پیامدهای شکل گیری
تشدید و تقویت رویکردهای فمینیستی به اخلاق، و پی ریزی فاف، موجب پیدایش تحولاتی عمده نه تنها در فلسفه اخلاق، که در سطح جامعه غرب شد. می توان گفت عمده ترین کارهای آنان در این زمینه عبارت بود از:
الف) نقد فلسفه اخلاق غرب.
 این نقد از چند جهت بوده است:

💠1.  نقد جهت گیری های کلی اخلاق غربی در نگرش منفی به زنان. به عنوان مثال، فیلسوفان فمینیست، اخلاق سنتی غرب را دارای نگرش عدالت محور می دانستند و ضمن مخالفت با آن، از نوعی اخلاق مبتنی بر مسوولیت دفاع می کردند که تاکیدش بیشتر بر مسوولیت، پاسخگویی   و روابط  بود تا حقوق و قواعد اخلاقی، و بیشتر به وضعیت خاص یک موقعیت اخلاقی  توجه داشتند تا لوازم و پیامدهای عام  یک عمل اخلاقی(Tong, 1999: 306).
2.  نقد معرفت شناسی اخلاقی  غرب و ارائه یک معرفت شناسی اخلاقی بدیل )ر.ک: (Addelson, 1993: 265-294.
3.  نقد موردی اندیشه ها و نگرش های اخلاقی فیلسوفان غربی. فیلسوفان مورد بررسی، گستره ای زمانی از یونان باستان تا دوران معاصر را در بر می گیرند. به عنوان مثال در آثار آنان هم نقد اخلاق ارسطو دیده می شود هم نقد اخلاق ارتباطی  هابرماس.
4.  نقد برخی دوگانگی  و تقابل های مطرح در فلسفه اخلاق غرب، مثلا تقابل عقل/احساس.

✅ ب)وارد کردن مباحث مربوط به زنان، در فلسفه اخلاق.
 بخشی از تلاش های فمینیستی در فلسفه اخلاق، جنبه ای ایجابی داشت؛ با این توضیح که اندیشمندان این عرصه متوجه شدند نقد اندیشه های اخلاقی غرب در مورد زنان هر چند امری است لازم ولی کافی نیست، چرا که این کار هر چند راه را برای استیفای حقوق زنان هموار می کند ولی تا وقتی نیازها و مسائل زنان مبنای نظریه پردازی فلسفی قرار نگیرد کار فاقد پشتوانه نظری خواهد بود و به سامان لازم خود نمی رسد. به همین جهت پا به عرصه نظریه پردازی نهادند. عمده ترین تلاش های آنان در این زمینه معطوف به موارد زیر بود:
1. توجه جدی به علائق زنانه. یکی از کارهای نظریه پردازان فمینیست آن بود که مسائل و نیازهای خاص زنان را وارد حوزه فلسفه اخلاق کرده و آنها را مبنا و نقطه شروع برخی نظریه پردازی های فلسفی نمودند. توجه آنها به موضوع هایی چون سقط جنین  را می توان در این راستا ارزیابی کرد)برای اطلاع بیشتر درباره موضوع ها، رویکردها و دیدگاه های مطرح در فاف، ر.ک: (Card, 2000.
2. ایجاد پارادایم های اخلاقی جدید. به عنوان مثال، تلاش افرادی چون کارل گیلیگان  در حوزه اخلاق راه را برای کسانی چون نل نودینگ  و سارا رادیک  باز کرد تا پارادایم های اخلاقی جدیدی چون اخلاق مسوولیت ، اخلاق مادرانه ، و اخلاق زنانه  را ارائه نمایند(Nye, 1999: 346).
3. توجه به اخلاق کاربردی. یکی از علل عمده توجه فمینیست ها به فلسفه اخلاق، کمک به بهبود وضعیت زندگی روزمره زنان بود. از این رو به جنبه های کاربردی اخلاق نیز توجه جدی کردند و موضوع هایی که بیشتر در حوزه «اخلاق کاربردی»  جای می گیرد از مهم ترین دلمشغولی های آنان در فلسفه اخلاق شد. نظریه پردازی آنان درباره موضوع هایی چون اخلاق پزشکی، تکنولوژی های تولید مثل، تعلیم و تربیت، اخلاق زیستی ، و حقوق حیوانات( Nye, 1999: 346) در این راستا است..

✅ج)تغییر جایگاه زنان.
مجموعه کارهای عملی و نظری در عرصه هایی چون فلسفه اخلاق موجب شد که مباحث مربوط به زنان علاوه بر محیط های علمی، در مجامع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز به طور جدی تری مطرح شود. هر چند شرایط به وجود آمده از جهات گوناگونی قابل نقد است.

✅د)گسترش منابع فلسفی.
  این مطلب به گونه ای است که امروزه به عنوان مثال تنها با یک جست و جوی ساده در اینترنت می توان به صدها نوشته در باره هر یک از مباحث فلسفه اخلاق زنانه دسترسی پیدا کرد. همچنین امروز بخشی مهم از نشریات خاص فلسفه فمینیستی به فاف اختصاص یافته است و هر روز مباحث، نظریه ها و نقد و بررسی های جدیدی در این عرصه ارائه می شود.

با كليك بر روي لينك زير ، ادامه مقاله را در «كانال اندكي انديشه» مطالعه كنيد:

كانال تلگرامي اندكي انديشه