(دانلود از اینجا به صورت pdf)

فلسفه ورزی زایشی؛ نیاز امروز ما

1.      علم و دانش در تیول و انحصار هیچ کس نیست. خداوندی که خالق انسان است به همه آدمیان قدرت تعقل و اندیشیدن را عطا کرده است. بدیهی است در این میان هر فرد یا جامعه ای که این نعمت خدادادی را بهتر و بیشتر به کار گیرد از مواهب آن نیز بهره بیشتری خواهد برد. فلسفه و شاخه های متنوع و مختلف آن نیز، به عنوان محصول به کار گیری عقل و اندیشه، در نزد افراد و جوامع گوناگون وجود داشته و دارد. از این رو نمی توان فلسفه را مثلا منحصر به فلسفه غرب نمود و از تاملات فلسفی دیگر  جوامع غافل شد یا آن ها را تحقیر کرد. البته این نکته هست که به خاطر ارتباطی که بین فیلسوف/فلسفه و جامعه وجود دارد، اندیشه ورزی های فیلسوفان معمولا ناظر به مسائل و مشکلات جامعه خود و ناظر به سنت، تمدن و تفکری است که به آن تعلق خاطر دارند. در دوره جدید و معاصر که ارتباط فلسفه با جامعه بیشتر شده و انتظار از آن هم تغییراتی کرده است این مسئله به صورتی پر رنگ تر به چشم می خورد. به هر اندازه که یک فیلسوف از منابع و ذخائر دینی، فکری و تمدنی خود بیشتر استفاده کند و به هر اندازه که این ذخائر توانایی توجه به مسائل و دغدغه های انسان های بیشتری را داشته باشند، اندیشه های آن فیلسوف هم ابعادی وسیع تر و جهانی تری به خود می گیرد و افراد و جوامع بیشتری را به خود جذب می کند.

2.      دنیای امروز دنیای هماوردی و رقابت اندیشه ها است. در این عرصه صرف ادعای برتری از کسی پذیرفته نمی شود؛ بلکه برای اثبات توانایی و توانمندی علمی و فلسفی باید آستین همت بالا زد و ضمن نقد و بررسی اندیشه های دیگران، به طراحی اندیشه های نوین و تدوین نظریه های فلسفی بر اساس منابع و ذخیره های خود اقدام نمود. اگر جامعه علمی ما به آماده خوری فلسفی و رویکرد منفعلانه به داشته های فلسفی دیگران قناعت کند، بی تردید شجاعت و جسارت علمی و زایندگی فلسفی خود را از دست می دهد و این امر چیزی نیست جز بردگی و بندگی دیگران و نان خوردن از سفره همسایه. از قدیم هم گفته اند: «هر که به امید همسایه نشست گرسنه می خوابد» این خواب اگر در زندگی فردی ما آسیب های اندکی داشته باشد در زندگی اجتماعی و حیات علمی مان بی تردید ضرر و زیان های فراوانی را بر ما تحمیل خواهد نمود، که عقب ماندگی علمی و فلسفی و دچار شدن به فقر فرهنگی، یکی از آن ها است.

3.      آن چه گفته شد به معنای بستن در به روی اندیشه های دیگران و عدم آشنایی با فلسفه های دیگر نیست، بلکه مکتوب حاضر در راستای این ایده است که رشد و تعالی و نشاط جامعه فلسفی ما امروز در گرو آن است که همه اساتید، دانشجویان، پژوهشگران و همه اندیشوران و کوشندگان عرصه های متنوع و مختلف فلسفه ورزی در جامعه ما باید در عین آشنایی با اندیشه های فلسفی دیگران، ضمن حفظ رویکرد فعالانه و هدفمند، همت و تلاش خود را مصروف نظریه پردازی های فلسفی و طراحی چارچوب ها و قواعدی کنند که در عین بهره گیری از تجارب و اندیشه های دیگر جوامع و اندیشه ها، برگرفته از منابع غنی فلسفی و دینی جامعه خود ما باشد. در این صورت است که «فلسفه خوانی» ما به سوی «فلسفه ورزی» حرکت می کند و کلاس های فلسفه ما از محلی برای انباشته کردن و حفظ مشتی اصطلاحات و مفاهیم، تبدیل می شود به محیطی برای تمرین اندیشه ورزی و نظریه پردازی و مواجهه معقول و منطقی با دیدگاه های دیگران. همچنین برون داد تلاش گروه های فلسفی حوزوی و دانشگاهی ما، محصولاتی می شود که ناظر به مسائل و دغدغه های علمی و عملی جامعه ما در وهله اول، و دیگر جوامع، در مرحله بعد، خواهد بود.

4.      برای این که به امید همسایه ننشینیم تا مبادا گرسنه بمانیم، به نظر می رسد باید چند نکته را در نظر بگیریم:

الف) فلسفه را به خوبی بخوانیم و بشناسیم؛ نه تنها فلسفه اسلامی را بلکه اندیشه های فلسفی دیگران را نیز هم. آشنایی با دیدگاه های دیگران هم موجب گسترش دایره فلسفه ورزی ما می شود هم راه را برای بررسی های انتقادی و تطبیقی باز می کند، هم موجب می شود که موافقت یا مخالفت ما با فلسفه های دیگر از روی آگاهی و شناخت باشد.

ب) رویکرد ما به فلسفه ورزی باید رویکردی روشمند و برنامه ریزی شده باشد. تاملات فلسفی هم مثل هر کار و رشته دیگر  برای خود ضوابط و اصولی دارد که بدون آشنایی با آنها نمی توان به مقصود رسید.

ج) جهت گیری تلاش ما در فلسفه، رویکردی تولیدگرانه، زایشی و ناظر به گسترش مرزهای دانش باشد، نه صرفا عرصه ای برای رفتن به کلاس درس و یادگیری آن چه دیگران گفته اند.

د) از «خود باختگی» و «خودشیفتگی» در عرصه فلسفه بپرهیزیم و سعی کنیم روحیه «خودباوری» را در خود حفظ کنیم. باید مواظب بود که مبادا در عرصه فلسفه خوانی و فلسفه ورزی، مبهوت و مقهور نام های بزرگ و اندیشه ها و نظریه های کلان شویم. بزرگان را باید بزرگ داشت و تلاش های آنان را نیز باید ارج نهاد؛ ولی باید تلاش کنیم که راهی که آنان رفته اند را به پیش برده و به کمال رسانیم، نه این که در سایه سار درخت وجود آنان به استراحت پرداخته و از ادامه مسیر غافل شویم.

هـ ) روحیه تعالی طلبی و جست و جوگری مداوم داشته باشیم. به این معنا که به وضعیت فلسفی موجود خود قانع نباشیم، و راه فلسفه ورزی را پایان یافته ندانیم. وجود شخصیت های بزرگی چون ابن سینا، سهروردی، ملاصدرا، یا در دوره معاصر کسانی چون مرحوم علامه طباطبایی و استاد مطهری، نباید ما را از تلاش بیشتر بازستاند با این استدلال که هر چه بوده آنها گفته اند. فلسفه ورزی یک مسیر بی پایان است. هر کس می تواند آن را گامی به پیش برد، ولی نمی تواند ادعا کند که آن را به کمال رسانده است. فرد یا جامعه تعالی طلب همواره در تلاش و تکاپو است. زنده به آن است که آرام نگیرد. همواره روحیه نقد و بررسی را در خود حفظ می کند و در عین حال به دنبال آن است که راه های نرفته را بپیماید. هر چند طبیعتا پیمودن چنین مسیرهایی سختی ها و مشکلات فراوان دارد. از این رو می توان گفت حتی اگر اصول و قواعد فلسفه ورزی هم محدود باشد دست کم در هر زمان باید به دنبال آن بود که مسائل نوپیدا را در ذیل آن اصول و قواعد مورد بررسی قرار داد و برای حل آنها راهکارهایی پیدا کرد.

ایجاد چنین روحیه ای در گام نخست بر عهده اساتید محترم فلسفه و مسوولان موسسات و نهادهای علمی و پژوهشی است، و در مرحله بعد بر دوش دانشجویان و پژوهندگان – و به طور کلی تلاشگران و علاقه مندان - فلسفه در جامعه ما. همراهی و همگامی اینان است که در مجموع باعث رشد و شکوفایی هر چه بیشتر تفکر فسلفی در جامعه ما می شود. در صورت وجود چنین تلاش ها و چنان روحیه ای است که می توان وارد عرصه گفت و گوی فلسفی با دیگران شد و از داشته های خود دفاع نمود.

5.      برای وصول به آن چه که در بالا مطرح شد هر کس میتواند به سهم و توان خود گام بردارد و هر گامی در حد خود ارزشمند است. مجموع جویبارهای حکمت وقتی به هم بپیوندد، دریای حکمت را شکل می دهد که کام تشنگان را سیراب می گرداند و نهال های اندیشه و تفکر و تعقل و خردورزی را آبیاری و شکوفا می کند. به عنوان یک نمونه از تلاش های انجام گرفته در راستای آن چه در این مقاله مطرح شد می توان از کتاب «اخلاق پژوهش: مبانی و مسائل» نام برد. این کتاب – که بهانه نگارش مقاله حاضر شد - مجموعه ای از مقالات تالیف (و یکی دو مقاله ترجمه) در زمینه اصول و ضوابط اخلاقی است که بایستی در هنگام پژوهش و تحقیق مورد توجه قرار داد. کتاب زیر نظر آقای دکتر محسن جوادی انجام پذیرفته و توسط «پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی» در سال 1390 در 617 صفحه منتشر شده است. گر چه همه مقالات کتاب قابل استفاده است ولی در این میان، مقالات زیر با مدعا و مقصود مقاله حاضر – یعنی تولیدگری فلسفی – تناسب بیشتری دارد:

الف) «درآمدی بر اخلاق پژوهش در علوم انسانی و اسلامی» از حجت الاسلام دکتر سید حسن اسلامی اردکانی.

ب)«مستندات نقلی اخلاق پژوهش»، از آقای غلامحسین اصغرزاده.

ج)پیش نویس ضوابط بنیادی اخلاق پژوهش»، از دکتر سید حسن اسلامی.

در «مستندات نقلی اخلاق پژوهش»، سعی شده با مراجعه به متون روایی اسلامی، روایات مناسب برای تدوین یک نظام اخلاقی درباب اخلاق پژوهش و مبتنی بر دیدگاه های اسلامی، استخراج شود. به نظر نگارنده بررسی نقاط قوت و ضعف این کار و کارهایی از این دست، می تواند راه را برای بهره گیری هر چه بیشتر از منابع دینی برای طرح نظریه های اخلاقی و فلسفی فراهم سازد. تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد این گونه نظریات برای مجامع فلسفی بیرون از ایران هم جذابیت های خاص خود را دارد و معمولا مورد توجه قرار می گیرد.