نكته ها (5): فلسفه خواني نصفه نيمه، يا فيل شناسي در تاريكخانه فلسفه ! (بخش اول)
1. نظريه فلسفي به مثابه يك پازل. انديشه هاي هر فيلسوفي در واقع يك منظومه فكري است كه از قطعه هاي گوناگون تشكيل شده و هر قطعه اي در يكي از آثار و نوشته هاي او خود را نشان مي دهد. از اين رو تا زماني كه همه قطعه هاي اين تصوير كنار هم چيده نشود نمي توان تصويري نسبتا كامل از تفكرات وي را به دست آورد. حال اگر امكان دسترسي به همه آثار اين فيلسوف وجود نداشته نباشد يا همه آثارش مثلا ترجمه نشده باشد يا ما حوصله مطالعه همه آثار وي را نداشته باشيم و در عين حال بخواهيم به آثار وي استناد كرده و ديدگاهي را با قاطعيت به وي نسبت دهيم، طبيعي است دچار نوعي فلسفه خواني، و فلسفه داني، نصفه نيمه شده ايم؛ چرا كه ممكن است آن فيلسوف در يك اثر خود نظري را مطرح كرده باشد و در آثار ديگر خود از آن عدول يا آن را تكميل كرده باشد. در اين صورت مي توان گفت فلسفه خواني ما چيزي شبيه داستان «فيل شناسي در تاريكي» است كه مولوي نقل مي كند و نتيجه اش اين مي شود كه چون «هر كسي از ظن خود» يار يك فيلسوف مي شود نمي تواند «از درون وي اسرارش» را دريابد.
به عنوان مثال به
اين فهرست و اين فهرست مراجعه كنيد و
ببينيد همه (يا شايد بخشي از) آثار هايدگر چه اندازه است بعد به فهرست آثار ترجمه
شده از وي به
زبان فارسي (مثلا در كتاب ماخذشناسي فلسفه غرب) هم نظري بياندازيد
تا مشخص شود چند در صد از آثار او به فارسي ترجمه شده است. حال اگر كسي زبان
انگليسي يا آلماني نداند يا به همه آثار هايدگر دسترسي نداشته باشد چگونه مي تواند
با «قطع و يقين» بگويد كه ديدگاه هاي هايدگر درباره فلان موضوع فلسفي چيست؟ درباره
بسياري از فيلسوفان ديگر هم داستان از همين قرار است. جان سخن در اين است كه اين
گونه استناد به آثار انديشمندان ، چه ايراني چه غير ايراني، نتيجه اش نوعي كسب
معلومات فلسفي است كه نه مي توان آنها را يك سر به كناري نهاد و نه مي توان با
قاطعيت به آنها اعتماد كرد.
براي مطالعه قسمت دوم اين مطلب اينجا را كليك رنجه فرماييد.
با سلام