شعبده با اهل راز: درنگی درباره عرفان نمايي های امروزي در جامعه ما
تلگرامي اندكي انديشه عضو شويد. كليك كنيد:
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد بنياد مكر با فلك حقه باز کرد
بازي چرخ بشكندش بيضه در كلاه زيرا كه عرض شعبده با اهل راز كرد
( حافظ )
🔷 از نقل آنان که دستی در عُرف عرفان داشته و ریزهخوار خوان مائدههای ماوراییاند چنین بر میآید که سپردن دل به خنکای زلال منابع معنوی، روح را جلا داده و انسان را از عطر دلاویز بوستان ناپیدا کرانه عالم معنا سرمست میکند. دور افتادگان از این وادی، و فرورفتگان در منجلاب عالم ماده را طبیعتا از این امور بهره چندانی نیست و ادراک آنچه اهل راز گفته اند برایشان دشوار مینماید. هر چند «آن را که خبر شد خبری باز نیامد» و او را «مهر کردند و دهانش دوختند»، ولی «شرب مدام» سالکان مسلک عرفان نشان میدهد که آن سوی پرده خبرهایی هست و با جد و جهد و لطف، میتوان در پیاله «عکس رخ یار» دید. این نیست مگر به خاطر آن که در درون آدمی همواره گرایشی به سوی فرا رفتن از عالم ماده و گام نهادن در عالم معنا وجود داشته و دارد.
🔷 جامعه ایرانی نیز همواره شاهد بروز چهرهها و نحلههای عرفانی بوده است. با آمدن اسلام به ایران، عرفان اسلامی نیز در این دیار بهگونهای پر رنگتر جلوهگر شد. برآمدن عارفان عامل، نگارش آثار عرفانی فراوان، و تبیین جنبههای عملی و نظری عرفان، از جمله ثمرهها و پیامدهای شکل گیری عرفان اسلامی بوده است، هر چند البته در کنار یا در برابر آن، افراد و گروههای مدعی نیز فراوان بودهاند و این موضوعی است که در مکتوب حاضر مورد مداقه قرار میگیرد.
🔷 مقصود از عرفان نما (pseudo-mysticism) چیست؟ در اینجا، از باب «تُعرف الاشیاء باضدادها»، ابتدا مقصود خود را از عرفان اصیل و قابل دفاع بیان میشود تا در پرتو آن بتوان مفهوم آنچه را که شبه عرفان و عرفاننما نامیده میشود دریافت. عرفان مورد دفاع این مقاله، عرفانی است که متكي به موارد زير باشد:
1. برخورداري از دستگاه دینی، معرفتی و انسانشناختی نظام مند؛
2. داراي ارتباط با خداوند به عنوان یک مبدا متعالی؛
3. ناظر بودن به انگیزه صحیح و اهداف مشروع؛
4. بهره مندي از روشهای مشروع، معقول و منطقی؛
5. برخورداري از تعادل و دوری از افراط و تفریط(مثلا درباره دنیا و آخرت، درون گرایی و برون گرایی، وظایف و مسوولیتهای فردی و اجتماعی)
6. راهبري شدن توسط افراد با صلاحیت وداراي سابقه سلوكي روشن.
عوامل و زمینههای گرايش به مدعيان عرفان :
⬅️ 1. ناآگاهی از عرفان و عارفان حقیقی.
کسی که به هر دلیل به دنبال یافتن راهی برای تسکین یا تصفیه درونی خویش است برای انتخاب راه خود یا گزینش راهکار و دستورالعملهای این مسیر، به سراغ افراد و جریانهایی میرود که نسبت به آنها آگاهی دارد. حال اگر در این میان آگاهی او نسبت به افراد و جریانهای اصیل و صادق، کم یا ضعیف باشد امکان و زمینه آن هست که در حلقه مدعیانی قرار گیرد که او را به جای راه به بیراهه بکشانند.
⬅️ 2. سرخوردگیها، ناكامي ها و مشكلات.
زندگی آدمی همواره در معرض آسیبها و مشکلاتی است که میتواند روند معمول حیات عاطفی، و حتی سیاسی و اجتماعی او را دستخوش بحران كند. انسانی که در رسیدن به آرزوها یا اهداف و آرمانهایش با مشکل مواجه شده، سعی میکند در برابر این سرخوردگیها برای خود راه فرار و برونکردی پیدا کند كه يكي از آنها نوعی درون گرایی و تنزه طلبی است که شخص با پناه بردن به آن، سرپوشی بر سرخوردگیهای خود گذاشته و آنها را توجیه یا تحمل میکند. در چنین موقعیتهایی افراد، به ویژه جوانان، ممکن است در دام کسانی بیافتند که میتوانند به گونه ای هر چند کاذب، راه برون رفت از این سرخوردگیها را در اختیارشان قرار داده و آنان را به یک رضایت و آرامش، هر چند نسبی، برسانند. این تاثیر و آن نیاز به آرامش، گاه باعث شود که افرادی، حتی با نیت خیر، گمان کنند توان و صلاحیت عرض اندام در این عرصه و راهبری علاقهمندان را دارند و از طرف دیگر هم موجب میگردد که کسانی هم به هر دلیل به سمت و سوی اینان متمایل شوند؛ غافل از آنکه به قول حافظ:
نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که کُلَه کـج نهاد و تنـد نشسـت کلاهداری و آییـن سـروری دانــد
هزار نکته باریـکتر ز مو اینـجاسـت نه هر که سر بتراشد قلندری داند.
⬅️ 3. اقناع نشدن از عرفانهای موجود.
تحولهاي گوناگوني كه در دوران معاصر در سطوح و حوزههاي مختلف جامعه ما به وقوع پيوسته، و تغييرهایی که در ذائقه فكري و فرهنگي نسل جديد ايجاد شده گاه موجب شده كه نگرشهاي عرفاني مطرح در جامعه ما، به ويژه اگر به طور رسمی به عنوان نگرشهاي برتر و غالب تبليغ شوند، مورد توجه و رغبت بخشي از جامعه قرار نگيرد. اين امر به همراه روحيه کنجکاو، تنوع طلب و نوجوي جوانان، زمینه را برای گرایش آنان به نگرشها و ادعاهاي جديد فراهم کرده است. در چنين مواقعي اگر آنان از آگاهي كافي برخوردار نباشند خطر اين هست كه در دام عرفان نماييها و مدعيان يا افراد فاقد صلاحيت گرفتار آيند. تمسك بعضي از اين گرايشهاي شبه عرفاني به اموري كه براي نسل جديد جذابيت، و با حوزه گفتماني و فرهنگي آنان انس و الفتي بيشتر دارد (مثل موسيقي) در گرايش برخی از آنان به اين افراد و جريانها نقشي بهسزا دارد.
⬅️ 4. تلاش برای یافتن معنای زندگی.
سوال از معنا و مفهوم زندگي يكي از پرسشهاي بنياديني است كه فرا روي بشر قرار دارد لكن فقط برخي از انسانها آن را جدي گرفته و درباره آن تامل و مداقه دارند. پيدايش اين سوال هر چند ويژه دين، مذهب يا مليتي خاص نيست ولي براي يافتن پاسخ آن، راههاي گوناگون و منابع مختلفي وجود دارد كه يكي از آنها گرايش به امور عرفانی و رازواره است. نگرش عرفاني به خاطر ويژگيهايي كه دارد گاه از جذابيتهاي بيشتري نسبت به ديگر نگرشها، مثل نگرش عقلي، برخوردار است. از آنجا كه كساني كه سالك اين طريق مي شوند بيشتر به دل و درون توجه دارند تا بحث و جدلهاي عقلي و سوال و جواب، لذا راه براي ورود همگان بازتر، و امكان فرو غلطیدن به دام مدعیان و ناصالحان نیز بیشتر است.
5. عملكرد نادرست دین مداران.
هر گونه گفتار یا رفتار نادرست دین داران و عرفان مداران دینی میتواند موجب بدبینی افراد به دین و عرفان دینی شده و زمینه را برای گرویدن به عرفانهای غیر دینی و شبه عرفانها فراهم نماید. به هر اندازه موقعیت دینی، اجتماعی و سیاسی دین مداران بالاتر باشد پیامدهای سخن و عمل آنان نیز بیشتر است.
⬅️ 6. خلاءهای فکری و عقیدتی.
کسانی که در خود دغدغه و تمایل دینی و علاقه به گرایشهای عرفانی را دارند، به ویژه اگر در سنین جوانی باشند، همواره به دنبال خوانشی جذاب و قابل پذیرش از دین و آموزههای دینی هستند. حال اگر افراد، نهادها و رسانههای مبلغ دین نتوانند چنین تبیینهایی را ارائه نمایند، فضا برای افراد غیر صالح فراهم میشود تا بتوانند از خلاء ایجاد شده و از کوتاهی و کم کاری افراد صالح سوء استفاده کرده و متاع خویش را در جلوههایی جدید و زیبا در معرض دید جامعه قرار دهند. در چنین مجالی است که نگرشهای شبه عرفانی و حتی عرفانهای غیر دینی یا ضد دینی میتواند مجال عرض اندام پیدا کرده و برای خود مشتریانی را دست و پا نماید.
⬅️ 7. فرار از تکلیفهای دینی.
پذیرش دین همراه با پذیرش تکلیف، تعهد و مسوولیت است. پذیرش عرفان دینی نیز از این قاعده بیرون نیست. از این رو برخي از کسانی كه در پی راههایی برای شانه خالی از زیر بار این مسوولیتها بودهاند سعي كرده اند به سراغ عرفانهای غیر دینی ساده پسند و راحت گیر بروند. از این روست که دیده میشود بعضی از کسانی که وارد گرایشهای شبه عرفانی میشوند، پس از مدتی، تقید به مناسک دینی مثل نماز را رها میکنند.
⬅️ 8. ساده دلی و صداقتِ گروندگان.
یکی از مهم ترین عوامل گرایش به شبه عرفانها و افراد عارف نما، سادگی و صداقت گروندگان است. از این رو است که بخش عمده ای از مخاطبان این مدعیان را زنان و دختران یا مردان ساده و صادق تشکیل میدهند. اقبال اين افراد موجب میشود مدعیان در کار خود جرات پیدا کرده و دایره ادعا و اعمال و رفتار خود را چنان بگسترانند که اگر بخواهند هم امکان اصلاح خود را نداشته باشند.
⬅️ 9. فریبکاری و نیرنگ مدعیان.
همواره در طول تاریخ کسانی بوده اند که برای رسیدن به شهرت یا موقعیتهای اقتصادی یا اجتماعی از باورها و تمایلات دینی و عرفانی دیگران سوء استفاده کنند. این امر در روزگار فعلی نیز صادق است. چنین کسانی با نگاه ابزاری به انسانها به جای سعی و تلاش و بهره گرفتن از راههای مشروع و معقول، رهزن دین و ایمان مردمان شده و با طرح ادعاهای عرفانی و برگزاری جلسات و ادعای درمان امراض روحی و جسمی، افراد را فریب داده و آنان را ابزار کسب قدرت و ثروت، و حتی رسیدن به آمال و اهوای غیر اخلاقی خود میکنند.
درمواجهه با عرفان نماها و مدعيان چه بايد كرد؟
در پاسخ به پرسش فوق موارد زير بيان مي شود:
👈 1. معرفی عرفان حقيقي.
وقتی جریان یا جریانهایی را به غیر دینی یا غیر اصیل بودن متصف میکنیم، طبیعتا به این معناست که از نوعی عرفان اصیل که مبتنی بر برداشت صحیح از دین است دفاع میکنیم. یکی از مهم ترین وظایف مدافعان چنین جریان عرفانی اصیلی آن است که معرفی معقول و منطقی تبیین مبانی نظری عرفان اسلامی را وجهه همت خود ساخته و با استفاده از اصول قرآنی تبلیغ ـ یعنی «حکمت»، «موعظه حسنه» و «جدال احسن» ـ به معرفی هر چه بهتر آن بپردازند.
👈 2. تبیین معیارها.
دعوت از افراد برای گرایش به جریانهای عرفانی اصیل و دوری گزیدن از عرفان نماها وقتی ثمره عملی در بردارد که معیارهایی در اختیار آنان قرار گیرد تا به کمک آنها بتواند بین این دو تمایز قائل شود. از این رو میتوان گفت تدقیق شاخصههای عرفان و شبه عرفان یکی دیگر از بایستههای رویارویی معقول با جریانهای شبه عرفانی است. در غیر این صورت نمیتوان انتظار داشت که همه افراد به درستی راه را از چاه تشخیص دهند.
👈 3. شبههشناسی و پرسشیابی.
درباره عرفان و مباحث عرفانی همواره پرسشهای نوپیدایی در ذهن برخی از افراد جامعه پدید میآید. از این رو کار مدافعان عرفان اصیل به سامان نخواهد رسید جز آن که در مورد دیدگاه عرفانی مورد قبول و نقد عرفان نماییهای موجود، همواره به دنبال شناخت سوالها و شبههای باشند. ارائه پاسخهای مستدل و منطقی به این موارد، نقشی مهم در جذب افراد به سوی عرفان و عارفان حقیقی، و دور نمودن آنان از چنگ مدعیان دارد.
👈 4. تبیین نسبت عرفان و دین، و دفاع از عرفان ديني.
مدافعان عرفان اصیل دینی در عصر حاضر با دو گروه روبه رو هستند: یکی جریانهای عرفانی غیر دینی ، و دیگری جریانهای عرفانی دینی ولی مبتنی بر برداشتهای ناصحیح از دین. این مدافعان بايد ضمن نقد هر یک از این دو گروه، مبانی و معارف عرفانی دینی و امتیازهای آن را به خوبی تبیین نمایند.
👈 5. تبیین پیامدهای گرایش به عرفان نماها و مدعيان.
آدمی هر اندازه نسبت به پیامدهای کاری که انجام میدهد یا راهی که میخواهد انتخاب کند آگاهی بیشتری داشته باشد در گزینش خود دقت و هوشیاری بیشتری به کار خواهد برد و طبیعتا از آفتها و خطرات نیز ایمنی بیشتری خواهد داشت. یکی از دلائلی که افراد، به ویژه جوانان، به برخی از افراد و جریانهای مدعی عرفان و امور رازواره میگروند آن است که از پیامدها و خطرهایی که سر راه آنهاست آگاهی چندانی ندارند. این امر وقتی با فریب کاری مدعیان نیز همراه شود بر مشکلات کار میافزاید. بنابراین، یکی دیگر از وظایف دلسوزان مکتب و جامعه آن است که با بیان و ابزار مناسب در این باره اطلاع رسانی نموده و به جامعه هشدارها و آگاهیهای لازم را ارائه نمایند. در این زمینه گروههای مرجع جامعه، خطیبان و سخنرانان و رسانهها وظایفی دو چندان بر عهده دارند.
6. معرفی اسوههای عرفانی.
طبع آدمی چنان است که اگر تجسم آموزههای دینی و عرفانی را در افراد مشاهده کند پذیرش آنها برایش آسانتر است و برای عمل به آنها انگیزه بیشتری دارد. بعلاوه که همواره به نو واردان و ناواردان این راه سفارش شده که:
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است، بترس از خطر گمراهی
طرح نظریه الگوها یا اسوهها در منابع دینی، و به طور کلی یکی از اهداف فرستادن پیامبران و پیشوایان دینی، همین نکته بوده است. خوشبختانه علاوه بر پیامبر اسلام(ص) و امامان بزرگوار، در بین مذاهب اسلامی، به ویژه تشیع، همواره عارفان نامداری بوده و هستند که میتوان آنها را به عنوان نمونهها و الگوهای قابل دفاع به جامعه معرفی نمود. آشنایی با این افراد خود به خود معیاری را در اختیار علاقه مندان قرار میدهد تا به راحتی ادعای هر مدعی امور عرفانی را نپذیرند و عنان روح و جان خود را به دست او نسپارند.
👈 7. گسترش فضای عقلانیت و نقادي.
در غیاب خردورزي و عقلانیت است که آگاهی و شعور به حاشیه رانده میشود و کسانی میتوانند، با هر نیتی، ناآگاهی دیگران را نردبان رسیدن به اهداف و آمال خود کنند. در محیطی که افراد اندیشمند و صاحب نظر به آگاهی بخشی مشغول باشند دكان شبه عرفانها و خرافه پرستیها محدود تر میشود، هر چند نمیتوان امیدوار بود که به طور کامل از جامعه رخت بربندند
8. مواجهه علمی. مواجهه با جریانهای شبه عرفانی یا مدعیان عرفان بایستی با پشتوانه علمی و معرفتی انجام پذیرد. لازمه مواجهه علمی نیز آن است که با تشکیل گروههای پژوهشی و مطالعاتی و بهره گیری از افراد آگاه و دلسوز در رشتهها و زمینههای مختلف، هم اندیشهها و دیدگاههای این افراد و گروهها تجزیه و تحلیل شود، هم زمینهها و عوامل پیدایش و گسترش آنها، و هم نوع مواجهه صحیح با آنها مورد بررسی قرار گیرد.
👈 9. استفاده از مطالعات میانرشتهای.
مسئله عرفان نماییهای جامعه امروز ما مسئله ای چند لایه است که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با حوزهها و رشتههای گوناگونی در ارتباط است؛ حوزههایی چون: عرفان و تصوف، دین، فلسفه و کلام، جامعه شناسی، سیاست، تاریخ، روانشناسی و حتی اقتصاد. حال اگر دلسوزان و سیاستگزاران جامعه در صدد چاره جویی برای انتخاب یک رویکرد صحیح در این باره هستند چاره ای جز این ندارند که موضوع را به صورت میان رشته ای در نظر گرفته و از صاحبان نظر در همه رشتهها و حوزههای مورد نیاز برای بررسی همه جانبه بحث و رسیدن به نتایجی استوار، قابل دفاع و کم خطا کمک بگیرند.
👈 10. آسیب شناسی خرافهها و باورهای عوامانه.
پیدایش باورهای خرافی و دیدگاههای عوامانه در سطح جامعه، هر چند امری است جدی ولی چندان جدید نیست. رشد و گسترش این امور به مرور زمان باعث مخفی شدن چهره دین و عرفان دینی در زیر غبارها و شاخ و برگهایی میشود که به اسم دین و عرفان در جامعه گسترش یافته است. پيدايش و افزايش رفتارها و گفتارهايي كه هيچ مبناي عقلی و شرعی قابل دفاعي ندارند، از يك طرف موجب وهن دين و عرفان ديني، و در نتيجه گريز افراد از آن، مي شود و از طرف ديگر راه را براي سوء استفاده شيادان و عرض اندام مدعيان فراهم مي نمايد.
حسينعلي رحمتي
با سلام