شمسه هاي شعبان(5): مسافران كشتي نجات- 1
(ا)
1. زندگي آدمي چونان دريايي مواج است كه در خود گرداب هاي فراوان دارد. در مسير پر پيچ و خمي كه انسان از ابتدا تا انتهاي حيات خود مي پيمايد گرداب هايي بس هولناك، و امواجي بس خروشان وجود دارد كه اندكي غفلت مي تواند هلاك آدمي را رقم زند. مشكلات، سختي ها و دشواري ها، هواها و هوس ها، دوستي با افراد ناباب، تنبلي در رفع نيازها و مشكلات ديگران، ميل به حق كشي و ظلم به ديگران همچون ابرهاي تيره اي است كه مسير حركت را تاريك مي نمايد و «شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هائل» را رقم مي زند.
2. در چنين مسيري چگونه مي توان راه به سلامت پيمود و در ساحل نجات آرامش يافت؟ شناگري در چنين دريا، و بل اقيانوس، مواجي كه از هر طرف در محاصره خطرات و آفات فراوان است، چگونه امكان پذير است؟ آيا جز آن است كه انسان عاقل، خردمند و آينده نگر براي در امان ماندن از طوفان سهمگين حوادث، اقدام به تهيه كشتي محكم و قابل اطمينان مي كند؟ آيا جز با اعتماد به درياسالاراني آزموده مي توان دل به دريا سپرد و طي طريق كرد؟ به حكم عقل و تجربه چاره اي جز اين نيست. بديهي است آن كه خود را از كشتي و كشتيبان مناسب محروم نمايد با دست خويش، خود را به هلاكت افكنده است.
3. با توجه به آنچه گفته شد در اين جا چند پرسش بنيادين رخ مي نمايد: كدام كشتي براي طي نمودن اقيانوس زندگي مناسب است؟ در اين راه دل و دين به كه بايد سپرد؟ پاسخ اين سوال ها را مي توان در دعاهاي ماه شعبان يافت.
با سلام