شمسه هاي شعبان(19): حقوق و حقايق-3
(3)
1. از آنجا که سخن اینک درباب حقوق است بد نیست به نکته ای دیگر نیز اشاره شود که عبارت است از چگونگی جبران حقوقی که توسط انسان از دیگران ضایع شده است. باید توجه داشت که از نظر اسلام هیچگاه راه برای برگشت از مسیر نادرستی که آدمی گاه به غفلت پیموده است بسته نیست. آنچه از آیات و روایات به دست می آید آن است که انسان به هر اندازه که خطا کرده باشد باز هم باید به رحمت و لطف خدا امیدوار باشد. در این میان، بزرگ ترین گناه، ناامیدی است. به نظر می رسد دلیل این امر آن باشد که آدمی به هر اندازه که حق دیگران را از بین برده یا نادیده گرفته باشد تا وقتی که کور سویی از امید در وجودش باشد برای جبران خطاهای خود اقدام می کند؛ لکن اگر ناامید شد دیگر قدمی در این باره بر نمی دارد؛ سهل است که گاه ممکن است با این توجیه شیطانی که «آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب»، به انجام خطاهای بیشتر نیز اقدام نماید. ناامیدی از خداوند و از این که انسان می تواند خطاهای خود را جبران نماید، بزرگ ترین محرک و مشوق آدمی برای ظلم بیشتر به دیگران، و در نتیجه، تباه شدن فرد و جامعه است. از این رو باید گفت یکی از مهم ترین وظایف رهبران دینی و مصلحان اجتماعی و حتی دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت آن است که نور امید را در ذهن و ضمیر فرد و جامعه روشن نگاه دارند و از این طریق راه را برای تربیت افراد و رشد و اصلاح جامعه باز نمایند. البته در این زمینه نیز باید از افراط و تفریط پرهیز نمود. نه باید شخص آنچنان از رحمت خدا ناامید شود که دست از هر کار اصلاحی بر دارد، و نه آنچنان به لطف و عنایت الاهی غره شود که به راحتی به هر کار خطایی اقدام نماید و هر حقی را تضییع نماید با این توجیه که رحمت خدا وسیع است و راه توبه، باز. بر همین اساس است که گفته اند آدمی همواره باید در حالت «خوف و رجا» باشد.
2. نکته دیگر آن که گر چه گفته شد همواره امکان بازگشت به راه صحیح و جبران خطاهایی که بر اثر تضییع حقوق دیگران انجام شده وجود دارد، لکن باید توجه داشت که به این بهانه نمی توان جبران خطاها را به تاخیر انداخت؛ چرا که هیچ کس نمی داند تا چه زمانی زنده است و چه ا ندازه فرصت دارد.
3. درباب حقوق دیگران ممکن است این سوال پیش آید که اگر انسان حق کسی را ضایع کرد در قبال او چه وظیفه ای دارد. در پاسخ به این سوال گفته اند که حقوقی که بر گردن انسان است از دو حال بیرون نیست: یا حق الله است یا حق الناس. حق الله حقوقی است که بین انسان و خداوند وجود دارد؛ مثل انجام عبادت و پرهیز از معصیت. اگر در این زمینه انسان کوتاهی کرد برای جبران آنها باید تا جایی که برای او مقدور است عباداتی که ترک کرده است را جبران و قضا نماید و برای مواردی هم که ممکن نیست یا فراموش کرده، از خداوند طلب عفو و بخشش نماید.
4. حق الناس نیز حقوقی از مردم است که به نوعی بر عهده انسان است. این حقوق نسبت به افراد مختلف با یکدیگر فرق می کند. مثلا پدر و مادر بر گردن انسان حقوقی دارند و همسایه انسان حقوقی دیگر. از این رو نقض این حقوق نیز می تواند دارای مراتب و درجات گوناگونی باشد. از یک شوخی و مزاح کوچک که باعث ناراحتی یک شخص می شود تا، خدای ناکرده، ایراد اتهام هایی که باعث ریختن آبروی دیگران می گردد، یا عدم مراعات وظیفه ای که انسان در قبال پدر و مادر، همسر، فرزندان، شاگردان، همسایه ها، همکاران، و دیگر افراد جامعه داشته است. در این موارد کار بسیار دشوار است و تا زمانی که صاحب حق از حق خود نگذرد یا فرد خاطی را نبخشد کار او درست نمی شود. این امر در مورد کسانی که از دنیا رفته اند یا به هر صورتی در دسترس انسان نیستند، از دشواری بیشتری برخودار است. همچنین مواردی که با آبروی افراد در ارتباط است و در دایره ای وسیع منتشر شده است، جبرانش اگر نگوییم غیر ممکن، بسیار دشوار است. به ویژه امروزه که مثلا یک سخن نادرست درباره یک فرد، می تواند در اندک مدتی در سراسر جهان منتشر شود و دیگر نمی توان آن را از دسترس دیگران دور کرد یا برای همگان توضیح داد. از اینجاست که می توان دریافت در عرصه های عمومی مثل فعالیت های سیاسی و اجتماعی، توجه به اخلاق و حقوق چه اندازه کارساز و مهم است و کنشگران اجتماعی و صاحبان رسانه ها از این جهت چه وظایف و مسوولیت های دشواری را بر عهده دارند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۰ ساعت توسط حسينعلي رحمتي
|
با سلام