فصلنامه اسراء
اولین مقاله، "تبیین برخی از اصول معتبر در عرفان نظری" نوشتۀ آیت الله جوادی آملی است.
نوشتار حاضر، پاره ای از رهگشایی ها و فواید عرفان نظری را در مواجهه با علم حصولی و ادراكات شهودی، بر می رسد. برای تبیین جایگاه عرفان نظری و كارایی آن در اعتبار سنجی علوم حصولی و رهیافت های شهودی، آشنایی با برخی قواعد و اصول عرفان نظری، ضرورت دارد. از این رو، مقالۀ پیش رو، در نوزده پاره، برخی از این اصول و قواعد را به بحث و بررسی می گذارد و به اجمال، آن ها را معرفی و مستند می كند. جایگاه شناسی عرفان نظری، در میان دریافت های حصولی و شهودی، از دیگر مباحث این رسالۀ كوتاه است.
دومین مقاله، "برهان صدیقین در حكمت متعالیه" نوشتۀ حمید پارسانیا است.
نگارنده در مقالۀ حاضر، تحولات برهان را در چهارصد سال اخیر، دنبال می كند و تقریرات متفاوتی را بر می رسد كه این برهان، پشت سر گذاشته است. وی بر این باور است كه برهان صدیقین، در سومین دوره از حیات خود، در تاریخ فلسفۀ اسلامی با تأثیر پذیری از مبانی حكمت متعالیه، تحولاتی را طی كرده است.
سومین مقاله، "علم دینی از منظر آیت الله جوادی آملی" نوشتۀ حسین سوزنچی است.
نگارنده در نوشتار پیش رو، می كوشد مبانی دین شناختی و علم شناختی آیت الله جوادی آملی را در زمینۀ علوم بشری و علم دینی، تبیین كند. به باور سوزنچی، آیت الله جوادی آملی، متفكری است كه با تكیه بر مباحث مختلف سنت تفكر اسلامی (همچون فلسفۀ اسلامی و اصول فقه) تبیین خاصی از موضوع علم دینی، ارائه می دهد. وی معتقد است که لُبّ دیدگاه این مفسر فقیه را شاید بتوان توجه به مراتب طولی عقل و نقل دانست.
چهارمین مقاله، "منهج و گرایش تفسیری تسنیم" نوشتۀ علی اسلامی و محمد رضا مصطفی پور است.
به باور نویسندگانِ این نوشتار، تفاسیر قرآن، هر یك از منهج و روشی استفاده كرده اند و با گرایشی خاص، تنظیم شده اند. روش برخی، مأثور و مبتنی بر سنت و روایات منقول از پیامبر و ائمه، بوده است و برخی دیگر، مبتنی بر روش عقل برهانی؛ برخی، روش تفسیر قرآن به قرآن، و برخی، گرایش ادبی یا كلامی و یا فلسفی و ... دارند. در قرن پانزدهم، تفسیر قیم تسنیم، به جامعۀ مسلمانان عرضه شد كه به لحاظ روش، از روش اجتهادی جامع، پیروی می كند. بدین صورت كه هم از روش تفسیر قرآن به قرآن و هم از روش مأثور و هم روش عقلی یعنی برهان عقلی، استفاده می كند و در گرایش نیز به گرایش معرفتی و اخلاقی و اجتماعی، به تفسیر قرآن پرداخته است.
پنجمین مقاله "تحلیل و بررسی عقل عربی از منظر محمد عابد الجابری" نوشتۀ سید محسن میری است.
نگارنده معتقد است که سابقۀ ارائه الگوهای جدید از عقلانیت از سوی متفكران مسلمان، به بیش از صد سال پیش، بر می گردد و هدف از آن، باز گرداندن توانایی های لازم برای جامعۀ اسلامی برای جبران عقب ماندگی ها و ناكامی های گذشته و نیز پیشرفت و خلاقیت در عرصه های علمی، فرهنگی، فناوری، اجتماعی و ... بوده است. وی در نوشتار پیش رو، به یكی از این نظریه پردازان، متفكر مراكشی محمد عابد الجابری می پردازد. در نوشتار حاضر، دیدگاه های جابری در عرصۀ علل عقب ماندگی جوامع عرب، طرح شده، نقد و تحلیل می گردد.
ششمین مقاله، "تفسیر فرات كوفی" نوشتۀ مریم قبادی است.
نوشتار پیش رو، دربارۀ تفسیری است متعلق به قرن سوم و سال های آغازین قرن چهارم، با عنوان "تفسیر فرات كوفی" كه غالب روایات آن، تأویلی (از نوع تطبیق و جری) است؛ اگرچه شمار اندكی از روایات، حاوی تفسیر باطنی یا ناظر به سبب نزول و یا برخی گزارش های تاریخی غیر مرتبط با آیات هستند. نگارنده معتقد است که به رغم ناشناس بودن و همچنان ناشناس ماندن فرات، به استناد نوع روایات مندرج در كتابش، می توان او را یك شیعۀ زیدی با گرایش عرفانی، به شمار آورد. وی علت فراگیر نشدن این كتاب را، نه وجود برخی ضعف ها در آن، بلكه بیش تر به دلیل روایاتی می داند كه مخاطبانی عام نداشته است و به اشارۀ معصوم، می بایست مكتوم و سر به مهر می ماند؛ جز برای اهل سرّ.
هفتمین مقاله "عبدالله افندی بوسنوی (992 ـ 1054 ه) و رسالۀ سر یقین او" نوشتۀ دكتر علی اكبر ضیایی و زهرا كدخدا مزرجی است.
نویسندگان این مقاله، معتقدند که عبدالله بوسنوی، از عارفان قرن یازدهم هجری است كه تأثیر بسیاری بر گسترش فرهنگ اسلامی، در منطقۀ بالكان داشته است. وی صاحب آثار بسیاری در عرفان نظری است كه مهم ترین آن ها شرح فصوص است. وی رسالۀ سرّ یقین را در تفسیر آیۀ شریفه (واعبُد رَبَّكَ حَتّی یأتِیكَ الیقین) به رشتۀ تحریر در آورد؛ و در آن، از مقام احمدی و معانی یقین، سخن گفت و ضمن رد این دیدگاه كه یقین به معنای موت است، با استناد به سخنان شیخ، با كلنجار در كتاب "مناقب العارفین جامی"، یقین را به معنای مشاهدۀ عین قدیم، تفسیر نموده است. مقالۀ حاضر، حاوی توضیحاتی دربارۀ نگارندۀ این رساله و متن اصلی رساله است.
با سلام