مقاله 35:  چرا به دانشجویان فلسفه، ماهی گیری یاد ندهیم؟

                            (جزوه مختصر مربوط به موضوع اين مقاله را مي توانيد از اينجا دانلود كنيد)


یکی از پرسش هایی که معمولا برای دانشجویان، پژوهشگران یا دیگر علاقه مندان به اخلاق و فلسفه اخلاق پیش می آید  این است که چگونه می توان یک موضوع را از منظر اخلاق مورد بررسی قرار داد. این مسئله به خصوص درباره موضوع های جدیدی که درباره آنها از این منظر کار چندانی نشده به طور جدی تری مطرح می شود.

موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا می کند که توجه داشته باشیم یکی از کاستی هایی که در آموزش های مربوط به فلسفه اخلاق در مجامع علمی ما وجود دارد، تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد، آن است که در این درس ها تاکید و تمرکز بیشتر روی «انتقال مطالب» به دانشجو است تا دادن «بینش و نگرش» و آموختن روش فلسفه ورزی به او. در این روش به جای آن که به دانشجو ماهی گیری را یاد دهند تا غذای یک عمر او را تامین کرده باشند، سعی می کنند با دادن چند ماهی به او غذای چند وعده (و گاه نهایتا یک ترم یا نیمسال، یعنی تا پایان جلسه امتحان! ) وی را فراهم نمایند. پیامد این وضعیت آن است که دانشجو با آن که مطالب فراوانی درباره فلسفه و فیلسوفان اخلاق می داند و حتی در آزمون پایان ترم هم نمره خوبی می گیرد ولی اگر بخواهد موضوعی را از منظر اخلاقی بررسی کند با مشکلات جدی رو به رو می شود.

برای بررسی یک موضوع از منظر اخلاقی، مثلا اخلاق کاربردی یا هنجاری، چه باید کرد؟ نگارنده مراحل ذیل را پیشنهاد می کند. آن چه می آید گر چه بیشتر ناظر به فلسفه اخلاق است ولی درباره دیگر گرایش های فلسفه هم کم و بیش کاربرد دارد.

  1. شناخت درستِ موضوع و ابعاد و کارکردهای آن. تا وقتی ما شناخت نسبتا جامع و کاملی از یک موضوع نداشته باشیم طبیعی است که نمی توانیم حکم فلسفی (و حتی غیر فلسفی) درستی درباره آن ارائه کنیم. فرض کنید می خواهیم موضوع «ماشین ها یا ربات های هوشمند» را از نظر اخلاقی مورد بررسی قرار دهیم. (قبلا در این باره بحثی در وبلاگ مطرح شد. به اینجا مراجعه کنید) برای نخستین گام بایستی درباره مباحثی از این قبیل کسب آگاهی کنیم: تعریف این ماشین ها، تاریخچه شکل گیری آنها، کاربردهای مثبت و غیر مثبت آنها در زندگی انسان امروز، خطراتی که از ناحیه آنها ممکن است به وجود آید، میزان استقلال آنها در فکر و در عمل کردن، مفهوم هوشمند بودن آنها، تفاوت هوش آنها و هوش انسانی، و درصد احتمال خطای این ماشین ها.  
  2. نگاه به موضوع از «نظر» اخلاقی و فلسفی. به هر پدیده ای از زوایای مختلف می توان نگریست. یک دانشجو یا علاقه مند فلسفه اخلاق بایستی بیاموزد که با عینک فلسفی و اخلاقی به موضوع مورد نظر خود نگاه کند. این امر به مرور زمان و بر اثر مطالعه، تامل و ممارست به دست می آید. در مثال ماشین های هوشمند، این ماشین ها را می توان از نظر فنی، حقوقی، اقتصادی، علمی، امنیتی، سیاسی، اجتماعی و مانند آن بررسی کرد. وقتی که ما به عنوان یک دانشجوی فلسفه با مباحث مطرح شده در مرحله اول پیرامون این ماشین ها به خوبی آشنا شده باشیم می توانیم با نگرش اخلاقی آنها را مد نظر قرار دهیم. نکته مهم در این مرحله پیدا کردن و به کار بردن همین «نظر» است. ما باید بیاموزیم که نگاه اخلاقی به این موضوع چه ویژگی هایی دارد و تفاوت آن مثلا با نگاه اقتصادی یا فنی یا اجتماعی چیست. اگر با عینک اخلاقی به این ماشین ها نگاه کردیم آن گاه نوبت به مرحله بعد می رسد که طرح سوال است.
  3. طرح سوال های اخلاقی. هر تاملی در عرصه فلسفه و اخلاق، و به طور کلی در همه علوم، با طرح سوال آغاز می شود. محقق یا محصل فلسفه در این مرحله  باید بتواند با توجه به آن چه در دو مرحله قبل به دست آورده سوال های اخلاقی ای را طرح کند. برخی از این سوال ها می تواند از این قرار باشد: آیا کارهای ماشین های هوشمند می تواند متصف به صفات و احکام اخلاقی ای چون خوب و بد شود؟ اگر این ماشین ها به خوبی کار نکردند یا بر اثر عملکرد یا تصمیم نادرست آنها به دیگران آسیبی رسید اخلاقا چه کسی مقصر است؟ خود آنها یا سازندگان یا برنامه ریزان یا کاربران آنها یا هیچکدام؟ چه چیزهایی در اخلاقی بودن (یا نبودن) یک عمل تاثیر می گذارد؟ آیا این ماشین ها را می توان «عامل اخلاقی» نامید؟ تفاوت رفتار این ماشین ها با رفتار یک انسان عقب مانده ذهنی از نظر متصف شدن به حسن و قبح اخلاقی چیست؟ آیا این ماشین های می توانند منشا ناهنجاری های اخلاقی در جامعه شوند؟
  4. تعیین نظریه و منظر برای پاسخ به سوال های فوق. مراحل قبل حالت زمینه سازی برای این مرحله و مرحله بعد را داشت. در حوزه فلسفه و از جمله در فلسفه اخلاق، دیدگاه ها، مکاتب و نظریه هایی گوناگونی مطرح است که انتخاب هر یک از آنها می تواند بر روی نوع مواجهه ما با هر موضوعی تاثیر بگذارد و ما را گاه به احکام متفاوتی درباره یک موضوع رهنمون شود. بنابراین، در این مرحله محقق یا محصل فلسفه باید روشن کند که قصد دارد پاسخ پرسش های مطرح شده در مرحله قبل را از کدام منظر و با تکیه به کدام دیدگاه مشخص کند. اگر شما نظریه سودگرایی را انتخاب کنید ممکن است به راحتی از عملکرد ماشین های هوشمند، به رغم آسیب هایی که می رسانند، دفاع کنید. اما اگر نظریه مثلا اخلاق فضیلت یا وظیفه گرایی را مبنای کار خود قرار دهید ممکن است به نتایجی دیگر درباره این ماشین ها برسید. همچنین اگر از دیدگاه اخلاق اسلامی نگاه کنید ممکن است به یک نتیجه برسید و اگر منظر اخلاق غیر دینی بنگرید به نتیجه ای دیگر.
  5. تلاش برای یافتن پاسخ. در این مرحله می توان یک یا چند سوال از سوال های مطرح شده در مراحل قبل را به عنوان محور بحث انتخاب کرد و با توجه به نظریه یا منظر انتخاب شده ، به مطالعه، تامل و تحقیق جهت یافتن پاسخ به آنها بر آمد. در این مرحله به هر اندازه میزان آگاه های اخلاقی و فلسفی شخص و تسلط او بر موضوع و بر شیوه تفکر و منطقی اندیشیدن بیشتر باشد طبیعتا پاسخ هایی که به آنها دست می یابد عمیق تر و جدی تر است.  
  6.  آشنایی با دیدگاه های مختلف درباره موضوع. حتی درباره یک موضوع جدید و بدیع هم ممکن است دیدگاه های گوناگونی مطرح شده باشد. از این رو تاملات فلسفی و یافتن پاسخ برای پرسش های فراروی یک اندیشمند وقتی به سرانجامی نیکو می رسد که وی از این دیدگاه ها و نظرات آگاهی یابد. این کار اولا مانع از فعالیت های تکراری می شود ثانیا توان و تامل را به سوی مباحثی که کمتر کار شده سوق می دهد، ثالثا افق و گستره بحث را بسیار وسیع تر می کند و برای مخاطب هم آموزندگی بیشتری دارد. برای آشنایی با دیدگاه های مربوط به یک موضوع می توان از راه ها و روش های گوناگونی استفاده کرد؛ از جمله: مراجعه به آثار مکتوب، استفاده از اینترنت، پرسش از اهل فن و آگاهان مسیر.
  7. پاسخ به نقدهای احتمالی. عرصه فلسفه ورزی معرکه آرا و اندیشه های گوناگون و گاه  متضاد است. شور و نشاط این وادی هم به همین موضوع بستگی دارد. مهم آن است که هر که پا در این میدان گذاشت بتواند اصول و قواعد بحث را مراعات نموده و اخلاق نظریه پردازی و نقد را پاس دارد. از این رو یکی از شرایط موفقیت در امر تحصیل، تحقیق و تدریس فلسفه آن است که شخص اولا با نقدها و دیدگاه هایی که مخالف اوست آشنا شود ثانیا هر اندازه از نقدها قابل قبول بود آنها را بپذیرد و به هر کدام که قابل خدشه بود پاسخ دهد.
  8. تدوین و سامان دهی یافته ها و ارائه آنها در قالب مناسب. از قدیم گفته اند انسان باید هم «حرفِ خوب بزند» هم «خوب حرف بزند». به این معنا که هم محتوا و هم قالب بحث باید مناسب باشند. در مباحث اخلاقی  و فلسفی هم اندیشه های افراد به هر اندازه معتبر و ارزشمند باشد اگر به خوبی تدوین و صورت بندی نشود و در یک فرم یا ساختار قابل فهم ارائه نگردد، مخاطب در فهم مطلب و ارتباط با موضوع دچار مشکل شده و انگیزه پی گیری و فهم آن را از دست می دهد. برخی از نکاتی که در تدوین ساختار بحث  بایستی مورد توجه قرار گیرد از این قرار است: ارائه تعاریف مورد نیاز، تاریخچه بحث، طرح موضوع، تبیین پرسش  اصلی، پرسش های فرعی، فرضیه بحث، دیدگاه های مختلف، توضیح نظریه مورد دفاع و مبانی و ادله آن، و نقد دیدگاه های دیگران. طبیعتا رعایت نکات و قوانین ویرایشی و نگارشی نیز در زیبایی و خوش فهمی  و خوش خوانی مطلب ارائه شده نقش زیادی دارد.
  9. گشوده گذاشتن بحث و تلاش برای تکمیل آن. گسترده و بی کرانه بودن اقیانوس اندیشه های فلسفی و اخلاقی از یک طرف، و محدودیت های گوناگونی که آدمی را فراگرفته از طرف دیگر، همچنین افزایش آگاهی های انسان به مرور زمان و رعایت تواضع و اخلاق علمی اقتضا می کند که تلاشگر وادی فلسفه هیچگاه کار خود را کامل و بی نقص تلقی نکند، بلکه هر موضوعی را همواره گشوده بگذارد و هر از گاهی با تامل مجدد، به تصحیح و تکمیل آن بپردازد. تغییر و تحول در دیدگاه های فلسفی نه تنها فی نفسه نقص به شمار نمی آید که اگر رو به کمال داشته باشد، خود نوعی کمال است. در زندگی برخی فیلسوفان دیده شده که این تحولات گاه به گونه ای بوده که مبنای تقسیم بندی مراحل زندگی فکری آنها شده، به گونه ای که گویی آن فیلسوف دو نفر بوده است. تعابیری چون «ویتگنشتاین اول و دوم» ناظر به چنین تحولاتی است.
  10. تمرین، ممارست و دانش افزایی مداوم. یکی از شرابط موفقیت هر چه بیشتر در وادی تاملات فلسفی، تمرین و تداوم است. علاقه مندی، شور و شیدایی، دانش جویی مدام، یادگیری و یاددهی بی وقفه، و نوشتن مستمر موجب می شود که به مرور زمان تسلط و توانایی شخص در زمینه مباحث فلسفی و اخلاقی بیشتر شود و نظرات او از حیث محتوایی نیز از پختگی بیشتری برخوردار شود. در جایی (متاسفانه الان نمی دانم کجا) خواندم که برخی از گذشتگان معتقد بودند هیچ انسانی تا سن چهل سالگی نمی تواند به مقام فیلسوفی دست یابد. شاید به این خاطر که کسب دانش و تجربه کافی در آدمی نیازمند گذر زمان است. این البته نیز قابل گفتن است که به هر اندازه بر دانش و علم آدمی افزوده می شود بایستی بر تواضع و فروتنی و انسانیت او نیز افزوده شود و به هر اندازه در اخلاق نظری صاحب نظر می شود در اخلاق عملی نیز رشدی مضاعف داشته باشد. از این رو شاید بد نباشد که همواره آویزه گوش مان کنیم که:

مغرور مشو به خود که خواندی ورقی    زان روز حذر کن که ورق برگردد


پرونده موضوعی(6): استدلال اخلاقي

با جست و جو در اينترنت چند مطلب درباره «استدلال اخلاقي» moral reasoning  پيدا شد كه در اينجا پيوندهاي آنها قرار داده مي شود. همان گونه كه قبلا هم گفته شده هدف از تهيه پرونده هاي موضوعي، صرفا معرفي برخي منابع است كه درباره يك موضوع وجود دارد و اين كار لزوما به معناي موافقت با نويسندگان يا مطالب مطرح شده نيست.

به هر حال، براي آگاهي از مطالب مربوط به استدلال اخلاقي    moral reasoning  مي توان به اين موارد مراجعه كرد:

1  2  3  4   5 6  7   8   9   10  11   12    

زلزله، زندگي و ديگر هيچ

به گزارش خبرنگار مهر از بوشهر، زلزله6.1 ریشتری ساعت 16 و 22 دقیقه سه شنبه در عمق 12 کیلومتری کاکی بوشهر را لرزاند.

پس از این زمین لرزه، حدود 90 پس لرزه مناطق مختلف در استان بوشهر را لرزاند.

خداوند انشاءالله درگذشتگان اين واقعه را رحمت كند و به مجروحان آن سلامتي و به بازماندگان صبر عنايت كند.

انشاءالله كه هر يك از ما به هر صورتي كه مقدور است در كمك به زلزله زدگان كوتاهي نكنيم.

همچنين اميدوارم يك برنامه كلان در كشور ما اجرا شود كه به توان به مرور زمان از نظر شيوه معماري و ساخت و ساز به گونه اي عمل كرد كه تلفات زلزله هاي احتمالي به كمترين حد خود برسد.

اخبار بيشتر درباره اين زلزله را در ميتوانيد در خبرگزاري مهر پيگيري كنيد.

مقاله 34: اخلاق فضيلت از ديدگاه جوليا آناز

جوليا اليزابت آناز (متولد 1946) فيلسوف انگليسي آمريكايي، تحصيل كرده دانشگاه هاي آكسفورد و هاروارد و هم اكنون استاد فلسفه دانشگاه آريزونا است. حوزه تخصصي او بيشتر فلسفه اخلاق، و به ويژه اخلاق فضيلت است. (براي آشنايي با زندگي و آثار آناز به اينجا و اينجا مراجعه كنيد)

يكي از آثار او مقاله اي است با عنوان «فضيلت مند بودن و انجام كارِ درست». مشخصات مقاله از اين قرار است:

annas, julia, "being virtuous and doing the right thing", in:  proceedings and addresses of the american philosophical association, vol. 78, no. 2 (nov. 2004), pp. 61-75.

 اين مقاله ترجمه شده است و اكنون با استفاده از آن، گزارشي مختصر درباره ديدگاه آناز پيرامون اخلاق فضيلت تقديم علاقه‌مندان مي شود. با توجه به اين كه، در حد اطلاع نگارنده، درباره وي به زبان فارسي كار چنداني نشده است اميد است كه اين مطلب مفيد واقع شود.

1.      آناز در این مقاله در صدد بررسي چيستي اخلاق فضيلت و چگونگي شناخت عمل صحيح اخلاقي از راه شناخت افراد صاحب فضيلت است. او معتقد است: «یک عمل از نظر اخلاقی صحیح است اگر و تنها اگر عملی باشد که یک انسان بافضیلت آن را انجام می دهد». آن‌گاه توضیح می دهد که به این قاعده دو گونه می شود تمسک کرد: یکی به شیوه کسانی که نوآموز و در ابتدای مسیر فضیلت آموزی هستند. اینان عمل شان تقلیدی صرف و بیشتر به خاطر آن است که جامعه از آن ها چنین انتظاری را دارد. لکن گروه دوم انسان های کاملا بافضیلت هستند. عمل صحیح و فضیلت مندانه اینان به خاطر شناخت و فهم خاص خودشان و معلول فهم موثر خود آن ها از فضیلت و لوازم آن، و رشد شخصیت شان است.

2.      آناز شناخت فضيلت و افراد بافضيلت را براي آدمي مقدور مي داند ولي تاكيد دارد كه هر كس بايد به دنبال «شناخت و فهم خاص خود» از فضيلت برود. نقد برخي از ديدگاه هاي موجود درباره اخلاق فضيلت، و رابطه نظريه با عمل از ديگر مباحثي است كه وي به آن توجه كرده است. او معتقد است: « اخلاق فضیلت به جای تلاش برای چپاندن اندیشه های اخلاقی روزمره ما در قالب یک سیستمِ «به دردِ همه کس» خور، به ما می گوید که به نقطه ای دیگر بنگریم؛ به آن چه که اتفاق می افتد وقتی که ما تلاش می کنیم یک بنّا یا پیانیست شویم. باورهای اخلاقی ای که ما از دیگران اخذ می کنیم تنها گامی است برای شروع. این امر ما را قادر می سازد به انجام کاری که برای ارتقا يافتن به مقام انسانی با فهم و شناخت بیشتر مورد نیاز است. اخلاق فضیلت چنین می انگارد که این همان چیزی است که همه ما تمایل داریم انجام دهیم. عوامل دیگر ممکن است مانع از اجرایی شدن این امر شود، لکن انسان های نادری هستند که اگر تحت تاثیر عوامل دیگر قرار نگرفتند بتوانند به شیوه ای کاملا مستقل، رشد اخلاقی پیدا کنند؛ بدون توجه به باورهای اخلاقی ای که با آن ها بزرگ شده اند یا تردید دارند که آن چه به آنها گفته شده انجام دهند آیا راهنمایی بی عیب و نقص برای عمل صحیح بوده است یا نه.

3.      پس، در مرحله ای که ما به وضعیت صرفا قراردادی بودن بسیاری از باورهای اخلاقی خود پی می بریم چه باید بکنیم؟ همچون دیگر نظریه های اخلاقی، لکن به شیوه ای متفاوت، اخلاق فضیلت در صدد ارتقای فهم ما به گونه ای است که بتواند از راه های بهتری منجر به انجام عمل صحیح از سوی ما شود. لکن اخلاق فضیلت تلاش برای تولید يك شیوه عملِ نظریه محور که هر کس در هر مرحله ای بتواند آن را مورد استفاده قرار دهد، را باعث گمراهی می داند. این کار شبیه آن است که ما در تلاش برای ارتقا دادن ساختمان سازی، تاکید داشته باشیم که همه بنّاها بنّایی را از روی یک کتاب بیاموزند. چنین کاری ممکن است کارساز باشد، ولی آن افراد تبدیل به بنّاهایی خبره نمی شوند؛ بلکه کسانی هستند که باید خود را به بنّاهایی متخصص تبدیل کنند. به همین صورت، هر یک از ما در مورد خودمان باید به همین گونه عمل کنیم، با این قصد که به یک انسان فضیلت مندِ دارای فهم و شناخت تبدیل شویم، و نه صرفا روگرفتی اخذ شده از دیگران. هیچ دستورالعملی این کار را برای ما نمی تواند انجام دهد.»

4.      آناز براي توضيح ديدگاه خود مثالي مي زند: « یک بنّای تازه کار با انتخاب یک سرمشق و تقلید آن چه او می کند و تکرار کارهای او حرفه خود را فرا می گیرد. او به مرور زمان یاد می گیرد که ساختمان های بهتری بسازد؛ یعنی یاد می گیرد که تلاش های عملی خود را به گونه ای انجام دهد که وابستگی و ابتنای کمتری به نمونه هایی که دیگران ساخته اند داشته باشد، و بیشتر بیان گر فهم و شناخت خاص خود او باشد. او از یک شناخت تکه تکه  و عاریه ای از ساختمان سازی به شناخت جامع تر و قابل توضیح تر خاص خود می رسد.  کارهای او در این مرحله ممکن است متفاوت از کار کسی باشد که او را به عنوان سرمشق خود انتخاب کرده است؛ دقیقا به این خاطر که او بنّای بهتری است. دلیل این امر آن است که او آموزش دیده است، و آموزش دیدن به معنای اشتیاق برای پیشرفت کردن و بهبود بخشیدن است.

5.      اگر نمونه ای از هنرهای زيبا بیاوریم متوجه می شویم که چگونه این امر منجر به اصلاح عمل و شناخت فرد می شود. فرض کنید که من یک پیانو نواز خبره هستم، و آلفرد برندل[1] را به عنوان الگوی خود انتخاب کرده ام. روشن است که من اشتباه می کنم اگر گمان کنم که اگر با وسواس به آهنگ های او گوش دهم، حالات و رفتارهای خاص او را تقلید کنم، و فقط آن قطعه هایی را بنوازم که او می نواخت می توانم بیاموزم که «همچون آلفرد برندل بنوازم». اصولا ارتقا یافتن از یک فراگیر به یک متخصص، مستلزم به دست آوردن شناخت خاص خودتان از حوزه ای است که در آن به یادگیری مشغول اید. شخص فراگیر در ابتدای مسیر خود برای یادگیری، متکی به یک متخصص است، لکن هدف از یادگیری آن است که درباره آن چه از متخصص یاد می گیرید به شناخت و فهم خاص خودتان برسید. یک متخصص در حوزه عملی به دنبال این نیست که شاگردانی کاملا شبیه خود تولید کند که آن چه او انجام می دهد را تقلید کنند؛ لکن شاگردانی که قصد دارند خود را متخصص سازند تنها در صورتی می توانند چنین کنند که فهم و شناخت خاص خود را از موضوع به دست آورند. کسی که در صدد آن است که پیانو را همچون آلفرد برندل بنوازد در نهایت یاد می گیرد که همچون او بنوازد، نه این که متفاوت از او باشد.

6.       این نکته ها درباره مهارت های عملی است که آن ها را به نمونه ای مناسب برای تامل درباب فضیلت تبدیل کرده است. بایسته تاکید است که این امر به هیچ وجه به معنای آن نیست که فضیلت از هر جهت مانند یک مهارت است؛ بلکه ، روشن است که از برخی جهات کاملا با آن تفاوت دارد. همچنین نشان گر آن نیست که این حکایت، همه آن چیزی است که درباره گسترش فضیلت می توان بیان کرد. من صرفا بر نقطه شروع تاکید ورزیدم؛ که ما به عنوان یک فراگیر با تكيه بر افراد نمونه، کار را شروع می کنیم و پیش می رویم تا جایی که به فهم و شناخت خاص خود برسیم.»

7.او در پایان مقاله خاطر نشان می کند که اخلاق فضيلت، نظریه ای نیست که به ما بگوید چه باید انجام دهیم. نه چنين چیزی ممكن است و نه ما باید به دنبال آن باشیم. بلکه، این نظریه با راهنمایی ما جهت بهبود بخشیدن به عقل عملی به ما كمك مي كند كه هر گاه که در تردید و تحیر بوديم خودمان دريابيم که چه کاری باید انجام دهیم. اين نظريه ما را هدایت می کند به سوی پیروی از کسانی که شجاع تر، بخشنده تر، و به طور کلی بهتر از ما هستند. و این کار را به صورت بازشناسی محدوده های میزان رشد و تعالی ما، همچنین کسانی که ما در صدد پیروی از آنها هستیم، انجام می دهد. در نهايت هم مي گويد چنين نتیجه اي تنها برای کسانی مي تواند مایوس کننده باشد که گمان می کنند انجام کار درست اخلاقي با استفاده از يك فرمول همگاني و بدون هر گونه تلاش اخلاقي ممكن است. آناز مزيت اخلاق فضیلت را اين مي داند كه به ما فهماند زندگی اخلاقی، ایستا نیست؛ بلکه همواره در حال تعالی و رشد است و ما همواره در اشتیاق این هستیم که کار بهتری انجام دهیم.

[1].   alfred brendel

  پیانیست استرالیایی. کتاب او با عنوان جادوی انگشتان: موسیقی جهان توسط پرویز منصوری به فارسی ترجمه شده است- م.

درگذشت دکتر محمود عبادیان

به گزارش خبرگزاری ایسنا، دکتر محمود عبادیان، استاد فلسفه دانشگاه های علامه، مفید و آزاد، شب گذشته (11 فروردین ماه 1392) به علت کهولت سن درگذشت. در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد چندین واحد با ایشان درس داشتیم. تواضع و فروتنی  و خوش اخلاقی و خوش رویی ایشان همواره مشهود بود. روحش شاد باد.

گزارشی از زندگی و آثار دکتر عبادیان را می توانید در اینجا مطالعه کنید.

مقاله 33 : عيد به مثابه امري اخلاقي

آیا به «زمان» هم می توان از منظر اخلاقی نگاه کرد؟ آیا می شود یک مقطع زمانی را از نظر اخلاقی خوب یا بد دانست؟ نسبت اخلاق با زمان چیست؟

فرارسیدن سال نو و تغییر طبیعت، بهانه خوبی است برای نگاهی به مسئله زمان از دیدگاه اخلاق، با بررسی موردیِ عید. مکتوب حاضر مسئله عید را به مثابه امری اخلاقی مورد توجه قرار می دهد. از این رو ضمن تبریک سال نو به همه فارسی زبانان، به ویژه دوستان مراجعه کننده به وبلاگ، چند نکته ای که درباره عید و اخلاق به نظر می رسد به رسم هدیه تقدیم می شود با این امید که سال جدید سالی سرشار از موفقیت و شادی  و تغییر و تحول برای همگان باشد.

الف) عید نوروز و گرامی داشت آن هر چند از سنت های ملی ایرانیان و برخی کشورهای فارسی زبان است ولی لزوما تضاد و تناقضی با باورهای اسلامی و دینی ندارد. به همین خاطر است که می بینیم ایرانیان از زمان پذیرش اسلام تا عصر حاضر هم باورهای دینی خود را پاس داشته اند هم سنت های ملی خود را و زمانی که عید نوروز با برخی مناسبت های دینی مثل ایام محرم یا فاطمیه هم زمان شده معمولا به بهترین وجهی توانسته اند این امر را مدیریت کنند به گونه ای که نه حرمت این مناسبت ها شکسته شود نه خوبی های عید نادیده گرفته شود. بنابراین، به نظر می رسد تلاش برای ایجاد تضاد بین باورهای دینی و آداب و رسوم ملی و کنار زدن یکی به نفع دیگری کاری نادرست باشد که می تواند به هر دو آسیب برساند.    

ب) از منظر دینی، «زمان» هم می توانند محل تجلی اخلاق و معنویت باشد. به همین خاطر است که برخی از ایام سال، مثل ماه رمضان و به ویژه شب های قدر، از جهت تربیت معنوی و اخلاقی مورد تاکید بیشتری قرار گرفته است.

ج) عید نوروز را می توان یکی از زمان های تجلی اخلاق و در واقع زمانی برای تربیت اخلاقی فرد و جامعه دانست. در این مقطع، همانطور که زمین و زمان نو می شوند آدمی هم می تواند تغییر و تحولی در جان خویش ایجاد نماید. از منظر اخلاقی، ایام عید می تواند زمان تجلی فضایل اخلاقی و کلاس فراگیری درس های اخلاقی بزرگی باشد که هر کدام سهمی در ایجاد «بهارِ جان» دارد. موارد زیر درس هایی است که امروز بیش از هر زمان دیگر باید از بهار آموخت و به نظر می رسد این زمان بیشتر از هر زمان دیگر ما به آنها نیاز داریم:

  1. تحول طلبی: من از درخت کمتر نیستم. بهار یعنی تحول طبیعت. یعنی عدم ایستایی و رکود. بهار یعنی زمین و زمان راکد نمی مانند. رکود موجب گندیدن و اضمحلال می شود. ما کمتر از زمین و زمان نیستیم؛ پس می توانیم متحول شویم. مهم آن است که به آن چه هستیم راضی نشویم. به آن چه داریم دل نبندیم. تحول خواهی، نخستین گام تغییر است. این البته شرط لازم است نه کافی. به شرط دیگر آن در بند بعدی اشاره می شود.
  2. کمال طلبی: دارم می روم یا بر می گردم؟ بهار رو به شکوفایی و رشد دارد. این نیز درسی دیگر است که باید برای اخلاقی بودن از آن فرا گرفت هر تغییری لزوما رو به کمال نیست؛ تغییری ارزشمند است که گامی به پیش باشد. شاید به همین خاطر است که در دعای تحویل سال از خدا می خواهیم که حال ما را به «احسن الحال» تبدیل نماید. این تعالی طلبی اگر هم در عرصه زندگی فردی هم در زندگی اجتماعی ما تحقق یابد موجب رشد و شکوفایی مادی و معنوی می گردد.
  3. امیدواری و عدم یاس: سبزم یا سترون؟ طبیعت با امید به فرارسیدن بهار است که سرمای زمستان را تحمل می کند. می توان از نو شدن سال این درس را گرفت که از سختی ها و مشکلات زندگی نباید ناامید و مایوس شد. هم تجربه زندگی انسان ها هم دستورات دینی ما نشان می دهد که فرد یا جامعه ای که ناامید نمی شود و از مواجهه با سختی ها و دشواری ها زندگی نه تنها مایوس نمی گردد بلکه این سختی ها را موجبی برای کار و تلاش بیشتر می کند در نهایت می تواند شاهد موفقیت را در آغوش بگیرد. (قرآن کریم در سوره انشراح آیه های 5 و 6 تاکید داردکه فان مع العسر یسرا. ان مع العسر یسرا) تقویت امید و امیدواری یکی از نیازهای مهم در زندگی فردی و اجتماعی ماست. درباره علل و عوامل و ابزارهای ایجاد امید در جامعه نکته های فراوانی مطرح است که باید در نوشته ای مستقل به آن پرداخته شود. از این رو پر بی راه نیست که بگوییم امیدوار بودن و امیدوار کردن دیگران یکی از درس های اخلاقی است که از بهار می توان آموخت.
  4. رفع كدورت ها: می توان آیینه ها را تمیزتر کرد. مشغولیت انسان ها به امور روزمره و سرگرم شدن هر کس به گرفتاری های خود، افزون بر ایجاد دوری جسمی، دوری روحی را نیز ایجاد می نماید. این دوری ها به مرور غبار کدورت را بر آینه جان ها می نشاند. عید فرصت مغتنمی است برای زدودن کثافت کدورت ها و دشمنی ها و احیای دوستی ها و مهربانی ها. عید این فرصت را فراهم می کند که هر یک از ما «خویش» را در نسبت با «دیگران» ببینیم و به خود به باورانیم که هر یک از ما به نسبت به یکدیگر وظایفی داریم که باید ادا کنیم.
  5. صله رحم: دیگران نیز آدمی هستند. انسان در مراوده و ارتباط با  دیگران است که می تواند علاوه بر ایجاد محبت و مهربانی، سختی ها و مشکلات زندگی خود را با دیگران سرشکن نماید تا تحمل آنها آسان تر شود. به نظر می رسد در عصر حاضر به رغم آن که ابزارهای اطلاع رسانی و ارتباطی هر روز بیشتر شده، ولی ارتباط حضوری آدم ها کمتر از گذشته شده است و روشن است که ارتباط های غیرحضوری نمی تواند جای دیدارهای چهره به چهره را بگیرد. دید و بازدیدهای نوروزی علاوه بر آن که خود تجلی یکی از فضایل اخلاقی دینی، یعنی صله رحم، است موجب بروز یافتن اخلاقیات دیگری چون احوال پرسی از دیگران، رفع مشکلات و کمک به دوستان و آشنایان نیز می شود. صله رحم می تواند انسان را از «تفرد و تنهایی» که یکی از دستاوردهای دوران مدرن است تا اندازه ای رهایی بخشد.
  6. سر زدن به خود! : من نیز آدمی هستم. اشتغال به فعالیت های روزمره و وظایفی که به هر حال بر عهده داریم، گاه موجب می شود که ما از «خود» خودمان غافل شویم. در طول سال معمولا همه ما در پی تلاش برای دیگران (مثلا خانواده، همکاران، یا ارباب رجوع) هستیم و در این میان خواسته یا ناخواسته جسم و جان خویش را به فراموشی می سپاریم. عید فرصت خوبی است که به خودمان سری بزنیم و اندکی از حق خویش بر خود را جبران نماییم. هم به جسم خود استراحتی دهیم هم به روح خود شادابی ببخشیم. گر چه این کار در همه زمان های دیگر هم ممکن است هم لازم، ولی ایام عید یکی از فراخ ترین زمان های برای انجام چنین کاری است.
  7. سير آفاق و انفس: این کتاب تمام شدنی نیست. بخشی از درس هایی که آدمی باید در زندگی خویش فراگیرد در کتاب «طبیعت» و در  متن زمین و زمان نگاشته شده است. این درس ها را در هیچ مدرسه و دانشگاهی نمی توان فراگرفت. از این رو در منابع دینی ما بر درس آموزی از طریق «سیر در آفاق» تاکید شده است. ایام عید و تعطیل، فرصتی فراهم می شود که باانجام مسافرت، انسان هم با سرزمین های جدید هم با شیوه زندگی دیگران آشنا شود هم از هر کدام درسی و تجربه ای بیاموزد. گردش در طبیعت در واقع قرائت کلام تکوینی خداوند است که اگر به خوبی انجام شود بر ایمان و معرفت او می افزاید.
  8. دستگيري از محرومان و کاستن آلام دیگران: من با دیوار تفاوت دارم. وجود دشواری ها و سختی ها در زندگی انسان امروز و برای برخی افراد جامعه ما امری غیرقابل تردید است. اما علاوه بر دستورات دینی، «انسان بودن» انسان نیز حکم می کند که به سهم و توان خود برای کاستن از مشکلات دیگران قدم بر دارد. ایام عید فرصتی خوبی را برای چنین کاری فراهم می کند. نکته مهم در این میان آن است که نباید پنداشت کمک های اندک، تاثیری ندارد. تجربه نشان داده همین کمک های به ظاهر کوچک وقتی بر روی هم انباشته شده گره های بسیار بزرگی را باز می کند. هر قدمی که در راه کاستن از آلام و رنج های دیگران برداشته شود در واقع برداشتن گامی برای ایجاد امید و شادی و نشاط بیشتر در جامعه است. این امر نوعی سرمایه گذاری است که در نهایت سود آن به همه افراد جامعه می رسد. نخستین گام برای رسیدن به این مقصود آن است که ما از رنج و سختی دیگران احساس رنج کنیم و نسبت به وضعیت دیگران بی تفاوت نباشیم. «من از بینوایی نیم رنگ زرد/ غم بینوایان رخم زرد کرد». این صفتی است پیامبرانه که در انسان های بزرگ دیده می شود (قرآن کریم درباره پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل می کند که: «عزیز علیه ما عنتم». آن چه شما را به سختی می افکند برای او بسیار گران می آید. (سوره توبه آیه 128).  
  9. رفع موانع: من موثرم یا علف؟ در راه رشد و تعالی اخلاقی علاوه بر ایجاد مقتضی، موانع را نیز باید از سر راه برداشت. یکی از این موانع، غرق شدن در رذایل اخلاقی یا دل بستن به خرافات و امور موهوم است. باید مواظب بود که مبادا زیبایی های زندگی را به خرافه ها پیوند زنیم. گشت و گذار در طبیعت و استراحت دادن به جسم و جان کاری است ضروری و لازم؛ ولی افتادن به وادی اموری که پشتوانه عقلی یا شرعی ندارد کاری است غیرقابل دفاع. گره زدن سبزه ها اگر کاری سرخوشانه و به طبع جوانی باشد شاید مشکلی ایجاد نکند ولی اگر بر اساس این باور باشد که براستی گرهی از کار آدمی می گشاید، به ویژه اگر موجب سستی و تنبلی و بی تدبیری او شود، کاری است که وجه عقلایی ندارد. نه مشکلات آدمی ریشه در عدد سیزده و نحوست آن دارد نه بخت و موفقیت او مشروط گره زدن به سبزه است. خداوند به آدمی هم پیامبر درونی، یعنی عقل، را داده است هم پیامبر بیرونی، یعنی دین را . با بهره گیری از این دو است که می توان بر مشکلات غلبه کرد و گره از کارها گشود. گره زدن دل و دیده به این دو در واقع کلید رفع مشکلات و ایجاد طراوت در روح و روان است.
  10. عید ماندگار: عید بدون تعطیلی. اگر از نگاه تعلیم و تربیت اسلامی به عید بنگریم، متوجه می شویم که هر روز زندگی ما می تواند عید باشد. در واقع هر روزمان نوروز و نوروزمان پیروز باشد. معیار این عید، عدم سرپیچی از دستورات خداوند است. از امام علی(ع) نقل شده است که «كل يوم لايعصي الله فيه فهو يوم عيد» (نهج البلاغه، حکمت 428) هر روزی که در آن معصیت خداوند نشود روز عید است.