مقاله 55: «فضيلت مند بودن و انجام كار درست» نوشته جوليا آناس (+ لينك دانلود)

نويسنده: جوليا آناس
ترجمه: حسينعلي رحمتي
منتشر شده در: مجله اطلاعات حكمت و معرفت، س9، ش7(پياپي 102)، (مهر 1393)، ص 56 - 62.
دانلود ترجمه مقاله در قالب pdf
معرفي مقاله:
«اخلاق فضيلت» (virtue ethics) يكي از مهم ترين نظريه هاي مطرح در اخلاق هنجاري است. سابقه اين نظريه در فلسفه اخلاق غرب به يونان باستان مي رسد و تا عصر حاضر نيز، همراه با اوج و فرودهايي، به حيات خويش ادامه داده است. در دوره معاصر اين نظريه از سوي برخي فيلسوفان اخلاق به طور جدي مورد توجه قرار گرفته و به نوعي احيا شده است. در تفكر اسلامي نيز اخلاق فضيلت مطرح شده است هر چند طبيعتا با آن چه در فلسفه اخلاق غرب است تفاوت هايي دارد.
خانم دكتر جوليا آناس يكي از كساني كه در زمينه اخلاق فضيلت كار كرده است. مطلب حاضر ترجمه مقاله او در اين زمينه است كه البته مقداري تلخيص شده است.
اينك كه ترجمه مقاله منتشر شده است، گزارشي از محتواي اين مقاله كه قبلا در وبلاگ ارائه شده بود مجددا تقديم مي شود. متن خود ترجمه را نيز مي توانيد از اينجا دانلود كنيد.
- جوليا اليزابت آناس (متولد 1946) فيلسوف انگليسي – آمريكايي، تحصيل كرده دانشگاه هاي آكسفورد و هاروارد و هم اكنون استاد فلسفه دانشگاه آريزونا است. حوزه تخصصي او بيشتر فلسفه اخلاق، و به ويژه اخلاق فضيلت است. آناس در مقاله «فضيلت مند بودن و انجام كارِ درست» در صدد بررسي چيستي اخلاق فضيلت و چگونگي شناخت عمل صحيح اخلاقي از راه شناخت افراد صاحب فضيلت است. او معتقد است: «یک عمل از نظر اخلاقی صحیح است اگر و تنها اگر عملی باشد که یک انسان بافضیلت آن را انجام می دهد». آنگاه توضیح می دهد که به این قاعده دو گونه می شود تمسک کرد: یکی به شیوه کسانی که نوآموز و در ابتدای مسیر فضیلت آموزی هستند. اینان عمل شان تقلیدی صرف و بیشتر به خاطر آن است که جامعه از آن ها چنین انتظاری را دارد. لکن گروه دوم انسان های کاملا بافضیلت هستند. عمل صحیح و فضیلت مندانه اینان به خاطر شناخت و فهم خاص خودشان و معلول فهم موثر خود آن ها از فضیلت و لوازم آن، و رشد شخصیت شان است.
- آناس شناخت فضيلت و افراد بافضيلت را براي آدمي مقدور مي داند ولي تاكيد دارد كه هر كس بايد به دنبال «شناخت و فهم خاص خود» از فضيلت برود. نقد برخي از ديدگاه هاي موجود درباره اخلاق فضيلت، و رابطه نظريه با عمل از ديگر مباحثي است كه وي به آن توجه كرده است. او معتقد است: « اخلاق فضیلت به جای تلاش برای چپاندن اندیشه های اخلاقی روزمره ما در قالب یک سیستمِ «به دردِ همه کس» خور، به ما می گوید که به نقطه ای دیگر بنگریم؛ به آن چه که اتفاق می افتد وقتی که ما تلاش می کنیم یک بنّا یا پیانیست شویم. باورهای اخلاقی ای که ما از دیگران اخذ می کنیم تنها گامی است برای شروع. این امر ما را قادر می سازد به انجام کاری که برای ارتقا يافتن به مقام انسانی با فهم و شناخت بیشتر مورد نیاز است. اخلاق فضیلت چنین می انگارد که این همان چیزی است که همه ما تمایل داریم انجام دهیم. عوامل دیگر ممکن است مانع از اجرایی شدن این امر شود، لکن انسان های نادری هستند که اگر تحت تاثیر عوامل دیگر قرار نگرفتند بتوانند به شیوه ای کاملا مستقل، رشد اخلاقی پیدا کنند؛ بدون توجه به باورهای اخلاقی ای که با آن ها بزرگ شده اند یا تردید دارند که آن چه به آنها گفته شده انجام دهند آیا راهنمایی بی عیب و نقص برای عمل صحیح بوده است یا نه.
- پس، در مرحله ای که ما به وضعیت صرفا قراردادی بودن بسیاری از باورهای اخلاقی خود پی می بریم چه باید بکنیم؟ همچون دیگر نظریه های اخلاقی، لکن به شیوه ای متفاوت، اخلاق فضیلت در صدد ارتقای فهم ما به گونه ای است که بتواند از راه های بهتری منجر به انجام عمل صحیح از سوی ما شود. لکن اخلاق فضیلت تلاش برای تولید يك شیوه عملِ نظریه – محور که هر کس در هر مرحله ای بتواند آن را مورد استفاده قرار دهد، را باعث گمراهی می داند. این کار شبیه آن است که ما در تلاش برای ارتقا دادن ساختمان سازی، تاکید داشته باشیم که همه بنّاها بنّایی را از روی یک کتاب بیاموزند. چنین کاری ممکن است کارساز باشد، ولی آن افراد تبدیل به بنّاهایی خبره نمی شوند؛ بلکه کسانی هستند که باید خود را به بنّاهایی متخصص تبدیل کنند. به همین صورت، هر یک از ما در مورد خودمان باید به همین گونه عمل کنیم، با این قصد که به یک انسان فضیلت مندِ دارای فهم و شناخت تبدیل شویم، و نه صرفا روگرفتی اخذ شده از دیگران. هیچ دستورالعملی این کار را برای ما نمی تواند انجام دهد.»
- آناس براي توضيح ديدگاه خود مثالي مي زند: «یک بنّای تازه کار با انتخاب یک سرمشق و تقلید آن چه او می کند و تکرار کارهای او حرفه خود را فرا می گیرد. او به مرور زمان یاد می گیرد که ساختمان های بهتری بسازد؛ یعنی یاد می گیرد که تلاش های عملی خود را به گونه ای انجام دهد که وابستگی و ابتنای کمتری به نمونه هایی که دیگران ساخته اند داشته باشد، و بیشتر بیان گر فهم و شناخت خاص خود او باشد. او از یک شناخت تکه تکه و عاریه ای از ساختمان سازی به شناخت جامع تر و قابل توضیح تر خاص خود می رسد. کارهای او در این مرحله ممکن است متفاوت از کار کسی باشد که او را به عنوان سرمشق خود انتخاب کرده است؛ دقیقا به این خاطر که او بنّای بهتری است. دلیل این امر آن است که او آموزش دیده است، و آموزش دیدن به معنای اشتیاق برای پیشرفت کردن و بهبود بخشیدن است.
- اگر نمونه ای از هنرهای زيبا بیاوریم متوجه می شویم که چگونه این امر منجر به اصلاح عمل و شناخت فرد می شود. فرض کنید که من یک پیانو نواز خبره هستم، و آلفرد برندل[1] را به عنوان الگوی خود انتخاب کرده ام. روشن است که من اشتباه می کنم اگر گمان کنم که اگر با وسواس به آهنگ های او گوش دهم، حالات و رفتارهای خاص او را تقلید کنم، و فقط آن قطعه هایی را بنوازم که او می نواخت می توانم بیاموزم که «همچون آلفرد برندل بنوازم». اصولا ارتقا یافتن از یک فراگیر به یک متخصص، مستلزم به دست آوردن شناخت خاص خودتان از حوزه ای است که در آن به یادگیری مشغول اید. شخص فراگیر در ابتدای مسیر خود برای یادگیری، متکی به یک متخصص است، لکن هدف از یادگیری آن است که درباره آن چه از متخصص یاد می گیرید به شناخت و فهم خاص خودتان برسید. یک متخصص در حوزه عملی به دنبال این نیست که شاگردانی کاملا شبیه خود تولید کند که آن چه او انجام می دهد را تقلید کنند؛ لکن شاگردانی که قصد دارند خود را متخصص سازند تنها در صورتی می توانند چنین کنند که فهم و شناخت خاص خود را از موضوع به دست آورند. کسی که در صدد آن است که پیانو را همچون آلفرد برندل بنوازد در نهایت یاد می گیرد که همچون او بنوازد، نه این که متفاوت از او باشد.
- این نکته ها درباره مهارت های عملی است که آن ها را به نمونه ای مناسب برای تامل درباب فضیلت تبدیل کرده است. بایسته تاکید است که این امر به هیچ وجه به معنای آن نیست که فضیلت از هر جهت مانند یک مهارت است؛ بلکه ، روشن است که از برخی جهات کاملا با آن تفاوت دارد. همچنین نشان گر آن نیست که این حکایت، همه آن چیزی است که درباره گسترش فضیلت می توان بیان کرد. من صرفا بر نقطه شروع تاکید ورزیدم؛ که ما به عنوان یک فراگیر با تكيه بر افراد نمونه، کار را شروع می کنیم و پیش می رویم تا جایی که به فهم و شناخت خاص خود برسیم.»
- او در پایان مقاله خاطر نشان می کند که اخلاق فضيلت، نظریه ای نیست که به ما بگوید چه باید انجام دهیم. نه چنين چیزی ممكن است و نه ما باید به دنبال آن باشیم. بلکه، این نظریه با راهنمایی ما جهت بهبود بخشیدن به عقل عملی به ما كمك مي كند كه هر گاه که در تردید و تحیر بوديم خودمان دريابيم که چه کاری باید انجام دهیم. اين نظريه ما را هدایت می کند به سوی پیروی از کسانی که شجاع تر، بخشنده تر، و به طور کلی بهتر از ما هستند. و این کار را به صورت بازشناسی محدوده های میزان رشد و تعالی ما، همچنین کسانی که ما در صدد پیروی از آنها هستیم، انجام می دهد. در نهايت هم مي گويد چنين نتیجه اي تنها برای کسانی مي تواند مایوس کننده باشد که گمان می کنند انجام کار درست اخلاقي با استفاده از يك فرمول همگاني و بدون هر گونه تلاش اخلاقي ممكن است. آناس مزيت اخلاق فضیلت را اين مي داند كه به ما فهماند زندگی اخلاقی، ایستا نیست؛ بلکه همواره در حال تعالی و رشد است و ما همواره در اشتیاق این هستیم که کار بهتری انجام دهیم.
مشخصات كتابشناختي مقاله از اين قرار است:
Annas, Julia, "Being Virtuous and Doing the Right Thing", in: Proceedings and Addresses of the American Philosophical Association, Vol. 78, No. 2 (Nov. 2004), pp. 61-75.
با سلام