سال گذشته به مناسبت فرارسيدن ماه شعبان مجموعه نوشته هايي را به عنوان «شمسه هاي شعبان» در روزنامه اطلاعات منتشر كردم كه برداشت هايي بود از دعاهاي ماه شعبان. با توجه به فرارسيدن ماه شعبان هر روز سعي خواهم كرد آن نوشته ها را در وبلاگ بازنشر كنم. انشاءالله كه باعث شود در اين ماه عزيز توجه مان به دعا و معنويت بيشتر شود.(لازم به يادآوري است كه شمسه نوعي از جمله شكل هاي ترسيمي سنتي و اسلامي است كه چون مدور و شبيه خورشيد است «شمسه» ناميده مي شود.)

1.      سر بلند كن. چشم از زمين بردار. به آسمان بنگر. ماه را ببين كه تازه جلوه گري آغاز كرده است. باران شعر و شور و شعور را ببين كه باريدن آغاز كرده، و شط «شعبان» را نظاره كن كه جاري شده است. جانت از گرماي بي امان حقد و حسد و حقارت ملول شده است؟ سپيدي روحت از زخم هاي سياهي و پلشتي گناه آلوده گشته است؟ سوداي سپيداري باورهايت آزرده زخم تبرهاي حيوانيت است؟ احساس مي كني چشمه سار جانت كه ديرزماني شاهد رويش گل هاي آفتاب گردان بود اندك اندك به مردابي بويناك تبديل شده است؟ اگر چنين است، پس زمان آن رسيده كه از خود سراغي بگيري و با خويشتن ملاقاتي داشته باشي. اين البته روشن است كه «ملاقات» زمان مي خواهد و چه زماني بهتر از آغاز ماه، و نو شدن زمان؟

2.      پس اينك كه هلال ماه شعبان چهره از نقاب افكنده، گاه آن است كه دست افشان و پاي كوبان با هلال ماه هلهله آغاز كني و رقص جان و عرياني روح را در خويشتن به نظاره بنشيني. اين، فرصتي است كه نبايد به راحتي از دست بنَهي. به ياد داشته باش كه اندك زماني ديگر «رمضان» از راه مي رسد و گاه «ضيافت ناز و جلوه نياز» فرا مي رسد. پس سزا آن است كه از هم اكنون خود را براي ميهماني مائده هاي آسماني آن آماده نمايي. و اين ميسر نمي شود مگر كه جان در «شط شعبان» بشويي و از منظر «شمسه هاي شعبان» به خورشيد بنگري. شمسه ها دريچه هايي هستند به سوي «شمس». رنگ و بوي شمس را دارند، و ديده عاشقان را به زيارت چهره معشوق مي برند. شمسه ها فاصله ها را كوتاه تر، پرده ها و نقش ها را زيباتر، و عمارت ها را دل پسند تر مي كنند. از اين رو، چه زيباست كه دل و ديده به شمسه بسپاري و خود را در شط شور انگيز شعبان رها سازي تا نگاهت ميزبان آسمان و آسمانيان گردد.

3.      پس: گاهي به آسمان بنگر.