داستان دل انگیز «معرفت» و شناخت، از نخستین روزگاران حیات آدمی با او همراه بوده و تا امروز نیز ادامه یافته است. در هر زمان برای آدمیان - و به ویژه برای اهل فکر و فلسفه - سوال هایی از این دست  مطرح بوده که آیا ما می توانیم به شناخت خویشتن و جهان نائل آییم یا نه. و اگر می توانیم چگونه و تا چه اندازه می توانیم به معرفت های خودمان اعتماد کنیم.  به این گونه سوال ها هر فیلسوف یا مکتب فلسفی به فراخور مبانی فکری خود پاسخ های خاص خود را داده است. بر اساس همین پاسخ ها است که گروهی شکاک نامیده می شوند گروه جزمی و یقین گرا. گروهی مطلق گرا هستند و گروهی نسبی گرا. و تقسیم بندی هایی از این دست که در تاریخ فلسفه فراوان است.
مباحث معرفت شناختی در فلسفه اسلامی نیز از نخستین روزگاران شکل گیری اندیشه های کلامی و فلسفی از سوی اندیشمندان مسلمان مطرح شده است.
استاد مطهری هم در جای جای آثار خود - به ویژه در مواردی که به طور خاص مباحث معرفت شناختی را مطرح می کند - موضوع های گوناگونی را در حوزه شناخت مطرح می کند. با توجه به پراکندگی این مباحث, در فصلی از کتاب «طهور در ساغر» به گرآوری و جمعبندی و تدوین دیدگاه های ایشان در زمینه شناخت پرداخته شد که این بخش اینک به صورت مستقل تقدیم علاقه مندان می شود.
این مقاله را می توانید از اینجا دانلود فرمایید.
برخی از موضوع هایی که در این مقاله مطرح شده از این قرار است: معیار شناخت حقیقی؛ ادله نسبی گراها و نقد این ادله؛ ممکن بودن تحصیل شناخت حقیقی؛ دفاع از نظریه مطابقت در مسئله صدق گزاره های معرفت شناختی.