و ناراحت نخواهد شد. چرا که در راستای علاقه خود تلاش هایی را کرده است و مطالب فراوانی را یاد گرفته است. ثمره علمی تحصیل این رشته، ارزشی به مراتب بیشتر از ثمرات مالی احتمالی آن دارد.
با سلام