در قسمت اول این مطلب، برخی نکته ها درباره انتخاب موضوع برای تحقیق مطرح شد. در این جا به چند نکته دیگر نیزاشاره می شود. طبیعتا مشارکت دوستان در این بحث و بیان دیدگاه ها و تجربه هایشان می تواند موجب مفید تر شدن مطالب شود.

  1. توجه به نیاز های جامعه. گر چه در ابتدای کار تحقیق ممکن است پژوهش با توجه به نیازهای مختلف فکری جامعه برای تان چندان مقدور نباشد ولی بهتر است توجه به نیازها را همواره به عنوان یک اصل و معیار برای انتخاب موضوع در نظر بگیرید. یکی از عواملی که باعث می شود افراد رغبت داشته باشند نوشته ها و تحقیقات شما را مطالعه کنند آن است که احساس کند تحقیق شما به نوعی ناظر به پاسخگویی به سوال ها و دغدغه ها و نیازهایی است که دارند.
  2. توجه به منابع. گر چه نگارش مقاله و انجام تحقیق در زمینه هایی که منبع چندانی وجود ندارد یک مزیت و برتری برای تحقیق شما محسوب می شود ولی اگر ابتدای مسیر تحقیق هستید و بدون وجود منابع کافی، انجام یک پژوهش برای تان مقدور نیست؛ همچنین اگر زمان زیادی در اختیار ندارید و به عنوان مثال لازم است تحقیق خود را تا پایان ترم به استاد تحویل دهید، بهتر است هنگام انتخاب موضوع، مسئله منابع را هم در نظر بگیرید و از انتخاب موضوع هایی که یا منبع به اندازه کافی ندارد یا به دلائلی چون ناآشنایی با زبان خاص (مثلا عربی یا انگلیسی) امکان استفاده از منابع را ندارید بپرهیزید.
  3. توجه به توان علمی خود. همان گونه که گفته شد همه عرصه های علوم، از جمله فلسفه، معرکه آرا و اندیشه ها و موضوع های فراوان است. از طرف دیگر ، نیازهای جامعه به مباحث مختلف هم یک واقعیت است که باید پذیرفت. ولی همه این ها به معنای آن نیست که شما می توانید هر موضوعی را برای تحقیق خود انتخاب کنید. بلکه لازم است توان و توشه و میزان اطلاعات علمی و تخصصی خود را نیز هنگام انتخاب موضوع در نظر بگیرید. به عنوان مثال، دانشجویی که در ترم های نخست تحصیل فلسفه است اگر قصد نقد و بررسی اندیشه های مثلا ملاصدرا یا ابن سینا یا کانت و دکارت باشد قطعا کارش به نتیجه خوبی نخواهد رسید؛ چرا که او هنوز از نظر علمی شایستگی انجام چنین کاری را ندارد و باید سالیانی را به تحصیل و مطالعه بپردازد تا به خوبی با اندیشه های این افراد آشنا شود و آمادگی نقد و تحلیل دیدگاه های آن ها را پیدا کند.
  4. داشتن ذهن موضوع یاب. بهتر است ذهن خود را طوری پرورش و عادت دهیم که همواره به دنبال شکار موضوع باشد. اگر این حالت به وجود آمد از شنیدن هر سخن یا خواندن هر کتابی، چندین موضوع به ذهن خطور می کند؛ به گونه ای که اگر در ابتدا از نداشتن موضوع شکایت داشتیم اینک از نداشتن زمان و فرصت برای تحقیق درباره موضوع های خود گلایه و شکایت خواهیم داشت. یکی از دلائلی که نویسندگان و اندیشمندان بزرگ حتی تا آخرین لحظه عمر خود دست از تحقیق و پژوهش بر نمی داشتند این بود که می دیدند مباحث بررسی نشده و موضوعات تحقیق نشده فراوانی دارند که بایستی آنها را به سامان برسانند.
  5. توجه به مرحله بعد. با انتخاب موضوع ، نمی توان کار را تمام شده پنداشت و تحقیق را شروع کرد ؛ بلکه مرحله اول از مراحل تحقیق به پایان رسیده و بایستی مرحله دوم که آن هم دارای اهمیت فراوان و سرنوشت سازی است را آغاز کرد. این مرحله عبارت است از : «مشخص کردن سوال اصلی تحقیق و فرضیه آن». این موضوعی است که امیدوارم بشود در فرصتی دیگر به بررسی اش پرداخت.